
فرهنگنامهی کليد دانش، که ويژهی نوجوانان ايرانی تهيه شده است، ترجمه و بازپرداخت اثری با نام " The Kingfisher Children’s Encyclopedia " از انتشارات کينگفيشر است که ويرايش جديد آن در سال 2004 ميلادی منتشر شد. فرهنگنامهی کينگفيشر از حدود 200 مقالهی يک تا چهار صفحهای تشکيل شده است که به طور الفبايی آرايش يافتهاند. اما در فرهنگنامهی کليد دانش، علاوه بر پيرايش برخی از مقالهها و افزودن برخی مفاهيم و دادهها به تعداد زيادی از آنها، حدود 40 مقالهی تاليفی، 20 مقالهی ترجمهای از فرهنگنامهی جغرافيا از همين ناشر، 5 مقالهی ترجمهای از فرهنگنامهی تاريخ از همين ناشر و چند پيوست سودمند، از جملهی معرفی نامآوران تاريخ، دانش و فرهنگ، به اين اثر افزوده شده است. مقالههای اين فرهنگنامه موضوعهای علمی، تاريخی، جغرافيايی و اجتماعی را پوشش میدهند و به طور خلاصه به تاريخ علم و زندگی دانشمندان و شخصيتهای مهم تاريخی اشاره دارند. هر مقالهی اين فرهنگنامه به چند بخش تقسيم شده و با تصويرهای زيبا و گويايی همراه است که در بيشتر جاها، فقط فهم جملههای نوشتاری را آسان نمیکنند، بلکه خود به رساندن مفهوم به خواننده میپردازند. علاوه بر روزآمد بودن اين فرهنگنامه، تعادل نادری که بين اطلاعات واژهای و تصويری برقرار است، آن را جایگزين مناسبی برای فرهنگنامههای پيشين ساخته است. بهويژه که اين فرهنگنامه نگاه ويژهای به تاريخ و فرهنگ ايرانزمين و دستاوردهای تمدنی ايرانيان و مسلمانان دارد. ويژگیهای کليد دانش ويژگیهای اين فرهنگنامه را میتوان به صورت زير خلاصه کرد: 1. ساختار غير متمرکز در نگارش مقالهها: در شيوهی سنتی نگارش مقاله، نويسنده و خواننده از يک مقدمه آغاز میکنند و سپس بند به بند پيش میروند تا به نتيجهگيری انتهای مقاله برسند. اما در ساختار غير متمرکز، خواننده به ناچار يک مسير را برای مطالعهی مقاله طی نمیکند. مقاله چنان نگارش میيابد که خوانده برای مطالعهی آن می تواند چند مسير را طی کند و هر بخش از مقاله را که دوست دارد، مطالعه کند؛ بیآنکه احساس کند مطلب را به صورت ناقص فرا گرفته است. برای مثال، در مقالهی انرژی، صورتهای گوناگون انرژی در حاشيهی سمت راست همراه با چند تصوير معرفی شدهاند؛ در حاشيهی سمت چپ نيز چرخهی انرژی به صورت نموداری به تصوير کشيده شده است. متن اصلی مقاله نيز به چند بند تقسيم شده که هر کدام به طور مستقل قابل استفاده است. بنابراين، مقالهی انرژی به چند بخش تقسيم شده است که در عين اين که با هم ارتباط دارند، به طور مستقل نيز قابل بهرهبرداری هستند. در پايان هر مقاله نيز به مقالههای مرتبط با موضوعهای مطرح شده در آن مقاله، ارجاع داده شده است. 2. ساختار موضوعی الفبايی در آرايش مقالهها: تا آغاز قرن هجدهم ميلادی، فرهنگنامهها به صورت موضوعی تنظيم میشدند. از اين زمان به بعد، تنظيم الفبايی مقالهها معمول شد و با نگارش فرهنگنامههای بزرگی مانند لاروس، بريتانيکا و آمريکانا در قرن بيستم، به شيوهی رايج فرهنگنامه نويسی تبديل شد. مهمترين برتری فرهنگنامهی الفبايی بر فرهنگنامهی موضوعی، دسترسی آسان خواننده به مطلب مورد نظر است. اما وقتی موضوعهای مرتبط با هم در يک مقاله گردهم میآيند، مخاطب ديد کلنگرتری به موضوع پيدا میکند. در فرهنگنامهی کليد دانش از توانايیهای مثبت هر دو شيوهی فرهنگنامهنويسی بهره گرفته شده است. بنابراين، اين فرهنگنامه به صورت موضوعی الفبايی تنظيم شده است. برای مثال، برای ورزشهای مختلف، مقالههای مجزا در نظر گرفته نشده است، بلکه در مقالهای با نام ورزشها، معمولترين ورزشها معرفی شدهاند و قانونهای مربوط به آنها شرح داده شده است. از اين رو، در اين نوع فرهنگنامهها، نمايه اهميتی دو چندان پيدا میکند. 3. به کار گرفتن تصوير برای انتقال مفهوم: از تصويرگری بيشتر برای توضيح و تقويت متن استفاده شده است. اما در سالهای پايانی قرن نوزدهم ميلادی، سه تصويرگر برجسته، والتر کرين، کيت گريناوی و راندولف گالدکوت، به تصويرگری بعد ديگری بخشيدند. آنها داستانهای تصويری ويژهای طراحی کردند که متن و تصوير به يک اندازه اهميت داشتند. در فرهنگنامهی کليد دانش نيز متن و تصوير به يک اندازه در رساندن مفهوم نقش دارند. اين فرهنگنامه بيش از 2500 تصويرسازی و عکس دارد که 500 تصوير و عکس آن را هنرمندان ايرانی تهيه کردهاند. تصويرها و عکسها با کنار نويسهای مشروح به اثر جاذبهی ديداری بخشيدهاند. خواننده با نگاه کردن به اين تصويرها و خواندن کنار نويسهای آنها، بی آن که حتی به متن مراجعه کند، به اطلاعات مفيدی دست میيابد. جالب اين که، وقتی خواننده در حال مطالعهی متن است، کمتر نياز دارد که به تصويرها مراجعه کند. به عبارت ديگر، بندهای متن و تصويرها، بخشهای مستقلی هستند که در عين استقلال با هم ارتباط مفهومی دارند. اين ويژگی از ساختار غير متمرکز نگارش مقالهها ناشی میشود و تا اندازهی زيادی به ايجاد اين ساختار کمک کرده است. 3. کوتاه و خواندنی بودن مقالهها: مقالههای اين فرهنگنامه، بهجز چند مقالهی تأليفی، در يک تا چهار صفحه تنظيم شدهاند که البته بيشتر آنها يک تا دو صفحهای هستند. هر مقاله به چند بند کوتاه تقسيم شده است و هر بند عنوانی جذاب و به اصطلاح ژورناليستی دارد. به علاوه، در برخی از مقالهها بخشی به نام " بيشتر بدانيم" وجود دارد که اطلاعات جالبی در آنها گنجانده شده است. برای مثال، چگونه میتوان گرگ را از سگهايی که شباهت زيادی به گرگ دارند تشخيص داد؛ سريعترين جانور کدام است؛ واژهی اتم به چه معناست؛ بدن انسان از چند سلول درست شده است و اطلاعات جالب ديگر. برخی مقالههای تاريخی نيز بخشی به نام "رویدادهای مهم" دارند. اين بخشها علاوه بر جاذبهای که دارند، به ساختار غيرمتمرکز مقالهها نيز کمک میکنند و خود ساختار غيرمتمرکز نيز بر جاذبه میافزايد. 4. به روز بودن فرهنگنامه: ويرايش نخست فرهنگنامهی کينگفيشر در سال 1998 ميلادی منتشر شد. ويرايش دوم اين اثر در سال 2001 و تازهترين ويرايش آن در سال 2004 منتشر شده است. در سه ويرايشی که تاکنون منتشر شده، مقالهی جديدی افزوده نشده است؛ اما برخی مقالهها بازبينی شدهاند. برای مثال، در ويرايش 2004 به رويدادهايی مانند سرنوشت صدام، وضعيت طالبان در افغانستان، فرو ريختن برجهای دوقلوی سازمان تجارت جهانی در يازده سپتامبر، انفجار فضاپيمای کلمبيا و بازیهای المپيک 2000 اشاره شده است و تعداد جمعيت کشورها بر اساس تازهترين آمارها، تصحيح شده است. با وجود اين، برخی مقالهها، از جمله اينترنت، رايانه و کشفهای فضايی، که به نظر میرسد به بازبينی نياز دارند، به همان صورت ويرايش نخست چاپ شدهاند. با اين همه، اين مقالههای در متن فارسی بازبينی شده و دانستنیهای تازهای به آنها افزوده شده است. 5. پرداختن به فرهنگ و تمدن ايرانی. بيشتر فرهنگنامههايی که در سالهای اخير به فارسی برگردانده شدهاند، اين ضعف را دارند که يا تنها در حوزهی علوم تجربی تدوين شدهاند يا دست کم، بيشتر مقالههای آنها در اين زمينه است. چرا که فرهنگنامههايی که به زبان انگليسی نوشته شدهاند، به نيازهای فرهنگی مردمان کشورهای غربی نظر دارند و چندان به تاريخ و فرهنگ مردم مشرقزمين نمیپردازند. از اين رو، ناشر ايرانی بهناچار بخشهای فرهنگی و تاريخی اين فرهنگنامهها را حذف میکند يا فرهنگنامهای را بر میگزيند که فقط به علوم تجربی پرداخته است. اين در حالی است که فرهنگنامهها ميدان به نمايش گذاشتن پيشينهی تاريخی و توانمندیهای علمی، فرهنگی و اجتماعی تمدنها هستند. بنابراين، فرهنگنامهای که در ايران و با پشتيبانی مادی و معنوی شهروندان اين کشور به چاپ میرسد، علاوه بر اين که بايد بازتاب دستاوردهای علمی همهی تمدنها باشد، بايد آيينهی فرهنگ ايرانی اسلامی نيز باشد. در فرهنگنامهی کليد دانش به اين کار مهم پرداخته شده است. 6. آسانکردن فرايند پژوهشهای دانشآموزی. پيوستهای اين فرهنگنامه راه پژوهشهای دانشآموزی را هموار میکنند. واژهنامهی فارسی به انگليسی، فهرست برترين پايگاههای اينترنتی و فهرست کتابهای علمی آموزشی، از پيوستهای کليد دانش هستند. واژهنامه در گزينش واژههای کليدی برای کاوشگرهای اينترنتی، که گام مهمی در دستيابی به اطلاعات مورد نظر است، بسيار به کار میآيد و فهرست پايگاههای اينترنتی نيز دانشپژوه را به طور مستقيم به پايگاههای اطلاعاتی مناسب رهبری میکند. همچنين، اگر دانشآموز در پی کتاب علمیآموزشی مناسبی در موضوعی خاص باشد، فهرست کتابهای منتشر شده با طبقهبندی موضوعی عرضه شده است. بنابراين، اگر دانشآموزی بخواهد در موضوعی، برای مثال، زمينلرزه يا کاوشهای فضايی، به پژوهش بپردازد، کليد دانش نشانی پايگاههای اينترنتی مرتبط با آن موضوع و مشخصههای کتابهايی را که در آن موضوع در ايران منتشر شده است، در اختيار او قرار میدهد. نوشتههای مرتبط مقدمهی سرويراستاران کليد دانش(pdf) نمونههايی از مقالههای کليد دانش 1. صفحههاي 161 تا 167(pdf) 2. صفحههای 321 تا 336(pdf) 3. صفحههای 481 تا 496(pdf) 4. صفحههای 561 تا 576(pdf) 5. صفحههای 609 تا 616(pdf) کليد دانش برندهی کتاب سال شد
|