بیگمان بسياری از شما دستکم يک بخش از مجموعهی تلويزيونی پزشک دهکده را که جمعهها از شبکهی دوم سيما پخش میشد، ديدهايد. در لابهلای آن مجموعهی پر بيننده گاهی به نکتههای آموزشی اشاره میشد که بسيار آموزنده است. در ادامه به يکی از آن نکتهها اشراه میشود. در يکی از بخشهای اين مجموعه: ژانت معلم تازهوارد مدرسهی دهکده به عنوان يکی از روشهای کارآمد تربيتی به تنبيه دانشآموزان میپردازد و روزی نبود که دانشآموزی را به سختی تنبيه نکند. دکتر کويين، پزشک دهکده، پس از اين که برخی دانشآموزان برای نرفتن به مدرسه بهانه میتراشيدند، به ماجرا وارد شد و مخالفت خود را با روشهای تربيتی ژانت نشان داد. کار به شورای دهکده کشيده شد، اما از آنجا که بسياری از پدر و مادرها روش تربيتی ژانت را میپذيرفتند، ژانت برای ادامهی کار خود در مدرسه رای آورد. دکتر کويين دست به دامان کشيش دهکده شد تا به شيوهای مردم و معلم را از نادرستی آن شيوهی تربتی آگاه سازد. يکی از روزهای يکشنبه که مردم در کليسا گردهم آمده بودند، کشيشی با يک داستان سخن خود را آغاز کرد. او چنين گفت: " امروز به جای سخنرانی میخواهم داستانی را برای شما بگويم که مادربزرگم برايم گفته است. در يک شهر نه چندان پيشرفته که مردمانش اندوهگين بودند يا بیتفاوت، پادشاه مردم را گردآورد و به آنها گفت که پنهانی يکی از بچههای آنها را با بچهی خودش عوض کرده است. پس از آنکه پادشاه از آنجا رفت، مردم ترسيدند و نگران شدند که وقتی پادشاه بازگردد، اگر بچهی پادشاه از ما راضی نباشد، به پدرش خواهد گفت و او ما را تنبيه خواهد کرد. از اين رو، همهی شهروندان با همهی بچهها مانند شاهزادهها رفتار کردند. چند سال پس از آن ماجرا، پادشاه به شهر بازگشت و زمانی بود که همهی بچهها بزرگ شده بودند و خودشان بچه داشتند. شهر هم بسيار دگرگون شده بود و مدرسهها، کتابخانهها، بيمارستانها و جاهای عبادت با شکوهی در آن ساخته شده بود. همهی خانوادهها سخت کار میکردند و خوشبخت بودند. اما نسل جديد از داستان پادشاه آگاه نبود و نمیدانست که يک شاهزاده يا شاهزاده خانم در ميانشان هست. با اين همه، آنها بسيار خوشحال و خوشبخت بودند، چرا که مزهی عشق و محبت را چشيده بودند و در مدرسه آموزش ديده بودند. از آنها پشتيبانی شده بود و به آنها مانند يک شاهزاده رفتار شده بود. پيرزنی در بستر مرگ به پادشاه گفت: نمیدانم دختر من، که الان بزرگ شده، همان شاهزادهی پنهانی شماست يا نه؟ پادشاه جواب داد: همهی آنها شاهزاده هستند. |