در قسمت اول گفتيم که يک مقالهی علمی آموزشی شش بخش اصلی دارد.1) عنوان؛ 2) مقدمه؛ 3) پيکره؛ 4) نتيجه؛5) منابع و 6)جدولها، نمودارها و عکسها. گفتيم مقدمهی خوب توجه خواننده را به مقاله جلب میکند و به آنان کمک میکند تصميم بگيرند آيا برای خواندن آن مقاله وقت بگذارند يانه. چند پاراگراف نخست مقاله بايد اطلاعات زير را در اختيار خواننده قرار دهد: 1. به طور خلاصه، موضوع اصلی مقاله را مشخص کند. 2. نوع مقالهای را که نوشته شده است، مشخص کند. 3. روی جالبترين، خاصترين و چشمگيرترين نقطهی مقاله تاکيد کند. 4. توضيح دهد که طرح درس يا فعاليت پيشنهادی مقاله در کجای برنامهی آموزشی قرار میگيرد. 5. مشخص کند چه چيزی باعث شده است نويسندهی مقاله آن فعاليت يا طرح درس را انتخاب کند. 6. به علاوه، يک مقدمهی مناسب نبايد زياد کلی و نه زياد مشروح باشد و در واقع هدفهايی را که از آن انتظار میرود در کمترين جملهها پوشش دهد پيکرهی مقاله تصوير کاملی را در معرض ديد قرار میدهد در پيکرهی مقاله بايد به صورت منطقی توصيف کاملی از طرح، فعاليت يا مطالعهی پژوهشی خود عرضه کنيم. فرض بگيريد با معلمان به گفت و گو نشستهايد و به آنان میگوييد که گام به گام چه انجام دادهايد، چگونه آن را انجام دادهايد، چه آموختهايد و دانشآموزان چه آموختهاند. تجربهی خود را به طور کامل در اختيار آنان قرار دهيد و کنشها و واکنشهای دانشآموزان را شرح دهيد. البته، با گذار منطقی از مرحلهای به مرحلهی ديگر وارد شويد تا پيکرهی مقاله به صورت پاراگرافهای پراکنده درنيايد. برای اين که پيکرهی مناسبی برای مقالهی خود فراهم کنيد، بهتر است پيش از آماده کردن دست نوشت خود، به پرسشهای زير پاسخ دهيد. 1. طرح من دربارهی چيست؟ 2. اين طرح چگونه به ذهن من آمد؟ 3. طرح اوليهی من چگونه بود؟ 4. خط سير زمانی طرح اوليهی من چگونه بود؟ 5. طرح چگونه به دانشآموزان/آموزشگران معرفی شد؟ 6. طرح از مرحلهای به مرحلهی ديگر چگونه پيشرفت کرد؟ آ7. موختهها چگونه ارزشيابی شد؟ 8. تجربه چگونه با کنجکاوی ارتباط داشت؟ 9. اين طرح چگونه استانداردهای آموزش علوم را پوشش میدهد؟ 10 موضوعهای مربوط به ادارهی کلاس چگونه است؟ اگر پاسخ اين پرسشها را پيش رو داشته باشيد، با راحتی بيشتر میتوانيد مقالهی خود را بنويسيد و به احتمال زياد وقتی شما به راحتی بنويسيد، خواننده نيز مطلب شما را به راحتی میخواند و به راحتی درک میکند. اکنون به بخشهايی از پيکرهی يک مقالهی آموزش علوم که يک معلم دورهی ابتدايی نوشته است، توجه کنيد: " يک روز زنگ تفريح يکی از دانش آموزان کلاس اول هنگام بازی مارمولکی را لابه لای علف ها پيدا کرد . با وجود اين که مارمولک به سختی ديده می شد همگی مدتی آن را تماشا کرديم . اين تجربه باعث شد مجموعه فعاليت هايی را برای آموزش اهميت مفهوم استتار در بقای جانوران برنامه ريزی کنم . نخستين تمرينی که بچه ها در اين گروه از فعاليت ها انجام دادند بازی "حالا آن را می بينی ، حالا نمی بينی" از سری فعاليت های آموزشی AIMS بود . در اين بازی بچه ها دايره های رنگی حاصل از سوراخ کردن کاغذهای رنگی را که روی کاغذهايی با رنگ های مختلف ريخته بودم شمارش کردند . دانش آموزان به چهار گروه پنج نفره تقسيم شدند. هر گروه مخلوطی از دايره های رنگی صورتی، زرد و سبز و سياه را که روی زمينه های رنگی مختلف پخش شده بودند دريافت کرد . گروه اول دايره ها را روی زمينه ی زرد رنگ شمارش کرد؛ گروه دوم دايره ها را روی زمينه ی سياه شمردند؛ گروه سوم دايره ها را روی زمينه ی سبز و گروه آخر روی زمينه سياه شمارش کردند . روش انجام کار به اين ترتيب بود که هر يک از اعضای گروه در فواصل زمانی 15 ثانيه تعداد دايره های يک رنگ خاص را روی کاغذ رنگی مربوط می شمردند . برای مثال، يکی از اعضا ظرف 15 ثانيه هر تعداد دايره صورتی رنگ را که مشاهده می کرد می شمرد و در 15 ثانيه بعدی، عضو ديگر گروه رنگ ديگری، برای مثال سبز، را شمارش می کرد و اين روش تا پايان شمارش تمام انواع رنگ ها ی مختلف دايره های رنگی ادامه پيدا می کرد. عضو پنجم گروه نيز وظيفه ی نگاه داشتن زمان و ثبت نت يجهها را بر عهده داشت . بعد از شمارش و ثبت نت يجهها هر گروه يک نمودار ستونی رسم کرد. سپس دانش آموزان چهار نمودار مختلف را با هم مقايسه و راجع به شباهت ها و تفاوت های بين نمودارها بحث می کردند. آنان با اين فعاليت دريافتند که در تمامی گروه ها شمارش دايره های رنگی هم رنگ زمينه از همه مشکل تر است. ( به عنوان مثال شمارش دايره های رنگی سبز روی کاغذ رنگی سبز از شمارش ساير دايره ها مشکل تر بود .) در واقع هدف از انجام اين فعاليت تمرين شمارش صحيح نبود ، بلکه هدف درک دشواری ديدن و در نتيجه شمارش دايره های رنگی هم رنگ با رنگ زمينه بود. وقتی دانش آموزان در پايان فعاليت به اين نتيجه دست يافتند، نظر را مطرح کردم که تصور کنيد اين دايره های رنگی جانورانی هستند که روی زمين زندگی می کنند . سپس بحث را اين گونه ادامه داديم که چ ه طور همرنگی جانوران با محيط زندگی می تواند در بقای آن ها مؤثر باشد. به اين ترتيب، زمينه برای فعاليت بعدی فراهم شد . " در چند پاراگرافی که از آن مقاله( جانوران را در کلاس علوم پنهان کنيم ) انتخاب شده است، نويسنده گام به گام روش انجام فعاليت مورد نظر خود را شرح داده است. به علاوه، او شرح داده که اين طرح چگونه به ذهنش خطور کرده است و چگونه آن را به دانشآموزان معرفی کرده است. او در ادامهی اين پاراگرافها چند فعاليت مرتبط با همين موضوع(استتتار جانوران) را معرفی کرده و سپس چند خطی دربارهی ارزشيابی نوشته است: " برای ارزشيابی ميزان درک دانش آموزان از اين فعاليتها، از آنان خواستم تا 5 نکته را که از مفهوم استتار جانوران آموخته بودند، بنويسند يا نقاشی کنند. آنان به اين روش کتابی از آموخته های خود تهيه و عنوانی برای آن انتخاب کردند ... نتيجه يادگيری مطلب بسيار قابل توجه بود . دانش آموزان در کتاب خود نوشته بودند بعضی از جانوران برای بقای خود می توانند رنگ خود را تغيير بدهند ... و مطالبی از اين دست . بعد از نمره دادن به کتاب ها، آنها را جمع آوری و در کتابخانه ی کلاس قرار دادم تا از مطالعه آنها لذت ببرند ... " نويسنده پس از پرداختن به چگونگی ارزشيابی از فعاليتهای پيشنهادی خود، به آموختههای دانشآموزان و کنش و واکنشهای آنان نيز اشاره میکند: " به اين ترتيب، موفق شدم که با روشی متفاوت به دانش آموزان مطالبی دربارهی استتار جانوران بياموزم. آنان در پاسخ به اين سوال که از کدام قسمت درس بيش از همه لذت بردند، گفتند قسمت مورد علاقه آنان ساختن و پنهان سازی حشرات بوده است . در حقيقت آن زمان که موفق نمی شدم حشر های آنان را پيدا کنم ، آنان به آن چه انجام داده بودند افتخار می کردند و من از آن چه که آموخته بودند، به خود می باليدم ." نتيجهی کار خود را بنويسيد نتيجهی مقاله از بخشهايی است که کمتر مورد توجه قرار میگيرد. نتيجهی مقاله بايد بازگو کنندهی آنچه باشد که شما از تجربهی خود آموختهايد و در صورت امکان به احتمالهای ديگر يا شيوههای ديگر پوشش دادن هدفهای مورد نظر در مقاله اشاره کرده باشد. خيلی مهم است که از بازگو کردن دوبارهی آنچه در پيکرهی مقاله آمده است، پرهيز کنيد. هنگامی که نتيجه را مینويسيد، پرسشهای زير را مورد نظر داشته باشيد: - پيامدهای اين تجربه چه بود؟
- آيا همه چيز آنگونه که برنامهريزی شده بود، پيش رفت؟
- آيا بار ديگر همه چيز را به نحو متفاوتی انجام خواهيد داد؟
- آيا برای گسترش تجربهی خود، پيشنهادی داريد؟
نمونهای از نتيجهگيری که خوب نوشته شده است | برنامهی "علوم روز تعطيل" اثر چشمگيری بر کشش دانشآموزان و والدين به علوم، هم در مدرسه و هم در جامعه، داشت. بسياری از دانشآموزان منطقهی ما، از خانوادههای کم درآمد هستند. کشاندن والدين به مدرسه، چه شبها و چه روزهای تعطيل، اغلب مشکل است. با وجود اين، در نخستين سال برنامهی"علوم روز تعطيل" 100 شرکتکننده حضور يافتند، سال دوم، 150 نفر شرکت کردند. برای مدرسهی کوچکی مانند مدرسهی ما، اين رشد بسيار چشمگير به نظر میرسد. نمرههای آزمونهای مدرسه نيز بهبود پيدا کرده است. بدون شک برنامهی "علوم روز تعطيل" به خودی خود باعث اين تفاوت معنیدار نشده بود. اما شور و شوقی که اين برنامه و ديگر تلاشهای مشارکتی والدين، مانند شب رياضی، به وجود آورده بود، باعث شد نمرههای پايين سال گذشته به نحو چشمگيری بهبود پيدا کند. شايد بهترين نشانه برای موفقيت برنامهی "علوم روز تعطيل" اين باشد که کنجکاوی مدرسههای ديگر شهر را نيز برانگيخته بود و از ما میپرسدند که چگونه میتوانند آن را در مدرسهی خود پياده کنند. ما خوشحاليم که شعار " علوم برای خانواده!" را در شهر خود گسترش دادهايم. | • به پيامدهای تجربه اشاره کرده است. • چگونگی گسترش تجربه را شرح داده است. • پيکرهی مقاله را بازگو نکرده است. | فعاليتی که در اين مقاله توضيح داده شد، تنها روی مدادهای شکسته تاکيد نمی کند. دانشمندان و غير دانشمندان از همان مهارت هايی استفاده می کنند که دانش آ م وزان را در طول انجام اين فعاليت به تلاش وا می دارند. دانش آموزان شما پس از اين فعاليت در می يابند که «علم نوعی تفريح و سرگرمي» است. آنان مانند دانشمندان فکر خواهند کرد و مسائلی را حل خواهند کرد که طی زندگی با آن ها روبه رو خواهند شد . فعاليت های زيادی وجود دارند که اساس آن ها رابطه الگو با فرايند است و شما می توانيد به همين شيوه ای که گفته شد، از آن ها بهره گيريد. با تحقيق درباره پرسش های زير، در طول سال تحصيلی، مهارت های مشاهده گری و فرضيه سازی را در دانش آموزان خود تقويت کنيد : يک گره چگونه بافته شده است ؟ يک برگ کاغذ چگونه به دو قطعه کاغذ تبديل شده است ؟ در ميان گذاشتن سناريوهايی از زندگی واقعی با دانش آموزان ، اهميت فرضيه سازی و مشاهده دقيق را به آنان نشان می دهد . برای مثال، يک افسر پليس که درباره صحنه يک تصادف تحقيق می کند، فرورفتگی های ماشين ها ( الگوها) را می بيند و می پرسد ، «اين تصادف چگونه رخ داده است ؟»(فرايند) . او ممکن است فرضيه های متفاوتی را در نظر بگيرد: از پهلو به هم برخورد کرده اند، از عقب برخورد کرده اند يا روی هم سرخورده اند . | • به پيامدهای تجربه اشاره کرده است. • پيکرهی مقاله را بازگو نکرده است. • به شيوههای ديگر پوشش دادن هدفهای مورد نظر در مقاله اشاره کرده است. |
قسمت اول مقاله |