|
وقتى نرونى به مدت طولانى تحت تاثير پيامى قرار مى گيرد به تدريج از شدت پاسخش به محرک کاسته ميشود. براى مثال، وقتى ساعت مچى به دستتان ميبنديد، به زودى به آن عادت ميکنيد و فراموش ميکنيد که ساعت را به مچ خود بستهايد. وقتى پيامرسانهاى عصبى براى مدت طولانى در سيناپس ى باقى ميمانند، نرون با کاهش ساخت گيرندههاى آن ها به اين وضعيت پاسخ ميدهد. اين ساز و کار امکان ميزان کردن گيرندهها را با پيامرسانها فراهم ميسازد. اين ساز و کار در شکل 1 به تصوير کشيده شده است. در اين شکل دارويى باعث کاهش حذف پيامرسان عصبى از شکاف سيناپسى ميشود. در نتيجه مقدار زيادى پيامرسان عصبى براى مدت زيادى در شکاف سيناپسى باقى ميماند. در پاسخ، نرون گيرنده کمترى توليد ميکند و در نتيجه حساسيت آن کاهش مييابد. اين تغيير در تعداد گيرندهها در وابستگى به يک ماده شيميايى رخ ميدهد. همين طور که مصرف دارو ادامه مييابد، مقدار بيشترى پيامرسان عصبى در شکاف سيناپسى باقى ميماند. اما وقتى مصرف دارو قطع ميشود، پيامرسانهاى عصبى دوباره ميتوانند از شکاف سيناپسى برداشته شوند و در نتيجه سطح آنها کاهش مييابد. با اين وجود، اکنون نرون گيرنده کمترى براى دريافت اطلاعات دارد. در غياب دارو، نرون نميتواند به طور عادى کار کند مگر اين که پس از مدتى تعداد گيرندهها به حالت اول خود باز گردد که البته اين عمل زمان ميطلبد. در برنامه هاى درمان دارويى مقدار مصرف دارو به تدريج کاهش داده ميشود تا به تدريج تعداد گيرندهها به اندازه عادى خود برگردد تا نشانههاى ترک دارو همچون آشفتگى روحى، افسردگى و ميل شديد به مصرف دارو کاهش يابد. بنابراين، اعتياد تنها يک حالت روانى نيست که بايک تصميم و اراده قوى بتوان بر آن غلبه کرد. اعتياد نوعى وابستگى بدنى است که با تغيير تعداد گيرندهها ايجاد ميشود. به عبارت ديگر، تصميم و اراده شرط لازم براى ترک اعتياد است اما شرط کافى نيست و مراقبتهاى پزشکى در اين زمينه بسيار موثر خواهد بود. پيام رسان هاى عصبى در حالت عادى به سرعت از فضاى سيناپسى بازجذب ميشوند. |  | وقتى دارويى بازجذب پيام رسان هاى عصبى را متوقف ميکند، افزايش بيش از اندازه پيام رسان هاى عصبى باعث تحريک بيش از اندازه گيرنده هاى موجود در سيناپس ميشود. |  | نرون با کاهش تعداد گيرنده هاى پروتئينى به اين وضعيت پاسخ ميدهد. |  | وقتى دارو حذف ميشود، مقدار اضافى پيام رسان به تدريج کاهش مى يابد و در اين حالت گيرنده هاى کمترى نيز براى دريافت پيام وجود دارند. |  |
به طور کلى داروهايى که به نحوى بر دستگاه عصبى اثر ميگذارند راداروهاى روان گردان مينامند. روانگردانها به صورتهاى مختلف بر فعاليت سيناپسها اثر ميگذارند. براى مثال، نشئهآورها داروهاى قدرتمندى هستند که از گياه خشخاش ( Papaver Somniferum ) به دست ميآيند. ترياک ، مورفين و هرويين از جمله نشئهآورهايى هستند که براى خلاصى از درد و القاء خواب ميتوانند مورد استفاده قرار گيرند. نشئهآورها عمل پيامرسانهايى موسوم به انکفالين را تقليد ميکنند. اين مواد مسکنهاى طبيعى بدن هستند که با باز کردن مجراى پتاسيم در نرونهاى نخاع از انتقال پيام درد به مغز جلوگيرى ميکنند. وقتى نشئهآورها به مدت طولانى مصرف شوند ، باعث کاهش تعداد گيرندههاى انکفالينها و در نرونهاى مربوطه ميشوند. وقتى نشئهآور به بدن نرسد ، پيامهاى درد به خوبى سرکوب نميشوند مگر پس از مدت زمان طولانى که دوباره تعداد گيرندهها به حالت عادى خود بازگردد. نشئهآورها بر بخشى از مغز به نام دستگاه ليمبيک نيز اثر ميگذارند و باعث ايجاد خوشى ميشوند. کوکائين روان گردان اعتيادآور ديگرى است که از گياه کوکا ( Erythroxylon coca ) به دست ميآيد. کوکائين از باز جذب دوپامين (پيامرسان عصبى که باعث آرامش و لذت ميشود) از شکاف سيناپسى جلوگيرى ميکند. به دام افتادن دوپامين در شکاف سيناپسى باعث تحريک مداوم نرونهايى ميشود که حالت نشئگى ايجاد ميکنند. از طرف ديگر، افزايش دوپامين در شکاف سيناپسى باعث کاهش گيرندههاى دوپامين در سطح سلولهاى پس سيناپسى ميشود. نرسيدن کوکائين به بدن باعث بازگشت دوپامين به سطح عادى خود ميشود. اما چون تعداد گيرندهها کاهش يافته شدت تحريک پذيرى نرون پس سيناپسى کاهش مييابد. براى تحريک مناسب اين نرونها وجود کوکائين ضرورى است. در صورت ترک کوکائين زير نظر پزشک به تدريج مقدار گيرندهها افزايش مييابد واعتياد برطرف ميشود. يکى ديگر از روانگردانهاى پرمصرف الکل (اتانول) است. الکل با تغيير ساختمان غشاى سلول باعث تغيير شکل گيرندههاى پروتئينى ميشود. گيرنده تغيير يافته ممکن است به تحريک حساس تر شود يا حساسيت آن کاهش يابد. اين تغيير حساسيت اثرات عميقى بر مغز ميگذارد. الکل باعث مهار نرونهايى ميشود که ناحيهاى از مغز را که مسوول احساس خوشى و لذت است سرکوب ميکنند. مغز کسى که مقدار زيادى الکل نوشيده قادر به موقعيت سنجى فيزيکى و اجتماعى دقيق نيست. از اينرو، اعمالى از او سر ميزند که در حالت عادى ازنظر خود او نيز شايسته نيست. از عوارض مصرف بيش از اندازه الکل ميتوان به سوء تغذيه، آسيب به دستگاه گردش خون، التهاب پوشش معده و تخريب کبد اشاره کرد. به نظر شما چرا با وجود پى بردن به مضرات الکل، مصرف الکل در جوامع بشرى روند صعودى دارد؟ اعتياد | Addiction | روانگردان | Psycoactive | مورفين | Morphine | انکفالين | Enkephalin | نشئگى | Euphoria | نشئه آور | Narcotic | ترياک | Opium | هرويين | Heroin | دستگاه ليمبيک | Limbic system |
بازگشت به مقاله اصلى |