
&
nbsp; از نظر زمينشناسان، کرهى زمين سيارهاى پويا و زنده است. آنان علت زنده بودن کرهى زمين را تغيير شکل هميشگى سطح آن ميدانند. اين تغيير شکل پيوستهى زمين، پيامد برهمکنش دو دسته از فرايندهايى است که يکى باعث خرابشدن و ديگرى سبب ساختهشدن سطح زمين ميشود. فرايندهاى تخريبى يا فرايندهاى بيرونى، از جمله فعاليتهاى گوناگون آب، باد، يخ و نيروى گرانش، که انرژى خود را از خورشيد ميگيرند، پيوسته در حال خراب کردن بخشهاى بالا آمده از سطح زمين ميشوند و مواد به دست آمده از فرسايش را در فرورفتگيهاى زمين تهنشين ميکنند. هدف نهايى اين فرايندها، هموار و مسطح کردن سطح زمين است. اگر اين فرايندهاى بيرونى تنها فرايندهاى فعال در سطح زمين بودند، در گذشتههاى بسيار دور، زمين به کرهاى با سطحى هموار تبديل ميشد و آب همهى سطح زمين را فرا ميگرفت. اما فرايندهاى سازنده يا فرايندهاى درونى، از جمله فعاليتهاى آتشفشانها و زمينلرزه، که انرژى خود را از گرماى درون زمين ميگيرند، در سوى مخالف فرايندهاى خرابکننده کار ميکنند و سبب بالا آمدن و ساختن دوبارهى پوستهى زمين ميشوند. بنابراين، تا کشمکش خستگيناپذير بين فرايندهاى خرابکننده و سازنده وجود دارد، کرهى زمين همچنان پويا خواهد بود.
پيامدهاى ناشى از فرايندهاى سازنده و خرابکننده، مانند خارج شدن مواد مذاب، تکانهاى شديد زمين، سيل، توفان، رعد و برق، رانش زمين، موجهاى سهمگين و پيشروى آب درياها، از گذشتههاى دور باعث ترس آدميان ميشده است. اما توانايى ذهنى بسيار چشمگير آدمى، شرايطى را به وجود آورده است که نه تنها ديگر توفان و آذرخش نميتوانند در دل او ترس به وجود آورند، بلکه او انرژى سرکش آتشفشانها را به خدمت ميگيرد، انرژى سيل و سرکشى رودها را مهار ميکند، جلوى پيشروى آب درياها را ميگيرد و زمينها پست کنارهى درياها را براى بهرهبردارى آماده ميکند.
گرچه آدميان نتوانستهاند از تکان خوردن زمين جلوگيرى کنند، اما با به کار گيرى دانش و فن روز، ترس از زمينلرزه را کاستهاند و با پيشرفتهاى روز افزون، ترس از آن را، که ناشى از پيامدهاى ناگوار آن است، به کمترين اندازهى خود ميرسانند . براى مثال، زمينلرزهى سال 1923 ميلادى در ژاپن، جان 140 هزار نفر را گرفت، اما انسانها آگاه آن ديار، با مديريت کارآمد و نيز با ساختنهاى مناسب و آموزش مسوولان و مردم، توانستهاند رفتهرفته از تعداد کشتهشدگان و آسيبديدگان ناشى از زمينلرزههاى پس از آن، تا اندازهى چشمگيرى بکاهند. چنانکه چند روز پيش از زمينلرزهى بم، در استان کرمان، زلزلهاى با انرژى بيشتر از آن زمينلرزه، تنها جان يک نفر را گرفت. بنابراين، رخداد زمينلرزه، يک پديدهى طبيعى است و اين ما هستيم که از آن براى خود فاجعه ميسازيم.
اکنون به اين گفته خوب توجه کنيد:
در سالهاى اخير، کشتار زمينلرزه در ايران بيش از هر کشور ديگرى در جهان بوده است. اگر دولت ايران، مانند ديگر دولتهاى جهان، کارى فورى براى مبارزه با پيامدهاى زمينلرزه انجام ندهد، بايد همچنان در انتظار کشتار زمينلرزه در ايران بود.
آيا فکر ميکنيد اين جملهها را يکى از بازماندگان زمينلرزهى بم يا يکى از مسوولان و يا شايد يکى از استادان دانشگاه پس از ديدن فاجعهى بم به زبان آورده است. متاسفانه بايد گفت خير! چرا متاسفانه؟ اين جملهها در روزنامهى اطلاعات، 13 شهريور سال 1341، پس از رخدادن زمينلرزهى بوئين زهرا، که باعث مرگ 12 هزار نفر از هموطنان ما شد و خسارت سنگينى به روستاهاى پيرامون وارد کرد، به چاپ رسيده است. مشابه اين جملهها را شايد بارها و بارها در زمينلرزههاى کاخک، دشت بياض، گناباد، فردوس، زرند، طبس، بندرعباس، سيهچشمه، قائن، خواف، سيرج، شهداد، ممسنى، گچساران، گلباف، رودبار، اردبيل، زنجان، قزوين، رزن و ديگر زمينلرزههايى که در سالهاى اخير رخ داده است، شنيده باشيد.
بهراستى چه بايد کرد؟ براى کاستن از خسارتهاى مادى و معنوى و پيامدهاى ناگوار زمينلرزه چه بايد کرد؟ در پاسخ بايد گفت، بايد از ديگران آموخت. بايد سازمانى براى مديريت بحران به وجود آورد؛ قانون وضع کرد؛ بودجه اختصاص داد؛ دستورها را اجرا کرد، مسووليتها را تقسيم کرد؛ متعهد شد؛ جريمه و مجازات کرد؛ هشدار داد و آگاه کرد. بايد:
1. از تجربهها و دستاوردهاى کشورهايى که توانستهاند از شدت پيامدهاى ناگوار زمينلرزه بکاهند، بهره بگيريم.
2. سازمانهاى دولتى و غيردولتى ويژهى مديريت رويدادهاى ناگهانى و کمکرسانى به وجود آوريم و توان مديريت بحران را پيوسته افزايش دهيم.
3. رشتههاى تخصصى لرزهشناسى و مهندسى زمينلرزه و بهويژه آموزش مديريت بحران را در دانشگاهها به وجود آوريم و گسترش بدهيم.
4. از مهندسان شهرساز بخواهيم از جاى گسلهاى فعال کشور آگاه شوند و از ساختن سازههاى مهم ملى ماند سد، تونل، پل، نيروگاه، مرکز آموزشى، خوابگاه و شهر و شهرک در نزديکى آنها پرهيز کنند.
5. توانايى مهندسان ناظر شهرداريها را در نظارت بر ساختن بناها بر اساس قانون و رعايت شاخصهاى ايمنى افزايش دهيم.
6. راهها نظارت هميشگى بر کيفيت مصالح ساختمانى را به توليدکنندگان يادآور شويم و بياموزيم.
7. آگاهى سرمايهگذاران خصوصى و دولتى را در بخش مسکن و عمران افزايش دهيم که براى اجرا کردن سازههاى مهم، از مشاوران زمينشناس بهرهگيرند تا سرمايهى خود و ملت را هدر ندهند.
8. به مسوولان وزارت مسکن و شهرسازى يادآورى کنيم که امکانان مالى و فنى روستاييان و بخش زيادى از شهرنشينان بسيار محدود است و آنان به تنهايى نميتوانند به بازسازى و مقاومسازى مسکن خود بپردازند و به کمک نياز دارند.
9. از نمايندگان مردم در مجلس خواست براى وضع قانون و اختصاص دادن بودجه براى اين کار مهم، پشتکار و سرعت هزينه کنند و براى آنان که قانون را برنميتابند، جريمه و مجازات مناسب در نظر بگيرند.
10. به سازمان مديريت و برنامهريزى ياداورى کرد، هزينهى پيشگيرى از زيان، از هزينهى بازسازى بسيار کمتر است. البته، غم از دست دادن عزيزان هم وجود دارد که اهميت اختصاص دادن بودجه به اين کار را صدچندان ميکند.
11. به کميتهى کاهش بلاياى طبيعى و حوادث غيرمترقبه و ستادهاى بحران يادآورى کرد که داشتن آمادگى و فراهم کردن امکانان نجات، از جمله جرثقيل، لودر، سگ، و دستگاههاى زندهياب، ژنراتور و بالگرد، از نيازهاى رويارويى کارآمد با رويدادهايى اين چنين است.
12. به مديران بحران آموخت و يادآورى کرد که هماهنگى در کار کمکرسانى، در ساعتهاى آغازين رويداد، بسيار مهم و کارساز است و گرنه نوشدارو پس از مرگ سهراب ميشود.
13. به شهرداران شهرها و منطقه ها آموخت و يادآورى کرد که زمين باز و مسطح در هر محله، نسبت به تراکم جمعيت، هنگام خطر ميتواند بسيار چارهساز باشد.
14. به سازمانها و وزارتخانههايى ماند انرژى هستهاى و صنعت و معدن هشدار داد، آزاد شدن مواد راديواکتيو و مواد شيميايى و سمى و آتشزا، بلايى بالاتر از زمينلرزه در پى خواهد داشت. مرکزهاى که با اين مواد کار دارند، بايد به بيرون از منطقههاى مسکونى جابهجا شوند.
15. به نيروى انتظامى يادآورى کرد، نظم رفت و آمد و برقرارى امنيت در منطقههاى نزديک فاجعه، کمک شايانى به امدادگران و آسيبديدگان ميکند.
16. به وزارت راه و ترابرى يادآورى کرد، کيفيت و مقاومت راهها، پلها و برجهاى مراقبت پرواز، در کمکرسانى به آسيبديدگان بسيار مهم است.
17. به مردم آموزش داد در برنامههاى آموزش رويارويى با زمينلرزه شرکت کنند و از وظيفهى خود پيش، هنگام و پس از زمينلرزه آگاه شوند و بر اين آگاهى بيفزايند.
18. به مسوولان و رسانههاى عمومى آموخت و يادآورى کرد که در زمان کنونى پيشبينى زمان، مکان و اندازهى انرژى آزاد شده در زمينلرزهى بعدى، حتى در کشورهاى پيشرفته، امکانپذير نيست. پس با بيان درصد خرابيها و تعداد کشتهشدگان زمينلرزهى بعدى، که نشانهى ناآگاهى يا کمآگاهى از پديدهى زمينلرزه است، به روحيهى مردم آسيب نرسانند.
19. به معلمان اخلاق هشدار داد، براى برنامهريزى و اجراى آنچه گفته شد، انسانهاى متعهد نياز داريم. پس در شيوهى آموزش و برنامههاى اخلاقى خود بازنگرى داشته باشند.
20. آنچه گفته شد را پيوسته يادآورى کنيم و براى به انجام رسيدن آنها برنامهريزى داشته باشيم.

&
nbsp; |