آباء: نياكان، پدران آب حيات: آب زندگي آحاد: يكان، يكان يكان اخذ: گرفتن آخَر: ديگري، دگر، ديگر آخِر: پايان، سپري، پسين آخرالامر: سرانجام آخرالزمان: پسين زمان آخربيني: پايان نگري آداب فاضله: آيينهاي پسنديده آداب و رسوم: آيين و روش آدرس: نشاني آدميت: آدم بودن، مردمي كردن آرتزين: خيزچاه آرتيشو: كنگر فرنگي آرشه: كمانه آرشيو: بايگاني آرم: نشانه آژانس: كارگزاري آسانسور: بالابر آستيگماتيسم: گژبيني آسيستان: دستيار آشوبطلب: آشوبخواه آفاق: كرانهها آفت: گزند، آسيب آقايي: سروري آقطي: پلم آكادمي: فرهنگستان آكتيو: كاري، كارساز آكسپتور: پذيرنده آل: دودمان آلت: ابزار آلت موسيقي: ساز، ساز موسيقي آمبريولوژي: رويانشناسي آن: در دم آني: در دم، بيدرنگ آناتومي: كالبدشناسي آنتيتوكسين: پادزهر آيسبرگ: يخكوه، كوه يخي اِبا داشتن: سرپيچي كردن، رويتافتن ابتذال: پيش پا افتاده، بيارج ابداع: نوآوري ابديت: جاودانگي، پايندگي ابرام: پافشاري، به ستوه آوردن ابلاغ: پيامرساني، رساندن ابلاغيه: بخشنامه ابله: سبكسر، پخمه ابلهانه: سبكسرانه ابليس: اهريمن ابناءبشر: آدميزادگان، جهانيان ابوي: پدر ابهت: بزرگي، شكوه ابتيمم: بهينه اپراتور: گرداننده اپيدرم: روپوست اپيدمي: واگيري اپيكوريسم: شادگرايي اپيگلوت: زبان كوچك اتباع: پيروان، شهروندان اتباع خارجه: بيگانگان اتحاد: يگانگي، هماهنگي، يكدلي اتخاذ: گرفتن اتساع: فراخندگي، گشادگي، پهن شدن، دراز شدن اتصال: پيوستگي، همبندي اتفاق آراء: همرايي، همخواستي، يكزباني اتفاقات: پيشآمدها، رخدادها، رويدادها اتفاقي: ناگهاني اتفاقا: ناگهان، به ناگاه اتكاء: پشتگرمي اتكاء به نفس: به خود استواري اتلاف: نابود كردن، از ميان بردن، تباه كردن اتلاف كردن: ريخت و پاش اتلاف وقت: زمانكشي اتمام: فرجام اتنوگرافي: نژادشناسي اتوبيوگرافي: خودنوشت اتوماتيك: خودكار اتوموبيل: خودرو اتهام: بدنامي، گناهبستن اتيكت: برچسپ اجانب: بيگانگان اجبار: زور كردن، واداشتن، ناچاري اجبارا: به زور اجباري: ناگزيري، ناخواستني اجتماع: انجمن، انبوه اجتماعات: گردهماييها، گروهها اجتماع كردن:گردآمدن اجتناب كردن: پرهيز كردن، دوري كردن اجتناب ناپذير: ناگزير، پرهيزناپذير اجحاف: دستدرازي، گزند رساندن | اجداد: نياكان اجدادي: نياكاني اجر: پاداش، مزد اجرا: انجام دادن، به كار بستن اجرايي: انجام دادني، كاربستني اجرا ناپذير: انجام ناپذير، پيشنرفتني اجر بردن: پاداش يافتن اجرت: دستمزد اجزاء: خردهها، ريزهها، پارهها، بخشها اجساد: پيكرها، لاشهها اجل طبيعي: مرگ ناگزير اجلاس: نشست، انجمن اجماع: همانديشي اجماعا: گروهي اجمال: فشردهگويي، سربسته گويي اجمالا: به كوتاهي، فشرده اجناس: كالاها اجنبي: بيگانه اجنه: پريان احاطه: دربرگرفتن احباب: دوستداران، ياران احتذار: پرهيزكردن، دوري كردن احتراز: پرهيزكردن، دوري كردن احتراق: سوختن، آتش گرفتن احتراق پذير: سوختني، آتشگرفتني احتراق داخلي: درون سوز احتراق ناپذير: ناسوختني احترام: گرامي داشتن، نواختن احترامات فائقه: بالاترين سپاسها احترام داشتن: گرامي بودن احتساب: شمردن، به شمار آوردن احتكار: انبار كردن، انبارگري احتياج: نياز، نيازمندي، بيچيزي احتياجات: نيازمنديها، نيازها احتياط: دورانديشي، به هوش بودن احد: يكتا، يگانه، بيهمتا احداث كردن: برپاكردن، پديدآوردن، بنيان نهادن احرار: آزادگان احراز: استوار كردن، فراهم آوردن احساسي: شورمند احسان: بخشش، بخشندگي احسنت: آفرين احكام: فرمانها، دستورها احمقانه: بيخردانه احيانا: گهگاه، شايد اخاذي: باجگيري، به زور گرفتن اخبار: خبرها، گزارشها اختراع: نوآوري اختصارا: بهكوتاهي اختصاصي: ويژه، برگزيدگي، يكتايي اختصاصات: ويژگيها، برگزيرهها اختفاء: پنهان كردن اختلاط: درهمآميختگي، درهم شدن اختلاف:ناسازي، ناسازگاري، ستيزه اختلال حواس: پرشيدگي، پريشانگويي اختلالات: به همخوردگيها، درهم برهمي اختناق: خفگي، گلوگيري، دهان دوزي اختيار: برگزيدن، گزينش اخذ: گرفتن اخذآراء: رايگيري اخراج: راندن، بيرون كردن اخروي: آنجهاني اخطار: هشدار اخلاص: يكرنگي، دسوت راستين، پاكي اخلاف: ماندگان اخلاقيات: فرهنگرفتار اخلال كردن: كارشكني، آشوب، برهم زدن اخوان الصفا: ياران يكرنگ اخوت: برادري، دوستي اداكردن: بازپرداختن، گزاردن، پس دادن ادراك: دريافت ادراكات: دريافتهها ادعانامه: كيفرخواست اديان: دينها اديب: ادبدان، ادبشناس اديبانه: ادبمندانه ارائه كردن: به نمايش گذاشتن، نمودن، نشان دادن اراجيف: بيهوده سخنان، ياوهها، ژاژها اراده: خواست ارازل: ناكسان، فرومايگان، زبونان اراضي: زمينها اراضي موات: زمينها مرده، زمينهاي بيكار اربعه: چهارگانه اربعين: چهلم، چله ارتباط دادن: به هم پيوستن، به هم بستن ارتوپدي: شكستهبندي ارتفاع: بلندي ارتفاعات: بلنديها |