حسن سالاري، مترجم، نويسنده، ويراستار، پژوهشگر آموزش و پرورش و مدير پايگاه اينترنتي جزيره دانش است. از او مقالههاي فراواني در زمينهي آموزش علوم و تاريخ علم و فنآوري در مجلهها و روزنامههاي گوناگون به چاپ رسيده است. او سرويراستار فرهنگنامهي كليد دانش بوده و در حال آمادهسازي دانشنامهي الكترونيك جزيره است. ز فرهنگ وز دانش آموختن سزد گر دلت بايد افروختن
مشخصات نام: حسن سالاري متولد: 1/3/1355 شمارهي شناسنامه: 25 صادره از: جاجرم(خراسان شمالي) نشاني پست الكترونيك: salari55ir@yahoo.com شمارهي تماس: 88800324 تا 9 داخلي 159 | 
|
تحصيلات 1. ديپلم علوم تجربي(دبيرستان دكتر شريعتي جاجرم)؛ پايان دوره، 1373 2.كارشناس زيستشناسي(دانشگاه بوعليسيناي همدان)؛ پايان دوره، 1378 3.كارشناس ارشد زيستشيمي(دانشگاه علوم پزشكي تهران)؛ پايان دوره، 1382 مسووليتها 1. مدير داخلي مجلهي رشد آموزش زيستشناسي از سال 1380 تا 1382 2. عضو شوراي برنامهريزي مجلهي رشد نوجوان از سال 1382 تا 1383 3. عضو شوراي برنامهريزي مجلهي رشد آموزش راهنمايي از سال 1383 تا 1384 4. داور پنجمين جشنوراهي كتابهاي آموزشي رشد، 1384 5. داور جشنوارهي كتابهاي كودك و نوجوان كانون پرورش فكري، 1385 6. مدير گروه علوم انتشارات مدرسه از سال 1384 تا كنون 7. مدير پايگاه اينترنتي جزيره دانش(برگزيدهي دهمين جايزه ترويج علم) از سال 1383 تا كنون كارهاي آموزشي 1. آموزش زيستشناسي در دبيرستان صلحا از سال 1381 تا 1382 2. آموزش زيستشناسي در دبيرستان ادب از سال 1381 تا 1384 3. آموزش زيستشناسي در دبيرستان وحيد از سال 1383 تا 1384 4. آموزش زيستشناسي در دبيرستان ادب از سال 1386 تا كنون كارهاي پژوهشي 1. بررسي ميزان اتصال انسولين به گيرندهاش بر سطح گلبولهاي قرمز در بيماران ديابتي نوع 2 (پاياننامهي كارشناسي ارشد كه با همكاري سازمان انرژي اتمي انجام شد). 2. بررسي مجلههاي كمكآموزشي برتر جهان، از جمله مجموعه مجلههاي تايم ويژهي كودك و نوجوان(براي مركز مطالعات راهبردي دفتر انتشارات كمكآموزشي). 3. توليد و نظارت بر محتواي مقالههاي دانشنامهي الكترونيك جزيره دانش(از فروردينماه 1385 آغاز شده و همچنان ادامه دارد). 4. بررسي دستاوردهاي علمي و فنآورانهي ايرانيان از روزگار باستان تا كنون كه با عنوان نوآوريهاي ايراني در حال كار است. زندگينامه حسن سالاري در يكم خردادماه 1355 در شهر جاجرم، در خراسان شمالي، چشم به جهان گشود. آموزشهاي آغازين را در همان شهر فراگرفت و همواره از كتابخانهي همگاني آن شهر بهره مي برد. خواندن كتاب را با داستانهايي از جانوران آغاز كرد و سپس به خواندن كتابهاي شخصيتهاي بزرگ تاريخي ماند ژاندارك، قهرمان ملي فرانسه، دليران قلعهي آخولقه، داستانهايي از زندگي اميركبير و كتابهاي علمي روي آورد. او را از دانشآموزان پركاري ميدانستند كه در كنار فراگيري آموزشهاي پايهاي به كارهاي پرورشي و بيرون از كتاب درسي گرايش فراوان دارد. در دورهي ابتدايي آرزوي باستانشناس شدن را در سر ميپروراند و كتابهاي تاريخ دانشآموزان پايههاي بالاتر را ميخواند. از آنجا كه به پژوهشهاي تاريخي گرايش پيدا كرده بود، به گردآوري عكس برجستگان تاريخ ايران ميپرداخت. او به جاي آن كه گنجينهاي از عكسهاي خود و دوستانش فراهم كند، براي به دست آوردن عكسي از ستارخان، باقرخان، ميرزاكوچكخان، مدرس و بسياري ديگر، در كتابهاي دانشآموزان سالهاي بالاتر، مجلهها و روزنامههاي گوناگون كاوش ميكرد. دريغ آن كه نه دلگرمي از سوي خانواده و نه راهنمايي از سوي گرداندگان مدرسه، پشتيبان او نشد و اين گرايش اندكي كمفروغ شد. در دورهي راهنمايي به پژوهشهاي زمينشناسي و گشت و گذار در طبيعت گرايش داشت و از آنجا كه به گردآوري سنگ ميپرداخت، همواره چند سنگ كوچك و بزرگ همراه خود داشت. او روزي را به ياد ميآورد كه در پي گم شدن چيز ارزشمندي از يكي از همكلاسيهايش، آموزگار از دانشآموزان خواست آن چه را در كيف خود دارند، روي ميز بگذارند و انبوهي از سنگ روي ميز او و همنشينانش را پوشاند. دريغ آن كه آموزگار تنها از او پرسيد "اينها ديگه چيه با خودت داري؟!" و سخني دلگرمكننده از او شنيده نشد، چه رسد به اين كه دانشآموز خود را براي آن همه شور به پژوهش و اين سو و آن سو رفتن، در نزد دانشآموزان ديگر گرامي دارد و او را به راه درست رهنمون شود. هر چند پدر و مادرش را بسيار دوست دارد، اما دو روز كتكخوري را هرگز از ياد نميبرد. روزي كه هنوز دانشآموز سال سوم ابتدايي بود و همراه دو نفر از دوستانش با دوچرخههاي كوچكشان براي كاوش در پيرامون شهر رفته بودند. همين كه از شهر دورتر ميرفتند، با يكديگر پيرامون آرزويهاي ايرانگردي و جهانگردي با دوچرخه سخن ميگفتند و اين كه روز ديگر تا كجا پيش برويم و روز ديگر تا دامنهي كدام كوه ركاب بزنيم. اما پدرش كه از سفر او و دوستانش به بيرون شهر آگاه شده بود، ناگهان سر رسيد و چنان او را پيش چشم دوستانش نواخت كه آرزوها براي هميشه بر باد رفت. روز ديگر زماني بود كه در يك گلگشت براي گردآوري سنگ از پدر و مادر دور شده بود. هر چند آن روز با ميانجيگري همراهان از كتك خوردن رهايي يافت، اما روز ديگر مادرش چنان كتك بيصدايي به او زد كه هنوز از يادش نرفته است. زماني كه او در خانه نبود، مادر گنجينهي سنگهاي او را به ماشين زباله سپرده بود! شور و شوق كودكي را به ياد آوريد كه پس از مدرسه براي گردآوري چند تكه سنگ به اين سو و آن سو زده و اكنون ميبيند كه همهي هستياش را از دست داده است! سنگهايي كه او گردآوري كرده بود، سنگهاي ارزشمندي نبودند، ارزش در كوشش او بود كه نه آموزگاران و نه پدر و مادر از ارزش آن آگاه نبودند. او از پدر و مادر گلايه ندارد، زيرا زماني را به ياد دارد كه برخي از سنگهايش را به يك كارشناس معدن نشان داد. آن كارشناس همهي سنگهاي او را بيارزش خواند و بيآنكه از گردآورندهي آنها اجازه بخواهد، آنها را در زبالهدان ريخت! ارزش كوشش را ناديده گرفته بودند و دريغ آنكه هيچ گاه او را به سنگهايي كه از نظر آنان ارزشمند بود، نيز آشنا نكردند. دورهي دبيرستان به گرايش او به كارهاي هنري همراه بود. اكنون او را بيشتر در گروههاي نمايش و سرود ميديدند. صداي استاد محمدرضا شجريان او را به سوي حافظ، سعدي، مولانا و ديگر شاعران نامدار ايران زمين كشاند. از خواندن كتابهاي علمي اندكي دور شده بود و كتابهاي شعر و كتابها درسي و كنكور، زمان او را پر ميكردند. در چند نمايش بزرگسالان نقشهايي بازي كرد و در جشنوارهي نمايش شمال خراسان شركت داشت. مهمترين رويداد زندگياش در آن سالها برگزيده شدن گروه سرودي كه او از نوازندگان آن بود، در جشنوراهي سرودهاي دانشآموزي شمال خراسان در سال 1372 بود. سال 1373 آغاز تازهاي براي او بود. در آن سال در رشتهي زيستشناسي در دانشگاه بوعليسيناي همدان پذيرفته شد. آشنايي او با دكتر مرتضي عطري، استاد گياهشناسي، سرآغاز دگرگوني شگرفي در زندگي او بود. به سفارش آن استاد بود كه زمان زيادي را به فراگيري زبان انگليسي پرداخت و پس از يكسال توانست از كتابهاي شناختهشدهي جهاني بهرهبرداري كند. اين گونه بود كه با راهنمايي يك استاد و توانمند شدن در زبان انگليسي به فراگيري بيش از پيش دانش زيستشناسي پرداخت و آرامآرام به ترجمهي كتابهايي در اين زمينه روي آورد. پس از پايان دورهي كارشناسي زيستشناسي، از سال 1378 در رشتهي كارشناسي ارشد زيستشيمي(بيوشيمي) در دانشگاه علوم پزشكي تهران به فراگيري دانش پرداخت. آشنايي او به دكتر پروين پاسالار و سپس استاد ناصر ملكنيا بر شور و شوق او به فراگيري دانش افزود. سخنرانيهاي علمي او در گروه بيوشيمي و نشستهاي علمياش با دكتر پروين پاسالار و استاد ناصر ملكنيا از رويدادهاي به ياد ماندني آن سالهاي اوست. در همان سالها بود كه دكتر پاسالار او را با آقاي حسين دانشفر و مجلهي آموزش زيستشناسي آشنا كرد. آن آشنايي به همكاري با آموزش و پرورش انجاميد كه همچنان ادامه دارد. زماني را مدير داخلي مجلهي رشد آموزش زيستشناسي بود. سپس از نويسندگان و مترجمان مقاله براي مجلههاي رشد، از جمله رشد آموزش ابتدايي، رشد معلم، رشد نوجوان و رشد دانشآموز، شد و زماني را نيز در مركز مطالعات راهبردي دفتر انتشارات كمكآموزشي، ناشر مجلههاي رشد، به پژوهش پيرامون مجلههاي كمكآموزشي جهان پرداخت. او بارها از كارشناسان آموزش و پرورش مي شنيد كه دانشجويان توانمند بيشتر به سوي دانشگاه و مركزهاي صنعتي و پژوهشي گرايش دارند، حال آنكه آموزش و پرورش ايران به كارشناسان برجسته و توانمندي نياز دارد كه نيروي خود را در راستاي بهبود توان برنامهريزي آموزش و پرورش به كار گيرند. پژوهشهاي او پيرامون نظامهاي آموزشي كشورهاي پيشرفته نيز او را به همين نتيجه رساند كه آموزش و پرورش كاري تخصصي و بسيار ارزشمند است و هر كشوري كه رو به پيشرفت گذاشته است، نخست به دگرگوني در آموزش و پرورش پرداخته و در اين راه افراد توانمندي را به كار گرفته است. او كه به جايگاه آموزش و پرورش در پيشرفت كشورها بيش از پيش پي برده بود، پس از به پايان رساندن دورهي كارشناسي ارشد زيستشيمي، از ادامهي تحصيل در آن رشته كناره گرفت و از دانشگاه روي به مدرسه و سازمانهاي آموزش و پرورش آورد. با اين همه، آموزش و پرورش چندان به او روي خوش نشان نداد و تا كنون چندان از نيروي جواني و توان پژوهشي او بهرهبرداري نشده است. او همواره ميشنود كه او را نيرويي باسواد و پركار و توانمند ميدانند، اما شايد هنوز زمان به كارگيري چنين نيروهايي در آموزش و پرورش فرا نرسيده است. با اين همه، نامهربانيها از گرايش او به آموزش و پرورش نكاسته است و او با اميد به لطف خداوند و همراهي دوست گرامياش آقاي عليرضا نعمتي در راه فراهم ساختن محتواي آموزشي سودمند و سازگار با فرهنگ و تمدن ايران اسلامي گام بر ميدارد و پايگاه اينترنتي جزيره دانش نمونهاي از يك همكاري دوستانه ميان دو جوان پركار ايراني است. جاي بسي خرسندي است كه در اين راه از همراهي پيشگامان آموزش و پرورش، از جمله آقاي اسفنديار معتمدي، محمود حكيمي، سيروس غفاريان، علي رئوف و حسين دانشفر، بهرهمند شدهايم. معلمان خوب من 1. پدرم. از او راستگويي و درستكاري و پرهيز از دو رنگي را آموختم. 2. مادرم. از او صرفهجويي و دلسوزي را آموختم. 3. استاد يعقوب نانوا. بهترين نان شهر را ميپخت و به كارش بسيار علاقه داشت. كوشش براي بهترين شدن در زمينهي كاري خود را از او آموختم. 4. آقاي ناصر رزازپور. معلم دورهي راهنمايي تحصيلي بود. نخست در كلاس حرفه و فن با او آشنا شدم. سپس هنگامي كه معلم علوم به جبهه رفت، او را به كلاس علوم فرستادند. به نظر من از معلم علوم هم بهتر درس ميداد. زماني نيز به عنوان معلم رياضي به كلاس ما آمد. باز هم رياضي را از معلم رياضي بهتر درس ميداد. هيچ دانشآموزي را تنبيه بدني نكرد، اما دانشآموزان درسنخوان را به نوشتن از روي درسي كه خوب فرانگرفته بودند، وادار ميكرد. در كلاس هيچ سخن بيهودهاي از او نشنيدم و درس را با كمترين واژهها و جملهها به ما ياد ميداد. همواره ميخواستم اين گونه باشم و در سخنان و نوشتههايم از واژهها و جملههاي زيادي، پرهيز كنم. 5. آقاي داوود حسيني. با او در دورهي دبيرستان آشنا شدم و با همراهي او به جشنوارهي سرود استان خراسان راه يافتيم و مورد توجه هم قرار گرفتيم. 6. آقاي حبيب بخشعرب. در چند نمايشنامه، كه او نويسنده و كارگردان آنها بود، بازي كردم. طراح صحنه، گريم كننده، طراح و دوزندهي لباس، خودش بود و همه را بهخوبي نيز انجام ميداد. بازي در آن نمايشنامهها اعتماد به نفس من را افزايش ميداد. 7. استاد محمدرضا شجريان. با صداي او با شاهكارهاي ادبيات ايران آشنا شدم. در روزگار نوجواني بيشترين اثر را بر من داشته است. 8. دكتر مرتضي عطري. علمي بودن را از او آموختم. او بود كه به من سفارش كرد در يادگيري زبان انگليسي كوشش كنم و پيشرفت وكاميابيهاي علمي خود را از همين سفارش دارم. او براي من نمونهي يك استاد و انسان فرهيخته بود و اگر بگويم شمس تبريز زندگي من بود، گزاف نگفتهام. 9. استاد مرتضي مطهري. پايههاي باورهاي من را استوار كرد و شيوهي پژوهش را به من آموخت. او به من آموخت هنگام پذيرفتن يا نقد سخنان ديگران، به سخنان و نظرهاي آنان بيش از خود آنان توجه داشته باشم. خواندن كتابي از ايشان به نام "مقالات فلسفي" سرآغازي براي نگارش كتاب "شبيهسازي انسان" بود. شايد بيشترين اثر را او بر من گذاشته باشد. 10. دكتر پروين پاسالار. جدا از كلاسهاي رسمي، سحرگاه روزهاي چهارشنبه در نشستي علمي با حضور دانشجويان علاقهمند در اتاق ايشان در دانشگاه شركت ميكردم و هر چند هميشه دير ميرسيدم، اما براي من و ديگران بسيار سودمند بود. خوابهاي زيادي براي پيبشرفت من در دانش زيستشيمي ديده بود، ولي من نااميدش كردم. 11. دكتر ناصر ملكنيا. روزهاي پنجشنبه، خانهي دكتر ملكنيا و نشست و گفت و گوي علمي، برنامهي هميشگي من در دوران آموزش زيستشيمي بود كه پس از آن نيز ادامه يافت. براي من بسيار جاي شگفتي بود كه يك استاد بازنشسته همواره از من ميخواست تازهترين مقالههاي علمي را در اختيار او بگذارم، حال آنكه استادان جوانتري را در دانشگاه ميديديم كه هنوز همان جزوههاي پيشين خود را جابهجا ميكنند. استاد ملكنيا هنوز هم از من ميخواهد كه او را از تازهترين رويدادهاي علمي آگاه سازم، چرا كه دوست ندارد روزي احساس كند كه بهروز نيست. 12. حسين دانشفر. فرصتي فراهم كرد كه نوشتن مقالههاي علمي و آموزشي را تجربه كنم و در گرايش من به آموزش و پرورش و آموزش علوم بسيار نقش داشته است. 13. همسرم. چون نخستين فردي بود كه مانند آينه بازتاب رفتارهاي بد من را بهخوبي به من نشان ميداد، آرام آرام برخي از آنها را كنار گذاشتم و پس از ازدواج با او به نظرم آدم بهتري شدم. بدون همكاري او جزيره دانش را به سختي ميتوانستم اداره كنم. بسياري از مقالهها را ايشان حرفنگاري كردهاند. 14. دخترم. از يك سالگي با رايانه ور ميرفت و در سه سالگي بدون نياز به ديگران با آن كار ميكند. گاهي صداي رايانه را بي آن كه بخواهد، قطع ميكرد و من نميدانستم چه بايد بكنم. به ناچار به دوستم آقاي نعمتي زنگ ميزدم و چارهي كار را ميپرسيدم. با اين دستهگلهاي صبا، چيزهاي زيادي دربارهي كار با رايانه آموختم. 15. و همهي بزرگان و انديشمنداني كه براي سربلندي كشور ايران كوشيدند: اميركبير، محمد مصدق، علياكبر دهخدا، غلامحسين مصاحب، ايرج جهانشاهي و بسياري ديگر. فهرست عنوان كتابها 1. زيستشناسي پيش دانشگاهي 1 و 2 (كتاب راهنما براي دانشآموزان). انتشارات ايرانسنجش، 1380 2. شبيهسازي انسان (معرفي فنآوري شبيهسازي و بررسي جنبههاي ديني و اخلاقي آن). نشر حكيمان، 1383 (تقدير شده در دهمين جشنوارهي كتاب سال دانشجويي، 1382) 3. دايرهالمعارف مدرسه (مترجم و ويراستار). انتشارات محراب قلم، 1384 4. فرهنگنامهي كليد دانش (مترجم، نويسنده و سرويراستار). نشر طلايي و پيام عدالت، 1385 (برندهي بيست و پنجمين دورهي كتاب سال، بهمن 1386) 5. ويرايش مجموعهي سه جلدي چرخهها (نشر افق، 1383) 6. ويرايش جانوران شگفتانگيز (انتشارات مدرسه، 1385) 7. ويرايش مجموعهي سه جلدي بازي ميكنم ياد ميگيرم (انتشارات مدرسه، 1386) 8. كتاب كار علوم تجربي سال اول راهنمايي (انتشارات مدرسه، 1386) 9. كتاب كار علوم تجربي سال دوم راهنمايي (انتشارات مدرسه، 1386) 10. ويرايش مجموعهي هشت جلدي علم در قرن بيست و يكم (نشر افق، 1387) 11. سلول، (ترجمه) از مجموعهي مفاهيم پايه در علوم تجربي (انتشارات فاطمي، 1387)، برگزيدهي پنجمين جايزهي كتاب فصل مهرماه 1387 (كتاب سال1387) 12. گياهان، (ترجمه) از مجموعهي مفاهيم پايه در علوم تجربي (انتشارات فاطمي، 1388) 13. ژنتيك، (ترجمه) از مجموعهي مفاهيم پايه در علوم تجربي (انتشارات فاطمي، 1388) 14. خوارزمي، بنيانگذار جبر. ترجمه (انتشارات فاطمي، 1388) 15. بيروني، استاد اخترشناسي و جغرافيا. ترجمه (انتشارات فاطمي، 1388) 16. ابنسينا، شهريار پزشكان. ترجمه (انتشارات فاطمي، 1388) 17. مجموعهي تاريخ علم براي نوجوانان (علم در يونان باستان، علم در چين باستان، علم در روم باستان، علم در بينالنهرين، علم در مصر باستان، علم در اسلام). ترجمه (محراب قلم، 1388) 18. علم در ايران باستان (از مجموعهي تاريخ علم براي نوجوانان). پژوهش و نگارش (محراب قلم، 1388) تقديرشده در نهمين دورهي كتاب فصل، بهار 1388) 19. دانش پيشينيان. ترجمه و بازپرداخت. (انتشارات مدرسه، 1388) 20. انرژي در آينده: انرژي باد، انرژي خورشيدي، انرژي هستهاي، انرژي آب و زمينگرمايي، سوخت فسيلي و سوختهاي زيستي (ترجمه). مدرسه، 1388 21. بدن انسان، پيچيدهترين ماشين جهان: گوارش و دفع پسمان ، اسكلت و ماهيچه، تنفس و گردش خون، توليدمثل و ژنتيك، سلول بافت اندام، مغز و دستگاه عصبي (ترجمه). نواي مدرسه، 1388 فهرست گزيدهاي از مقالهها تا كنون بيش از 300 مقالهي ترجمهاي و تاليفي از سالاري در مجلهها، روزنامهها و پايگاه اينترنتي جزيره دانش منتشر شده است كه فهرست گزيدهاي از آنها در پي ميآيد. الف) آموزش زيستشناسي 1. سالاري، حسن. سياليت غشاي سلول و عوامل موثر بر آن. رشد آموزش زيستشناسي. سال شانزدهم، شمارهي 48 2. سالاري، حسن. پادگانهاي درختي. رشد آموزش زيستشناسي، سال شانزدهم، شمارهي 49 3. استفاده از موجودات خيالي در ردهبندي جانداران. ترجمهي حسن سالاري. رشد آموزش زيستشناسي. سال هفدهم، شمارهي 53 4. بركوويتز، اري. ما و ژنهاي ما. ترجمهي حسن سالاري. رشد آموزش زيستشناسي. سال شانزدهم، شمارهي 49 5. سالاري، حسن. هوش در گياهان. رشد آموزش زيستشناسي، سال هجدهم، شمارهي 54 و 55 6. سالاري، حسن. چرا تكامل را آموزش ميدهيم. رشد آموزش زيستشناسي، سال هجدهم، شمارهي 55 7. ريني، جان. برداشتهاي نادرست از تكامل. ترجمهي حسن سالاري. رشد آموزش زيستشناسي، سال هجدهم، شمارهي 55 8. آموزش نحوهي پاسخگويي به پرسشهاي چرايي در حيطهي دانش زيستشناسي. رشد آموزش زيستشناسي، سال هفدهم، شمارهي 52 9. فعاليت: بررسي اثر دود سيگار بر ششها. رشد آموزش زيستشناسي، سال هفدهم، شمارهي 52 10. سالاري، حسن. شبيهسازي، بيمها و اميدها. رشد آموزش زيستشناسي، سال هفدهم، شمارهي 51 ب) آموزش علوم 1. هوكر تاپينگ، دونا. فرهنگ خواندن و نوشتن در كلاس علوم. ترجمهي حسن سالاري. رشد آموزش ابتدايي، سال هفتم شمارهي سوم 2. فيلد، جان. آموزش علوم با مدادهاي شكسته. ترجمهي حسن سالاري. رشد آموزش ابتدايي، سال هفتم شمارهي چهارم 3. شانان، ماري استين. آموزش علوم با نقاشي. ترجمهي حسن سالاري. رشد آموزش ابتدايي، سال هفتم شمارهي پنجم 4. اسپورلين. كوئينسي. پاكت آموزش علوم. ترجمهي حسن سالاري. رشد آموزش ابتدايي، سال هفتم شمارهي ششم 5. ماتيوس، كاترين. آموزش علوم با نيكلاس كوچولو. ترجمهي حسن سالاري. رشد آموزش ابتدايي، سال هفتم شمارهي هفتم 6. تاباسوم، سمينا. آموزش علوم با هر آنچه در دست داريم. ترجمهي حسن سالاري. رشد آموزش ابتدايي، سال هشتم شمارهي دوم ج) تاريخ علم 1. روياستون. آنجلا. مجموعهي برگي از تاريخ پزشكي (20 مقاله) ترجمهي حسن سالاري. روزنامهي همشهري، از مهرماه تا ديماه 1381 2. مجموعهي 9 كميكاستريب تاريخ علم. رشد نوجوان، 1382 (تقدير شده در سومين جشنوراهي مجلههاي رشد در گرايش خلاقيتها و نوآوريها) 3. سالاري، حسن. رنسانسي در كار نبود. رشد آموزش راهنمايي. رشد آموزش راهنمايي تحصيلي. دورهي يازدهم، شمارهي 1، مهرماه 1384 4. سالاري. حسن. از پادگان نظامي تا پايگاه دانش: نگاهي به خاستگاه و بنيانگذاري دانشگاه در ايران. روزنامهي شرق، شمارهي 586 (يكشنبه، 3 مهر 1384) 5. پروتر، روي. ماجراي كشف گردش خون. ترجمهي حسن سالاري. رشد آموزش زيستشناسي، شمارهي 52 6. سالاري، حسن. تاريخ علم در آموزش زيستشناسي. رشد آموزش زيستشناسي، شمارهي 56 7. سالاري، حسن. فرهاديان، سليمان. نگاهي به كشفهاي اتفاقي در علم. روزنامهي شرق، شمارهي 328 (شنبه، 9 آبان 1383) 8. سالاري، حسن. از ردهبندي ارسطويي تا ردهبندي ايراني. روزنامهي شرق، شمارهي 817 (سهشنبه، 3 مرداد 1385) 9. سالاري، حسن. دانشگاه گنديشاپور. جزيره دانش. 6/2/1385 10. سالاري. حسن. بيروني، ابوريحان. جزيره دانش. 25/2/1385 11. سالاري. حسن. ابن خردادبه. جزيره دانش. 13/3/1385 12. سالاري حسن. تاريخ بانكداري در ايران و جهان. جزيره دانش. 2/1/1385 13. سالاري، حسن. تاريخ بيمه در ايران و جهان. جزيره دانش. 11/4/1385 14. سالاري، حسن. تاريخ كاغذسازي در ايران و جهان. جزيره دانش. 6/2/1385 15. سالاري، حسن. تاريخ دارالفنون. جزيره دانش. 17/1/1385 16. سالاري، حسن. چرا تاريخ علم مهم است. روزنامهي اعتماد، شماره 1934 (شنبه، 5 ارديبهشت 1388) د) آموزش و پرورش ايران 1. سالاري، حسن. صدر، ميرشهرام. نگاهي به وضعيت كتابهاي كمك آموزشي. روزنامهي شرق، سال دوم شمارهي351 (شنبه 7 آذر 1383) 2. سالاري، حسن. همتي، محبت الله. نگاهي به وضعيت كتابهاي علمي كودك و نوجوان. كتاب ماه كودك و نوجوان، شهريور 1384 3. سالاري، حسن. گزارشي از همايش تجليل از مولفان كتابهاي درسي. روزنامهي شرق، سال سوم شمارهي674 (شنبه 24 دي 1384) 4. سالاري، حسن. دارالفنون. جزيره دانش، 17/1/85 5. سالاري، حسن. راه دراز پيكار با بيسوادي. جزيره دانش، 5/10/1384 ه) پيرامون شبيهسازي انسان 1. سالاري، حسن. كلونها آن چيزي نيستند كه تصور ميرود. همشهري، شمارهي 2948 (يكشنبه 15 دي 1381) 2. سالاري، حسن. گفت و گو با آيتالله موسوي بجنوردي دربارهي شبيهسازي انسان. همشهري، شمارهي 2962 (يكشنبه 29 دي 1381) 3. سالاري، حسن. گفت و گو با دكتر ابوالقاسم گرجي دربارهي شبيهسازي انسان. همشهري، شمارهي 2984 (چهارشنبه 30 بهمن 1381) 4. سالاري، حسن. همه چيز دروغ بود: گزارشي از سير شبيهسازي از دالي تا حوا. همشهري، شمارهي 3138 (شنبه 28 مرداد 1382) 5. سالاري، حسن. كلونسازي انسان. همشهري، شمارهي 2960 (جمعه 27 دي 1381) 6. سالاري، حسن. پيدا و پنهان شبيهسازي انسان. مجلهي پرسمان، شمارهي 13 (فروردين 1384) و) كودك و نوجوان 1. هوش در جانوران. رشد نوجوان، 1381 2. ضد يخ. رشد نوجوان، 1381 3. مجموعهي كميكاستريب تاريخ علم (9 شماره). رشد نوجوان، 1382 (تقدير شده در سومين جشنوراهي مجلههاي رشد در گرايش خلاقيتها و نوآوريها) 4. چگونه ميتوان مخترع يا كاشف بزرگي شد. رشد نوجوان، 1383 5. مجموعهي كميك استريب مغولها (8 شماره). رشد دانشآموز، 1384 6. مجموعهي نوآوريها ايراني (5 شماره). رشددانش آموز، 1384 7. مجموعهي سفرهاي داني (7 شماره). رشد نوآموز، 1384 ز) ترجمههاي علمي در روزنامهها 1. لاورنس كوهن، رابرت. علم در خدمت دموكراسي. همشهري، شماره ۳۲۰۹(چهارشنبه ۷ آبان 1382 ) 2. بال، جيم. كاربردهاي تكامل در زندگي روزمره. شرق، شمارهي 620(سهشنبه 17 آبان 1384) 3. كوهلان، اندي. هديهي جنين به مادر. شرق، شمارهي 578(شنبه 26 شهريور 1384) 4. هازن، رابرت. چرا بايد سواد علمي داشته باشيم. شرق، شماره 5925 (سهشنبه 12 مهر 1384) 5. لورنز، لارف. آهنرباي مريخي. همشهري، شمارهي 264(دوشنبه 26 اسفند 1381) 6. سمپل، يان. پولهاي جديد. همشهري، شمارهي 3210(پنجشنبه 8 آبان 1382) 7. گارفيلد، سيمون. اختراعي كه رنگ جهان را تغيير داد. همشهري، شمارهي 3207(دوشنبه 5 آبان 1382) 8. سوامي، آنيل. هوش يا زيبايي: نگاهي علمي به انتخاب هوشمندانهي نياكان مونث انسان. همشهري، شمارهي 3200(دوشنبه 28 مهر 1382) اين مطلب در حال نگارش است |