Home Home Information Contact Site Map Library
English Site
دانش‌آموزان
بخش‌هاي اصلي
صفحه‌ى اصلى
شاگردان ديروز
تاريخ علم
آزمايشگاه علوم
نام‌آوران ايران
جهان جانوران
بازي‌هاى جزيره
دانش‌آموز نوآور
بدن انسان
مواد و ابزارها
آن‌چه پسنديده‌ايد
::
جستجو در پايگاه

جستجوي پيشرفته
دريافت اطلاعات پايگاه
نشاني پست الكترونيك خود را براي دريافت اطلاعات و اخبار پايگاه، در كادر زير وارد كنيد.
آخرين مطالب بخش
:: ماسرجويه: نخستين مترجم و نويسنده‌ی آثار علمی به عربی
:: ابن‌ماسويه: نويسنده‌ی کهن‌ترين کتاب چشم‌پزشکی
:: روزی که ماری کوری به دانشگاه شناور رفت
:: خواب مرگ‌آور
:: روزی که گاليله آموزش پزشکی را رها کرد
آخرين مطالب ساير بخش‌ها
:: دانش‌آموزان به کلاس درس دانشمندان ايرانی می‌روند
:: سامانه‌‌ی يکپارچه‌ی پرورش خلاقيت در دانش‌آموزان
:: آموزش و ارزيابی مهارت‌های زندگی
:: چگونه پژوهش کنيم
:: علمی‌غروی، حميده‌
:: دانش‌آموزان از تاريخ چه بايد بياموزند؟
:: نقش ارتباط علمی در توليد علم
:: نقش ايرانيان در پيشرفت علم
:: افشار، ايرج
:: 100 دانشمند ايران و اسلام منتشر شد
:: دانش‌آموز نوآور : آيا می‌توان دانشمند شد؟ ::
 | تاريخ ارسال: 6/12/1386 | نويسنده: آقاي غلامحسين صدري افشار | 

  بيش‌تر وقت‌ها درباره‌ی دانشمندان تصور درستی نداريم. گاه گمان می‌کنيم آن‌ها برحسب تصادف موفق شده‌اند. گاه آنان را افراد گيج و گولی می‌پنداريم که در دريای تفکراتشان غرق شده‌اند و با دنيای خارج کاری ندارند. البته، اين گناه برخی از نويسندگان بازاری است که از دانش چندان چيزی نمی‌فهمند و به جای آن می‌کوشند مطالب "جالب و خواندنی" به خورد خوانندگان بدهند.

  دانشمند کيست؟ 

  دانشمند، چه در گذشته و چه امروز، انسانی است که با دقت و کنجکاوی به بررسی پديده‌های جهان می‌پردازد و می‌کوشد علت پيدايش آن‌ها، رابطه‌ی آن‌ها و فايده‌ی کاربردشان را دريابد. هزاران انسان در زير درخت سيب نشسته بودند و هزاران سيب از درخت به زير افتاده بود، بی آن که موجب کشف قانون گرانش(جاذبه) شود. هزاران انسان به سوی درياهای بيکران بادبان برافراشته بودند، بی آن که يکی به کشف آمريکا نائل شود. هزاران دانشمند با دقت و جديت به اندازه‌گيری وزن و جرم عناصر شيميايی پرداخته بودند، بی آن که يکی متوجه رابطه‌ی شگفت‌انگيز ميان آن‌ها گردد. بخت تنها با کسانی يار می‌شود که با تلاش و پيگيری فراوان به دنبالش باشد.

  دانشمند خوشبخت و موفق کسی است که کارهای پيشينيان خود را خوب می‌شناسد، آن‌ها را ارزيابی می‌کند، ناکامی‌ها و کاميابی‌هايشان را درمی‌يابد و کار را از جايی دنبال می‌کند که پيشينيانش ناتمام رها کرده‌اند. او هرگز از هيچ شروع نمی‌کند، بيراهه و بن بست را دوباره نمی‌پيمايد – مگر اين که در جايی از آن‌ها به شاه‌راهی برخورد کرده باشد. او همه چيز را خودش بررسی نمی‌کند. همه چيز را آزمايش نمی‌کند، در مواردی به بررسی‌ها و آزمايش‌های پيشينيان خود اعتماد و اتکا می‌کند. در موارد ديگر آن‌ها را مقايسه می‌کند و در بسياری موارد هم ناگزير خود به بررسی‌ها و تجربه‌های تازه‌ای دست می‌زند – در آن جا که نتايج مهم، متناقض يا نارسا باشد.

لويی پاستور دانشمند و کاشف بزرگ فرانسوی در چهل‌سالگی دچار سکته‌ی مغزی شد و نيمی از مغزش از کار افتاد. او از آن پس مهم‌ترين کارهای علمی خود را تنها به کمک نيمی از مغز يک انسان انجام داد.

پاستور

  چگونه دانشمند شده‌اند؟

  هرگز بر حسب تصادف نمی‌توان دانشمند شد. همه‌ی دانشمندان دارای شوق و کنجکاوی بی‌پايان و اراده‌ای استوار بودند. برای زندگی و آينده‌ی خود هدف روشنی داشتند و به نيروی خودشان و آينده‌ی تلاش‌هايشان اميدوار بودند. محيط، اجتماع، اعضای خانواده، آشنايان و نزديکان، معلمان همگی در ايجاد علايق و تشويق افراد موثرند. اما در هر حال، بدون داشتن شوق و کنجکاوی، اراده و اعتماد به نفس، تلاش و پيگيری نمی‌توان دانشمند شد.

  امروز، براثر وجود دانشگاه‌های متعدد در بسياری از کشورها و آسانی دسترسی به تحصيلات، عده‌ی زيادی از مردم از آموزش‌های عالی در سطح تخصصی برخوردار می‌شوند و هزاران کارشناس و متخصص هر ساله تربيت می‌شوند. اينان کارمندان علمی هستند، ولی تنها عده‌ی کمی را می‌توان دانشمند ناميد. کارمندان علمی، هر کدام در رشته‌ی معينی که دامنه‌ی آن سخت محدود است، کار و تحقيق می‌کنند. اما دانشمند کسی است که چنين تحقيقاتی را برنامه‌ريزی می‌کند. سازمان می‌دهد و نتايج آن‌ها را برای ايجاد يک نظريه‌ی علمی به کار می‌گيرد. کارمندان علمی دستياران و همکاران يک دانشمندند و گاه ممکن است خودشان يک دانشمند بشوند.

  يک دانشمند ناگزير است تحصيلات پايه داشه باشد. يعنی مقدمات فيزيک، شيمی، علوم طبيعی، رياضيات را به خوبی بداند و بتواند مطالب علمی را دست کم به يک زبان بين المللی خوب بفهمد. آن‌گاه، او در يک زمينه‌ی معين، يعنی روی يک پديده به کار علمی می‌پردازد. آثار مهمی را که در آن‌باره وجود دارد می‌خواند و از پژوهش‌هايی که درباره‌ی آن شده است آگاه می‌گردد. آن‌چه را که معلوم شده و آن‌چه را که هنوز مجهول است جدا می‌کند، راه‌هايی را که برای رسيدن به آن مرحله پيموده شده است مورد بررسی قرار می‌دهد، درباره‌ی کسانی که در آن‌باره کار می‌کنند اطلاعاتی به دست می‌آورد. در صورت امکان سعی می‌کند با آنان همکاری کند، يا دست کم از روش کار و مرحله‌ی پيشرفت آنان آگاه شود. آن‌گاه، برای پيشرفت در راه پژوهش تدوين می‌کند و به اين کار می‌پردازد. اگر اين پژوهنده‌ی جوان کار را درست آغاز کرده باشد، از راه درستی برود، کار را با پيگيری دنبال کند و توفيق يابد، ممکن است به زودی دامنه‌ی پژوهش‌هايش گسترش يابد و او را به کشفی بنيادی يا تدوين نظريه‌ای اساسی رهنمون شود و به صورت دانشمندی صاحب‌نظر در يک زمينه درآورد.

پاولف دانشمند روسی می‌نويسد: " مگذاريد کبر و غرور بر شما مستولی شود. اين غرور موجب می‌شود جايی که بايد نرم و آشتی‌پذير باشيد، سرسختی و لجاجت به خرج دهيد و نظرهای مشورتی سودمند و ياری‌های دوستانه را نپذيريد."

پاولف

   چگونه می‌توان دانشمند شد؟

  هم‌چنان که گفتيم، نخستين راه کسب دانش و آگاهی است. يعنی کسی که می‌خواهد دانشمند بشود بايد معلومات پايه را به دست آورد و آن‌گاه در يک زمينه‌ی معين به کسب معلومات تخصصی – و چه بهتر که دانشگاهی- بپردازد. معلومات تخصصی دانشگاهی از آن لحاظ مهم است که پژوهنده را با مسئله‌ها و موضوع‌های پيوسته و نزديک به موضوع مورد علاقه‌اش به صورت پايه‌ای و منظم آشنا می‌سازد و به او مقدمات پژوهش و تحقيق را می‌آموزد.

  اما، به جز تحصيل، مطالعه‌ی کتاب‌ها و مقاله‌های مربوط به موضوع مورد علاقه هم يکی از ضرورت‌های بنيادی است. کسی که می‌خواهد در يکی از رشته‌های علمی دانشمند بشود، نوشته‌ها، انديشه‌ها و يافته‌های کسانی را که در همان رشته يا رشته‌های نزديک و پيوسته به آن کارهای درخشانی کرده‌اند يا می‌کنند، بايد به خوبی بشناسد و اگر می‌تواند بکوشد تا با آنان ارتباط مستقيم برقرار کند. هم چنين، پژوهنده‌ی جوان بايد به مشاهده و آزمون دقيق و پيگير عادت کند و حاصل و نتيجه‌ی هر مشاهده و آزمونی را ثبت و هر يک را با مشاهده‌ها و آزمون‌های پيشين – خواه مال خودش يا مال ديگران- مقايسه کند. دانش کتابی، دانشی که تنها بر صفحه‌ی کاغذ وجود داشته باشد، در خور اعتماد نيست و بايد با محک عمل و آزمون سنجيده و ارزيابی شود.

  سنجش و ارزيابی کاری بسيار جدی و در همان حال دشوار است. زيرا پژوهنده بايد هم تيزبين و هشيار باشد و هم با انصاف و بدون تعصب. او نبايد يافته‌های خودش و ديگران را قطعی و بی‌اشتباه پندارد. بلکه در عين اعتماد به دانش و کار خويش، هر لحظه آماده باشد تا با پديده‌ای تازه و نامنتظر روبه‌رو گردد. هنگامی هم که به چنين پديده يا نتيجه‌گيری تازه‌ای برخورد، نبايد شناب‌زده به آن دل ببندد و زود به آن يقين کند. بلکه برعکس، بايد با حوصله به تکرار پياپی آزمايش‌های پيشين و بازرسی مجدد راه طی شده بپردازد. اين همه ممکن نمی‌شود مگر با در پيش گرفتن يک شيوه‌ی جدی در زندگی. بهتر است در اين‌باره اندکی بيشتر توضيح دهيم:

  1. هدف: کسی که می‌خواهد دانشمند شود، بايد هدف خود را به طور جدی برگزيند، يعنی برای خودش مشخص کند در چه رشته‌ای می‌خواهد کار علمی بکند و آيا قصد دارد کار علمی هدف زندگی‌اش باشد، يا يک سرگرمی خصوصی و شخصی. البته، در سراسر جهان عده ی زيادی بازرگان، روزنامه‌نگار، کارگر، سياست‌مدار و ديگران هستند که در وقت فراغت به مطالعه و پژوهش علمی می‌پردازند، ولی عده‌ی به نسبت کمی هم وجود دارند که کار اصلی آنان مطالعه و پژوهش علمی است و وقت فراغت خود را به موسيقی، ورزش، شادی يا کار ديگر صرف می‌کنند. او بايد اين مسئله را برای خودش به صورت قطعی روشن کند، چون از لحاظ برنامه‌ريزی‌های تحصيلی و برای آينده‌اش اهميت دارد.

  2. برنامه: وقتی هدف برای يک دانش‌دوست جوان معلوم شد، او بايد راه‌های رسيدن به اين هدف را کشف و شيوه‌ی پيمودن آن را برنامه‌ريزی کند. برای مثال، اگر دانش‌آموزی می‌خواهد گياه‌شناس بشود و در جايی که او درس می‌خواند رشته‌ی علوم تجربی وجود ندارد، بايد به کمک خانواده‌اش ترتيبی بدهد تا در جای ديگری اين رشته را تحصيل کند. گاه چنين کاری مستلزم چند سال صرف وقت اضافی، کار کردن و پس‌انداز کردن است. اما درست کسانی موفق شده‌اند که همين راه‌های دشوار را برگزيده و از دشواری‌ها، پيچ و خم‌ها و بيراهه‌ها نهراسيده‌اند.

  از اين گذشته، دانش آموزی که می‌خواهد گياه‌شناس بشود، بايد همه‌ی درس‌ها را خوب فراگيرد و گمان نکند چون گياه‌شناس خواهد شد، ديگر جغرافيا يا فلسفه به درد او نمی‌خورد. بی‌گمان او به اين آگاهی‌های مقدماتی برای گسترش ذهن و بينش خود نياز دارد.

  يک جوان دانش پژوه بايد به نظم عادت کند. يعنی ساعت خواب، بيداری، کار، مطالعه، گردش، ورزش و غذای خود را منظم سازد، به سلامت جسمی و روانی خود توجه کند، در خواندن و نوشتن مطالب دقيق باشد و به نظم و ترتيب وسايل شخصی خود اهميت بدهد. يک موجود شلخته و بی‌بند و بار هرگز دانشمند باارزشی نميشود. سادگی و فروتنی دانشمندان راستين را هزگز نبايد مانند نويسندگان کج‌فهم به حساب بی‌توجهی و بی‌بند و باری آنان گذاشت.

  به اين موضوع هم بايد توجه کرد که هرزه‌گردی فکری، از اين شاخه به آن شاخه پريدن، به هر سوراخی سرکشيدن و بی‌برنامه و هدف دنبال مجهولات گشتن هيچ حاصلی ندارد و تنها آن نوع دانش‌ها و آگاهی‌ها سودمند است که دارای نظم و ترتيب و برنامه باشد. چون دانش به آن گونه آگاهی‌های نظام‌داری گفته می‌شود که با گسستگی و هوی و هوس سازگاری ندارد.

  3. خودسازی: دانش‌پژوه جوان بايد برنامه‌های خود را در جهتی تنظيم کند که موجب تربيت روحی و جسمی او شود. انجام تمرين‌های پيگير برای تقويت اراده، حافظه و دقت، برای مطالعه سريع، برای کار طولانی و مانند اين‌ها گام‌های مقدماتی برای کاميای در اين راه است.

  4. الهام: دانش‌پژوه جوان بايد از زندگی و کار دانشمندان الهام گيرد و رفتار و کردار آنان را سرمشق خود سازد. خواندن زندگی‌نامه‌ی آنان و کتاب‌هايی که درباره‌ی تاريخ علم و فرهنگ نوشته شده است. به او درس‌های سودمندی خواهد داد. اين کتاب‌ها پژوهنده‌ی جوان را در شناسايی راه و هدف دانشمندان ياری خواهد کرد، هدفی که افکندن روشنايی بيشتر به جهان، و زدودن تاريکی‌ها از گوشه و کنار آن است. پس بگذار برای جوانانی که در راه دانشمند شدن گام برمی‌دارند پيروزی و کاميابی آرزو کنيم.

  از زبان دانشمندان 

  • رازي پزشک و انديشمند نامدار ايرانی می گويد: " آنان که معاشر من بوده‌اند، می‌دانند و ديده‌اند چگونه از ايام جوانی تا کنون عمر خود را وقف دانش کرده‌ام. تا آن‌جا که اگر کتابی را نخوانده يا دانشمندی را نديده بودم، تا از آن کار فراغت نمی‌يافتم، به کار ديگری نمی‌پرداختم، ولو اين که زيان بزرگی به من می‌رسيد. حوصله و جهد من در طلب دانش چنان بود که در يک فن مخصوص بيش از 20000 صفحه به خط ريز نوشتم و پانزده سال از عمر خود را شب و روز صرف تأليف جامع کبير (کتاب حاوی) کردم. بر اثر همين کار نيروی بينايی‌ام ضعيف شد و دستم دچار ناتوانی گشت و از خواندن و نوشتن محرومم ساخت. با اين همه از جستجو باز نمانده‌ام و پيوسته به ياری اين و آن می‌خوانم و می‌نويسم." (به نقل از کتاب فيلسوف ری، نوشته‌ی دکتر مهدی محقق، ص 225-226)

محمد زکريای رازی نظريه‌ی ايمنی اکتسابی را که پايه‌ی واکسيناسيون است، مطرح کرد و معتقد بود که ماده‌ی پيش از پديد آمدن هستی عبارت بود از ذرات تجزيه‌ناپذير(اتم‌ها که به نسبت‌های مختلفی با خلاء آميخته‌اند و عناصر را پديد آورده‌اند. 

محمد زکريای رازی

  • محمد بن موسی خوارزمی رياضی‌دان نامی درباره‌ی اقسام دانشمندان می‌گويد: " يا مردی است که برای نخستين بار دانشی را می‌شناسد و می شناساند و آيندگان را ميراث‌خوار علمی خود می‌سازد. يا مردی است که آثار به جا مانده از پيشينيان را شرح و تفسير می‌کند و مطالب مهم و پيچيده‌ی کتاب‌ها را روشن می‌سازد، برای بيان مطلب راه ساده‌تری نشان می‌دهد و نتيجه‌گيری را آسان می‌کند. يا مردی است که در برخی از کتاب‌ها به نادرستی و آشفتگی برمی‌خورد، پس نادرستی‌ها را اصلاح می کند و آشفتگی‌ها را سامان می‌بخشد، با خوش‌بينی به کار مولف می‌نگرد، بر او خرده نمی‌گيرد و از اين که متوجه خطا و اشتباه ديگری شده به خويشتن نمی‌بالد." (به نقل از کتاب جبر و مقابله خوارزمی، ترجمه حسين خديو جم، چاپ دوم ص 36) 

محمد بن موسی خوارزمی، کتابی با عنوان جبر و مقابله(درباره‌ی روش حل معادله‌های خطی و درجه دومو کتاب ديگری در روش حساب هندی نوشت که ترجمه‌ی  لاتين آن باعث آشنايی اروپايی‌ها با عددهای هندی شد و نام او را در واژه‌ی الگوريتم ماندگار کرد.

محمد بن موسی خوارزمی

  
تسهيلات مطلب
ساير مطالب اين بخش ساير مطالب اين بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


كد امنيتي را در كادر بنويسيد >
::
دفعات مشاهده: 6951 بار   |   دفعات چاپ: 1343 بار   |   دفعات ارسال به ديگران: 308 بار   |   0 نظر
دانش‌آموزان
Static site map - Persian site map - English site map - Created in 0.078 seconds with 701 queries by AWT YEKTAWEB 2.0.6.5