در اين چند ساله که رسانهها گسترش يافتهاند و نوشتههای زيادی از زبانهای بيگانه به زبان فارسی ترجمه شده است، ساختارهای دستوری بيگانه همراه واژههای بيگانه به زبان فارسی راه يافتهاند که شايد خطر آنها از خود واژههای بيگانه بيشتر باشد. اين ساختارهای بيگانه حتی در ترجمهی فيلمهای خارجی نيز وارد شده است و مردم هر روز و هر شب آنها را از تلويزيون میشنوند و در نتيجه، گاهی در سخنان افراد عادی نيز بازتاب يافته است. اگر اين کار همچنان ادامه يابد، حتی اگر برای همهی واژههای بيگانه برابرهای فارسی بگذاريم، پس از اندکی با جملههايی رو به رو میشويم که ساختار زبان فارسی را ندارند. در ادامه نمونههايی از اين نادرستنويسیها میآيد. قابل و غير قابل پسوند -able در زبان انگليسی و فرانسه داشتن، شايستگی، توانستن و امکان را نشان میدهد. برای نمونه، predictable يعنی چيزی که بتوان آن را پيشبينی کرد(پيشبينیپذير يا پيشبينی شدنی). اين گونه واژهها با افزودن پيشوند in يا un مفهوم منفی پيدا میکنند. برای نمونه، unpredictable (پيشبينی ناپذير يا پيشبينی نشدنی) و invisible (ناديدنی). در اين چند ساله واژههای بسياری به صورت ترکيب قابل ... و غير قابل ... در نوشتههای فارسی راه يافته که پيامد ترجمههای ناآگاهانه است. چنين عبارتهايی ساختگی در زبان فارسی وجود نداشته است و از به کار بردن آنها بايد پرهيز کرد. برای پرهيز از نگارش اين عبارتها میتوان از سه راهکار زير بهره گرفت: الف) به مصدرهای ساده و گاهی مصدرهای مرکب، «ي» افزوده شود: شناختن: شناختنی و ناشناختنی ديدن: ديدنی و ناديدنی شنيدن: شنيدنی و ناشنيدنی بخشيدن: بخشيدنی و نابخشيدنی پذيرفتن: پذيرفتنی و نپذيرفتنی(به جای قابل قبول و غير قابل قبول) ب) به مصدرهای مرکب و گاهی مصدرهای ساده، پسوند «پذير» (و در حالت منفی ناپذير) افزوده شود. درمان کردن: درمانپذير و درمانناپذير نفوذ کردن: نفوذ پذير و نفوذناپذير پيشبينی کردن: پيشبينیپذير و پيشبينیناپذير گسترش يافتن: گسترشپذير و گسترشناپذير ترجمه کردن: ترجمهپذير و ترجمهناپذير ج) گاهی میتوان ساختار جمله را به گونهای تغيير داد که همان مفهوم را بدون به کار بردن چنين عبارتهايی بيان کرد. نمونه o بيماری ديابت غيرقابل درمان است، اما در اثر تلاشهای دو پزشک آلمانی امروزه ديابتیها میتوانند زندگی عادی داشته باشند. ديابت( بيماری قند) درمانناپذير است، اما امروزه بيماران ديابتی در اثر کوششهای دو پزشک آلمانی میتوانند زندگی عادی داشته باشند. يا ديابت(بيماری قند) درمان بنيادی ندارد، اما امروزه بيماران ديابتی...) o انفجارهای اشعه گاما آذرخشهای فضايی حاوی تشعشعات بسيار قوی انرژی هستند و وقوع آنها غيرقابل پيشبينی است. انفجارهای پرتو گاما آذرخشهايی فضايی با پرتوهای بسيار پرانرژی هستند و رخدادن آنها را نمیتوان پيشبينی کرد. (يا : ... پيشبينی ناپذير است) توسط، به وسيلهی و از سوی همانطور که پيش از اين گفته شد، هنگامی که مفعول جمله از فاعل جمله مهمتر است يا فاعل جمله ناشناخته است، از ساختار مجهول بهره میگيريم. به کار بردن چنين ساختاری در نوشتههای کهن نسبت به نوشتههای امروزی کمتر بوده است. با اين همه، ترجمههای نامناسب باعث رواج گونهای از ساختار مجهول شده که ويژهی زبانهای انگليسی و فرانسه است. به نمونههای زير دقت کنيد: o نخستين انتقال خون موفق در حدود سال 1665 ميلادی توسط جان ويلکينز انجام شد. o نقشه اصلی شهر بهوسيله مهندسان آلمانی طراحی و به مرحله اجرا گذاشته شد. o پوست ممکن است به علت دريافت نکردن پيام تعرق توسط اعصاب پا نيز خشک شود. o اين کتاب به کوشش اسفنديار کامرانی از سوی انتشارات پيام گلچين منتشر شده است. فعل اين جملهها به صورت مجهول است، اما فاعل نيز در جمله آمده است. چنين ساختاری در نوشتههای گذشتگان بسيار کم ديده می شود. برای مثال، در سياستنامه خواجه نظام الملک توسی(صفحهي 321) چنين آمده است: «سينباد بردست جهور کشته شد». با وجود اين، در بيشتر جملههای مجهولی که در زبان فارسی به کار رفته، فاعل ديده نمیشود. چرا در زبانهای انگليسی و فرانسه، فاعل در جملهی مجهول نيز میآيد؟ برای پیبردن به دليل اين کار بهتر است به جملههای انگليسی زير دقت کنيد: Alexander Bell invented telephone in 1876. Telephone was invented by Alexander Bell in 1876. هر دو جمله میگويند که الکساندر بل تلفن را در سال 1876 اختراع کرد. اما در جمله نخست فاعل(الکساندر بل) در آغاز جمله آمده و در جملهی دوم، مفعول(تلفن) در آغاز آمده است. اين کار را میتوان برجسته سازی ناميد. جملهی نخست ممکن است از نوشتهای باشد که پيرامون الکساندر بل است، اما جملهی دوم ممکن است از نوشتهای باشد که پيرامون تلفن است. نويسندهی جملهی دوم، مفعول را در آغاز جمله آورده و از اين رو فعل آن به صورت مجهول آمده است. فاعل نيز به صورت متمم پس از فعل جای گرفته است. در زبان فارسی نيز میتوان برجستهسازی کرد، اما به آوردن فعل مجهول نياز نيست. میتوان مفعول را در آغاز جمله آورد و فاعل را پس از آن آورد. برای نمونه، به جای اين که بگوييم: «تلفن توسط الکساندر بل اختراع شد.» درست اين است که بگوييم: «تلفن را الکساندر بل اختراع کرد.» بنابراين، در ترجمهی جملههايی از زبان انگليسی يا زبان ديگر که ساختار مجهول و فاعل در خود جمله آمده است، جمله را به حالت معلوم در میآوريم. سپس، اگر نياز بود که توجه خواننده را به مفعول جمله جلب کنيم، مفعول را به حرف «را» در آغاز میآوريم. نمونه o اين غار در پاييز سال 1330 شمسی توسط مرحوم اسدالله جمالی کوهنورد زنجانی شناسايی شده و در خردادماه سال 1331 توسط يک گروه کوهنوردی مورد بازديد قرار گرفته است. اين غار را شادروان اسدالله جمالی، کوهنورد زنجانی، در پاييز 1330 شناسايی کرد و يک گروه کوهنوردی در خرداد ماه 1331 از آن بازديد کردند. o طرح بال پرنده نيز دارای همان اصول آيروديناميکی است که سرانجام توسط آدمی از هنگام طراحی هواپيما کشف شد. در طرح بال پرنده همان اصولی آيروديناميکی ديده میشود که سرانجام انسان آنها را هنگام طراحی هواپيما کشف کرد. o اين دستگاههای تکامليافته موجبات به کارگرفتن پا از سوی نساجان را در کار بافندگی فراهم میآورد. اين دستگاههای تکامليافته امکان به کارگرفتن پا را در کار بافندگی برای پارچهبافان فراهم کرد. توجه: گاهی با تغيير اندکی در ساختار جمله میتوان هم واژهي«توسطِ» را کنار گذاشت هم جملهی روانتری نوشت. نمونه o اين مولکولهای درشت توسط پيوندهای غيرکوالانسی کنار هم نگه داشته میشوند. اين مولکولهای درشت با پيوندهای ناکوالانسی کنار هم نگه داشته میشوند.(يا: کنار هم میمانند) o انقلاب مشروطهی ايران با امضای فرمان مشروطيت توسط مظفرالدين شاه قاجار در سال 1285 هجری شمسی به پيروزی رسيد. انقلاب مشروطهی ايران در قرن سيزدهم هجری برای براندازی حکومت استبدادی پديد آمد و با امضای فرمان مشروطيت به دست مظفرالدين شاه قاجار در سال 1285 هجری شمسی به پيروزی رسيد. o کشف پنی سيلين توسط الکساندر فلمينگ اغلب به عنوان رويدادی تصادفی معرفی می شود. کشف پنیسيلين به کوشش الکساندر فلمينگ اغلب به عنوان رويدادی تصادفی معرفی می شود. o بند ديگری که در سده چهارم پس از ميلاد توسط شاپور دوم ساخته شده سد پل گونه دزفول است که بر روی رودخانه ک رخ ه زده شده است. بند ديگری که در سدهی چهارم پس از ميلاد به فرمان شاپور دوم ساخته شد، سد پل مانند دزفول است که روی رودخانهی کرخه ساخته شد. نادرستیهای ديگر الف) عبارت «انتظار میرود» که پيامد ترجمهی عبارت « It is expected that » است به جای آن بهتر است: پيشبينی میشود، شايد ب) عبارت «بيش از يک بار» که پيامد ترجمهی عبارت « more than once » است به جای آن بهتر است: بارها، چندبار پ) عبارت «روی کسی يا چيزی حساب باز کردن» که پيامد ترجمهی عبارت « to count on » است به جای آن بهتر است: اميد داشتن به کسی يا چيزی، پشتگرمی ت) عبارت «غير قابل اجتناب» که پيامد ترجمهی عبارت « inevitable » است به جای آن بهتر است: ناگزير، ناچار، خواهناخواه ث) عبارت «نقطه نظر» که پيامد ترجمهی عبارت « point of view » است به جای آن بهتر است: نظر، ديدگاه ج) عبارت «در ارتباط با» که پيامد ترجمهی عبارت « in relation to » است به جای آن بهتر است: درباره چ) عبارت «از ... رنج میبرد» که پيامد ترجمهی « to suffer » است به جای آن بهتر است: به ... مبتلاست يا به ... دچار است ح) عبارت «قابل ملاحظه» که پيامد ترجمهی « considerable » است به جای آن بهتر است: زياد، هنگفت، کلان، سرشار عبارتهای ساختگی در اينجا جملههايی آورده می شود که نه ساختار دستوری زبان فارسی، نه ساختار دستوری زبان عربی و نه ساختار دستوری ديگر زبانهای بيگانه را دارند. اين نمونهها از بين نوشتههای روزنامهها، مجلهها و برخی کتابهای ترجمهای گزينش شدهاند. o اما يک شهروند پنجاه ساله تاجيک می گويد برايش مهم نيست که دندانهايش با چه روکش شده است، مهمتر از همه اين است که می ت واند از آنها به هنگام استعمال غذا استفاده کند. اما يک شهروند پنجاه ساله تاجيک می گويد برايش مهم نيست که دندان هايش با چه روکش شده است، مهم تر از همه اين است که می ت واند از آن ها به هنگام غذا خوردن استفاده کند. o کارگران به موقع وارد عمل شدند و از خرابیهای بيشتر جلوگيری به عمل آوردند. کارگران به موقع دست به کار شدند و از آسيبهای بيشتر جلوگيری کردند. o شکل سر اين جانور مانع از آن میشود که جانوران ديگر به راحتی آن را ببلعند. شکل سر اين جانور نمیگذارد که جانوران ديگر به آسانی آن را ببلعند. o شايد از يک جنبه درست باشد که «وابستگیهايي» را که میتوانند پيشرفت و تکامل تکنولوژی را در بعضی از فرهنگها در مقايسه با فرهنگهای ديگر محدود میسازد، مطمح نظر قرار دهيم. شايد از يک جنبه درست باشد که «وابستگیهايي» را که ممکن است باعث محدود شدن پيشرفت تکنولوژی در بعضی از فرهنگها در مقايسه با فرهنگهای ديگر شود، در نظر بگيريم. o رکاب پنج قرن پيش در چين و مغولستان به پيدايش آمده بود، ولی هنوز تداول عام نداشت. رکاب پنج قرن پيش در چين و مغولستان پديد آمده، ولی هنوز فراگير نشده بود. o نکتههايی را که در کتابهای مفيد میخوانيم در زندگی خود در عمل اجرا کنيم. راهنمايیهای سودمند کتابها را در زندگی خود به کار ببنديم. o گاهی قايقها در عبور از اين شيبراهها صدمه میديدند و محمولههای آنها دستخوش دزدی قرار میگرفت. گاهی قايقها به هنگام گذشتن از اين راههای شيبدار، آسيب میديدند و محمولههای آنها را میدزديدند. (يا به محمولههای آنها دستبرد میزدند.) o قيمت اجناس و کالاهای اساسی قيمتگذاری شده از سوی دولت در شهرهای مختلف به نسبتهای مختلف، کاهش قيمت داشته است. قيمت کالاهای اساسی که دولت آنها را نرخگذاری کرده، در شهرهای گوناگون به نسبتهای مختلف کاهش يافته است. o برای مثال، میتوانيم کار فرماندهی کل قوای هلند را در حوالی سال 1600 ميلادی، که هلندیها با اسپانيايیها در جنگ بودند، مورد امعان نظر قرار دهيم. برای مثال، میتوانيم کار فرماندهی کل نيروهای هلند را در حوالی سال 1600 ميلادی، که هلندیها با اسپانيايیها در جنگ بودند، مورد توجه قرار دهيم. o در ايران شايد نمک از شش هزار سال قبل از ميلاد مورد استفاده قرار گرفته باشد. در ايران شايد نمک از شش هزار سال پيش از ميلاد مصرف میشده است. برای مطالعهی بيشتر غلط ننويسيم(فرهنگ دشواریهای زبان فارسی)، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، چاپ سوم، 1370 نگارش و ويرايش، احمد سميعی گيلانی، سازمان مطالعه و تدوين کتب علوم انسانی دانشگاهها، چاپ دوم، 1379 دربارهی ترجمه(برگزيدهی مقالههای نشر دانش)، نصرالله پورجوادی، مرکز نشر دانشگاهی تهران، چاپ اول، 1365 متن اين نوشته را به صورت پی.دی.اف. دريافت کنيد |