بيماري خواب از دوران پيش از تاريخ در آفريقا شناخته شده بود. با وجود اين، نخستين توصيف نوشتاري از آن را ابنخلدون در سده چهاردهم ميلادي آورده است. افراد مبتلا به اين بيماري اغلب در خواب بسر ميبرند. در نتيجه، به اندازهاي كم انرژي ميشوند كه از كم بنيهاي ميميرند. رئيس يكي از قبيلههايي كه ابنخلدون از آن ديدن كرد، پس از دو سال زندگي در خواب، سرانجام جان سپرد. به گزارش ابنخلدون، اين بيماري جان همهي افراد آن قبيله را گرفت. در سال 1902 ميلادي دولت انگلستان يك گروه پژوهشي را براي مطالعهي بيماري خواب به آفريقا فرستاد. يكي از اعضاي اين گروه به نام آلدو كاستلاني از كالبدشكافي قربانيان دريافت كه بسياري از آنان در مغز خود انگلهاي ناشناختهاي دارند. سال بعد پژوهشگري به نام ديويد بروك به اين گروه پيوست. او پيش از اين دريافته بود نوعي بيماري احشام به نام تاگانا در اثر آلوده شدن جانور به انگل ريزي به نام تريپانوزوم ايجاد ميشود. اين انگل را مگس تسه تسه منتقل ميكند. اين دو پژوهشگر به زودي دريافتند همين انگل باعث بيماري خواب در انسان ميشود. آنان جاهايي را كه مگس تسه تسه يافت ميشد، مشخص كردند و دريافتند كه اين نواحي با مناطقي كه بيماري خواب در آن جا شيوع دارد، مطابقت دارند. از اين رو، از مردم خواستند از اين مناطق دوري كنند. مگس تسه تسه فقط در جنوب آفريقا و بيابان صحرا زندگي ميكند. نخستين داروهايي كه براي درمان بيماري خواب به كار رفتند، تركيبات آرسنيك(مادهاي كشنده) بودند. حتي داروهاي جديد هم نميتوانند موارد شديد اين بيماري را درمان كنند. براي افزايش احتمال بهبودي، اين داروها بايد در مراحل آغازين بيماري مصرف شوند. منبع : 100 Greatest Medical Discoveries . Angela Royston. 1995 |