آيا تا به حال سگ يا گربهای را ديدهايد که علف بخورد؟ سگها و گربهها همانند وابستگان وحشی خود، از جمله گرگها، ببرها و شيرها، گاهی علف میخورند. چرا اين جانوران گوشتخوار گاهی به گياهخواری روی میآورند؟ با شگفتی فراوان، هنوز پژوهشی گزارش نشده است که بتواند به اين پرسش پاسخ کامل و روشنی بدهد. با وجود اين، دانشمندان عقيده دارند گياهخواری ممکن است نوعی روش خود درمانی در جانوران باشد. دانشمندان رشتههای گوناگون، در حال بررسی اين احتمال هستند که گونههای زيادی از پرندگان، حشراهها و پستانداران، از گياهان، خاک، حشرهها و قارچها به عنوان دارو بهره میگيرند و از اين راهخود را در برابر بيماریهای احتمالی محافظت میکنند (پيشگيری از بيماری) يا حالت ناخوشايندی را که دچار آن شدهاند، آرامش میدهند(درمان دارويی). اغلب دانشمندانی که در اين زمينهی علمی نوين پژوهش میکنند، باور دارند جانوران نمیتوانند با تکيه بر نوعی خرد ذاتی دريابند، چه گياهی برای آنها سودمند است بلکه راهبردهای خوددرمانی مهارتهای حياتی هستند که انتخاب طبيعی آن را نيرو میبخشد. در بيشتر موارد، ميل به کاهش احساس ناخوشايند، بروز رفتارهای خوددرمانی را بر میانگيزد . بعضی گونههای جانوان، به ويژه ميمونهای انساننما، در درمان خود اندکی هدفدار عمل میکنند. در اين گونه موردها، اغلب واژهی زوئوفارماکوگنوزی (درک جانوران از داروها) به کار میر ود. البته، اين واژه برای توصيف همهی راههايی که جانوران ديگر برای تعامل با داروخانهی طبيعت بر میگزينند، مناسب نيست. نخستين مشاهدات در فرهنگ عامه مردم چين اين داستان مشهور است که قرن ها پيش کشاورزی کنار کلبه خويش مار ی می بيند و از ترس جان با چوب دستی مار را مجروح می کند و به خيال آن که خواهد مرد , آن را به حال خود وا می گذارد . چند روز بعد , بار ديگر همان مار را می بيند و دوباره تلاش می کند آن را از بين ببرد. چند روزی می گذرد و برای بار سوم مار ديده می شود . اين بار کشاورز پس از مجروح کردن مار ،آن را دنبال می کند و مار زخمی را می بيند که در ميان بوته ها مشغول خوردن علف است . کشاورز مشاهدات خود را پيگيری می کند و در می يابد که زخم های مار خيلی زودتر از آن چه که تصور می کرد ، بهبود می يابند . در پزشکی سنتی چين از پودر سفيد رنگی برای بهبودی سريع تر زخم ها ، بريدگی ها و خونريزی های سطحی استفاده می شود . اين پودر را از گياهی با نام Panex notoginseng به دست می آورند . گمان می رود مار داستان کشاورز کنجکاو از آن می خورده است. شايد مشاهدات مردم عادی را آميخته به خيال پردازی و افسانه سازی بدانيم ،اما از مشاهدات دانشمندان نمی توانيم به آسانی چشم بپوشيم . برخی از دانشمندان مشاهداتی داشته اند مبنی بر اين که بعضی از جانوران می توانند ، توليد مثل خود را کنترل کنند . برای مثال ، هالی دوبلين گزارش کرده است ، برخی از فيل های آفريقايي از گونه های خاص يک درخت برای القای زايمان استفاده می کنند. او بيش از يکسال فيل حامله ای را در شرق آفريقا دنبال و مشاهده کرد که جانور تا نزديک زمان وضع حمل ،برنامه غذايی ثابتی را پی گرفت . اما در اين زمان ، شاخ و برگ گياهی از خانواده Boraginaceae را خورد . چهار روز بعد , نوازد خود را به سلامت به دنيا آورد . کارن استراير مشاهدات مشابهی را در مورد ميمون های موريک ( Brachyteles arachinoides ) در برزيل گزارش کرده است . او با تعقيب اين ميمون ها دريافت که آن ها گاهی از برگ های دو گياه با نام های Apulia leiocarpand و Platypodium elegans و گاهی از ميوه گياهی با نام Enterlobium contortisiliquim استفاده می کنند . دو گياه اول نوع ترکيبات ايز وفلا ونتوئيدی دارند که ساختمان آن ها شبيه استروژن است . به نظر می رسد ميمون ها از اين دو گياه برای جلوگيری از بارداری استفاده می کنند ، اما خوردن ميوه گياه سوم که حاوی نوعی پيش ساز پروژسترون به نام استيگما سترول است ، به نحوی شانس بارداری را در اين ميمون ها افزايش می دهد . پيشگيری از بيماری ها تاکنون محققان مرز مشخصی بين رفتارها ی خود درمانی از لحاظ پيشگيری يا درمان دارويی مشخص نکرده اند . از اين رو ، ممکن است روزی برخی از رفتارهايی که در اين جا به عنوان پيشگيری مطرح می شوند، به عنوان خود درمانی از نوع درمانی دارويی نيز معرفی شوند . منظور از آن، رفتارهايی ا ست که تنها جانوران بيمار از خود نشان می دهند . الف ) خاک خوری : گونه های زيادی از پستانداران ، پرندگان، خزندگان و حتی حشرات،خاک می خورند . از مدت ها پيش، گمان می رفت اين رفتار در واقع تلاشی برای تامين مواد معدنی ضروری است . اما بررسی های جديد نشان می دهند که خاک خوری هميشه به اين منظور صورت نمی گيرد . تنظيم pH معده ، سم زدايی متابوليت های ثانويه گياهان و مقابله با نارحتی های گوارشی، از جمله اسهال ، از دلايل جديدی هستند که برای توجيه رفتار خاک خوری جانوران مطرح شده اند. ب) استفاده از حشرات : بسياری از حشرات سم هايی می سازند يا از رژيم غذايی خود به دست می آورند . آنها سم را در بخش هايی از بدن خود ذخيره می کنند و به کمک آن از شکار شدن به وسيله پرندگان محفوظ می مانند يا با انگل ها و ميکروب ها مقابله می کنند . تاکنون بيش از 200 گونه پرنده شناسايی شده اند که مورچه ها را بر پرهای بدن خود می مالند . گاهی نيز روی لانه های تپه مانند مورچه ها می غلطند تا به اين طريق مورچه ها روی پرهای آن کشيده شوند. مورچه هايی که پرندگان به پرهای خود می مالند ،اغلب از گونه هايی هستند که اسيد فورميک توليد می کنند . اين اسيد به راحتی شپش های لای پرها را از بين می برد. ميمون های ونزوئلايی در فصل گرم و مرطوب سال که نيش زدن حشرات بسيار آزار دهنده می شود، ترشحات فوق العاده سمی نوعی هزار پا را روی کرک های بدن خويش می مالند . ترشحات هزار پا حاوی بنزوکوئينون هستند که در دفع حشرات بسيار موثر است . ج) ميوه های ضد انگل : در رودخانه آواش واقع در اتيوپی , آبشاری وجود دارد که اين منطقه را به دو زيستگاه متفاوت تقسيم می کند . در بالا دست آبشار , گونه ای ميمون با نام Papio anubis و در پائين آن گونه ای با نام Papio hamadryas و دورگه هايی از اين دو گونه , زندگی می کنند . خطر آلودگی به انگل شيستو زوما در اين ميمون ها متفاوت است , زيرا ميزبان واسط اين انگل , يعنی حلزون های جنس Biomphalaria , در پايين دست آبشار بسيار زيادند و در بالا دست آن , کم تر يافت می شوند . از اين رو , آلودگی به اين انگل در پائين آبشار بيش تر است . هر چند درختچه ای با نام Balanites aegyptica در هر دو زيستگاه وجود دارد , اما تنها ميمون های پائين آبشار از ميوه های آن استفاده می کنند . اين ميوه ها حاوی نوعی پيش ساز هورمونی به نام ديوز جنين هستند که به نظر می رسد از رشد شيستوزوما جلوگيری می کند. د) لانه های ضد انگل : بسياری از پرندگان در لانه های خود از گياهان تازه ای استفاده می کنند که جز و ساختمان آن ها محسوب نمی شود . به نظر می رسد گياهان تازه مواد فراری دارند که در دفع و کشتن انگل های پوستی موثرند. برخی سا ر ها , در لانه های خود از هويج وحشی ( Daucus Carota ) استفاده می کنند که باعث کاهش قابل ملاحظه تعداد کنه های موجود در لانه می شود . هر چند کاهش تعداد کنه ها بر ميزان رشد جوجه ها تاثيری ندارد ، اما جوجه هايی که در لانه های حاوی هويج وحشی رشد و نمو می کنند ، مقدار هموگلوبين بيش تری دارند. درمان دارويی در شامپانزه ها درمان دارويی جانوران در مقايسه با خود درمانی به منظور پيشگيری , مورد توجه بيش تری قرار گرفته و مطالعات دقيق تری روی آن انجام شده ا ست . اين مطالعات بيش تر روی شامپانزه ها و از طريق بررسی رفتار آن ها در محيط وحشي ، تجزيه و تحليل مدفوع آن ها و مقايسه داروهای سنتی با گياهانی که آن ها مصرف می کنند ، صورت گرفته است . سال 1987 ميلادي ، ميشل هافمن در تانزانيا در حال مشاهده گروهی از شامپانزه ها بود که غذا می خوردند . در ميان آن ها شامپانزه ماده ای، حال خوشی نداشت و در کناری آرميده بود . وقتی بيدار شد، به سوی درختچه ای به نام Vernonia amygdalina راه افتاد . مردم محلی اين گياه سمی را " قاتل بز " می نامند . تلخی بسيار زياد برگ های اين گياه هشداری جدی به جانورانی است که قصد دارند شاخ و برگ های آن را مصرف کنند. اما شامپانزه بيمار بدون توجه به اين هشدار , شاخه ای از اين گياه را چيد و با دقت پوست آن را جدا کرد تا به مغز داخلی ساقه رسيد . سپس طی 20 دقيقه مغز آن را کاملا جويد و شيره آن را مکيد . هافمن رفتار ديگری را نيز بين شامپانزه ها مشاهده کرد . برخی از آن ها هنگام بيماري ، برگ های گياهان خاصی را بدون آن که بجوند ، می بلعيدند . اين برگ ها تقريبا دست نخورده دفع می شدند . هافمن در مطالعات وسيعی که در جنگل های تانزايا انجام داد ، به اين نتيجه رسيد که رفتار خود درمانی در شامپانزه ها اغلب با آلودگی آن ها به انگلی با نام Oesophagotomum stephanostomum ارتباط دارد . بررسی های او نشان دادند ، ساقه يا برگ گياهانی که شامپانزه ها هنگام بيماری مصرف می کنند، به دفع اين انگل از بدن آن ها کمک می کند. شامپانزه ای که مغز تلخ ساقه V. amygdalina را بجود ، بدون شک بيمار است . جويدن مغز ساقه اين گياه پس از 20 الی 24 ساعت باعث از بين رفتن احساس ناخوشی در شامپانزه می شود. اما چرا شامپانزه با دقت پوست گياه را جدا می کند و تنها مغز ساقه را مصرف می کند ؟ در پيکره اين گياه دو دسته ترکيب کشنده به نام سسکيوترپن لاکتون و گليکوزيدهای استروئيدی يافت می شوند . غلظت اين مواد سمی در پوست ساقه و برگ های گياه از مغز آن بيش تر است . از اين رو , شامپانزه اين بخش های گياه را برای جلوگيری از مسمويت شديد مصرف نمی کند . ترکيبات دسته نخست ، اثرات ضد انگی شديدی دارند اما ترکيبات دسته دوم خواص کشندگی کم تری دارند و باعث مهار تحرک و تخم گذاری در انگل ها می شوند. شامپانزه ها برای دفع انگل های خود از گياهان ديگری نيز استفاده می کنند . هافمن 34 گونه گياه را گزارش کرده است که شامپانزه ها برگ آن ها را درسته می بلعند . هر چند اين گياهان به شکل های گوناگون ( بوته, درختچه , درخت و پيچک ) می رويند ، اما همه آن ها خصوصيت مشترکی دارند : سطح برگ هايشان بسيار زير و پوشيده از کرک است .هافمن درمطالعات خود دريافت ، در مدفوع شامپانزه به ازای هر 20 برگ بلعيده شده حدود 10 کرم زنده يافت می شود . بنابراين با وجودی که برگ های بلعيده شده کرم ها را دفع کرده بودند ، آن ها را از بين نبرده بودند . در واقع سطح زير و کرکدار برگ ها اتصال کرم های بالغ به جدار روده را سست می کند. به علاوه بسياری از کرم های نابالغ لابه لای کرک ها به دام می افتند و به اين ترتيب از بدن جانور دفع می شوند. خود درمانی و يادگيری اغلب محققان بر اين باورند که راهبردهای خود درمانی مهارت هايی حياتی هستند که انتخاب طبيعی آن ها را نيرو می بخشد . با وجود اين ، در برخی گونه ها ، به ويژه ميمون های انسان نما ، رگه هايی از يادگيری مشاهده می شود. در اين ميمون ها ، افراد خام و بدون تجربه رفتارهای خود را با کسب اطلاعات از تجربيات ديگران کامل می کنند . وقتی فردی اثرات مفيد ماده ای را برای سلامتی خود درمی يابد، اين تجربه ميان اعضای گروه به تدريج گسترش می يابد. به نظر می رسد اولين برخورد با رفتارهای خود درمانی در سنين پائين اتفاق می افتد . وقتی ميمون بالغی بيمار می شود و رفتار خود درمانی را از خود بروز می دهد، ميمون های جوان متوجه اين رفتار می شوند و سعی می کنند خودشان نيز آن را انجام دهند. ميمون بالغ نيز اغلب مادرشان است . اگر خود درمانی را حاصل يادگيری بدانيم، با پرسش های عميقی روبه رو می شويم . جانور پس از بيماری بايد گياه دارويی را شناسايی کند، بخش هايی را که موثر هستند انتخاب و آن را به شيوه مناسبی مصرف کند . شامپانزه ها در عادت های غذايی بسيار محافظه کارانه عمل می کنند و حتی هنگامی که بيمار هستند ، مواد غذايی جديد را به طور تصادفی انتخاب نمی کنند . شايد رفتار خود درمانی از آن جا شروع می شود که در يک دوره کميابی غذا ، ميمون های گرسنه و بيمار به غذاهای جديدی روی می آورند . در نتيجه سلامتی خود را باز می يابند و اين بهبودی زمينه ای برای مصرف غذای جديد در هنگام بيماری می شود. خود درمانی و پزشکی سنتی حدود يک قرن پيش ، طبيبی تانزانيايی توانست با کشف شيوه درمانی مهمی جان بسياری از مردم روستايش را نجات دهد که به يک بيماری شبيه اسهال مبتلا شده بودند . او جوجه تيغی بيماری را در اطراف روستا مشاهده کرد که وضعيتی مشابه اهالی روستا داشت و از ريشه گياهی می خورد . اهالی روستا آن گياه را سمی می پنداشتند اما طبيب عقيده داشت می توان از آن برای درومان بيماری استفاده کرد. از اين رو ، پس از اين که خود مقداری از گياه را خورد ، ماجرا را برای مردم تعريف کرد و آنان را متقاعد کرد از آن برای درمان بيماری خود استفاده کنند . از آن زمان تاکنون مردم آن روستا از آن گياه به عنوان دارو استفا می کنند . به نظر می رسد , رويدادهای مشابه ، بر کارايی پزشکی سنتی افزوده اند و شايد منشا پزشکی سنتی بوده اند . کلام آخر همان طور که يک قرن پيش آن طبيب تانزانيايی توانست داروی جديدی را برای مردم روستای خود پيدا کند ، مطالعه رفتارهای خود درمانی در جانوران می تواند منيع مهمی برای کشف داروهای جديد باشد. آفريقا، محل تولد بشر، ممکن است نقطه شروع تکامل پزشکی مدرن باشد . شناخت بهتر اين قاره می تواند نقش مهمی در آينده جهان ايفا کند. منبع: 1. Huffman M.A., Self-medication behavior in the african great apes, Bioscience 51(8) p.651-661,2001 2. Huffman M.A., Observation on the illness and consumption of a possibly medicinal plant vernonia amygdalina by a wild chimpanzee in the Mahale muntains natural park, Tanzania. Primatea, 30(1) p.51-63, 1998 3. Valderrama X., Robinson J., Attygale G., Seasonal anointment with millipedes in a wild primate, Journal of Chemical Ecology, 26(12) p.2781-2790, 2000 4. George A.L., Advance in the study of behavior, Academic Press,1998 |