علم و آموزش یكی از نیازهای جامعه های امروزی است. از این رو، فراگیری علم بخش عمده ای از فعالیت های فرزندان ما را تشكیل می دهد . برسی ها نشان داده اند كه مشاركت والدين در فرایند آموزش علم اهميت زيادي دارد. بنابراین، آگاهی بیشتر نسبت به رویكردها و هدف هاي آموزشی تاحدودی برای والدین نیز ضروری است. در چند دهه اخیر هدف ها، رویكردها، روشها و ابزارهای یادگیری علم تغییرهای اساسی پیدا كرده است. آموزگاران كم و بیش از این تغییرات آگاه اند. از آن جا كه پدران و مادران هم در آموزش فرزندان خود نقش اساسی دارند، شناختن این تغییرها برای آنان نیز لازم است. اگر از آموزگاری كه حدود ده سال پیش بازنشسته شده باشد، بپرسید كه علم را چگونه درس می دادی، در پاسخ ممكن است بگوید: در ایران تا سال 1345 آموزش علوم در دبستان معمول نبود. دانش آموزان فقط در كلاس پنجم و ششم ابتدایی درسی به نام علم الاشیاء داشتند و ما از روی همان كتاب درس می دادیم. آموزش علوم با تغییر نظام آموزشی در كلاس های ابتدایی آغاز شد. كتابی برای هر پایه درسی نوشته شده بود. دانش آموزان كتاب های خود راهنگام درس دادن باز می كردند و ما از روی آنها می خواندیم و بچه ها یاد می گرفتند. روز بعد، هر دانش آموزی كه می توانست آن چه را كه در كتاب های درسی نوشته شده اشت، به خوبی جواب دهند و پرسش های آخر درس را نیز پاسخ دهند، نمره خوب می گرفت. در برخی مدارس برای كلاس های اول و دوم لوح داشتیم كه به كلاس می بردیم. در این سال های آخر، در برخی مدارس از پلی كپی استفاده می كردیم. در صفحه های پلی كپی پرسش های درس را می پرسیدیم . به طور معمول خوانواده ها از این كار استقبال می كردند و پاسخ پرسش ها را به فرزندان خود می گفتند و آنان می نوشتند و نمره خوب می گرفتند ما كلاس های منظمی داشتیم. دانش آموزان پشت نیمكت های خود آرام می نشستند و به سخنان ما گوش می دادند. هیچ پرسش یا حركت اضافی در كلاس وجود نداشت. همه دست بر زانو، چشم بر تخته و لب بسته بودند. معلم جلوی دانش آموزان با قدرت و هیمنه، آن چه را كه در كتاب نوشته شده بود، درس می داد، امتحان می كرد و نمره می داد. . در امتحان همه را یكسان می آزمودیم، اما نمی توانستیم به همه بیست بدهیم. مساله اغلب پدر و مادرها نیز این بود كه نمره فرزندانمان بیست شود. اما اگر از آموزگاران آموزش دیده كنونی بپرسیم كه چرا علوم را آموزش می دهی و چه گونه آموزش می دهمی، در پاسخ ممكن است بگویند: هدف ما از آموزش علوم مانند هر درس دیگری، آن است كه كودكان در مدرسه شرایط لازم برای درست زندگی كردن در شرایط كنونی را بیاموزند، به طوری كه با خاطر آسوده به توسعه پایدار جهان كمك كنند. ما می خواهیم با یاد دادن سواد علمی و فناورانه به آنان ، شهروندان خوب آینده كشورمان را بسازیم. هدف های آموزش علوم در دوره ابتدایی در سه حیطه زیر خلاصه می شود: 1. یادگیری دانستنی های ضروری برای هر فردی لازم است درباره ساختمان بدن، كار اندام ها و بهداشت فردی و اجتماعی اطلاعاتی داشته باشد و ماده، انرژی، زمین، فضا، جانوران و گیاهان را بشناسد. كودكان به طور ذاتی كنجكاوند. هنر ما آموزگاران این است كه آنان را كنجكاوتر كنیم و منابع آموزشی درست، آسان و گسترده در اختیارشان قرار دهیم تا خود به یافتن پرسش ها بپردازند. كودكان باید خود جست و جو كننده باشند. در اینجا، معلم و والدین راهنما و مشوق اند نه پاسخ گو. كودك امروز می تواند از كتابخانه، رادیو و تلویزیون، كامپیوتر و اینترنت استفاده كند. لازم نیست ذهن او را با مطالب دور از ذهن و غیر ضرور پر كنیم. آنان باید اطلاعاتی را كسب كنند كه بتوانند با آنها جهان روشنی را برای خود بسازند. 2. یادگیری مهارت ها مهمترین وظیفه ما در آموزش و پرورش كودكان این است كه به آنان كمك كنیم تا حواس پنجگانه، دست ها و مغز خود را به كار اندازند. در این صورت است كه می توانند مشاهده گر، سازنده و اندیشمند باشند. كودكانی كه با حواس خود به مشاهده طبیعت مشغول شوند، تجربه شخصی به دست می آورند و رابطه های میات پدیده ها را كشف می كنند و لذت می برند. آنان با توجه با شباهت ها و تفاوت های چیزها می توانند آنها را طبقه بندی كنند. با اندازه گیری آشنا شوند و مهارت های اساسی را فراگیرند. 3. كسب نگرش های ضروری دانایی و توانایی دو عامل موثر در زندگی است. اما آن چه بیش از هر چیزی شخصیت انسان را شكل می دهد، ارزش ها و نگرش های انسانی است. نگرش ها و ارزش های انسانی اساس كار رفتارهای انسان در جهت های معین است و می توانند عامل زندگی مطلوب و موثر یا تلخكامی زندگی فرد و اثر نامطلوب او بر جامعه شوند. نگرش ها مطلوب كه باید از طریق عمل، نه حرف، به كودكان بیاموزیم، عبارتند از: توجه به عظمت خالق و خلقت، علاقه مندی به محیط زیست و حقظ آن، تمایل به همكاری و كار گروهی، بردباری و تحمل دیگران، كنجكاوی، احترام و علاقه مندی به كار، انعطاف پذیری در اندیشیدن، دارا بودن تفكر نقادانه و خلاق و قدرت انتخاب. هرگاه دانش آموزان در محیط آزاد قرار گیرند و اجازه اظهار نظر و انتخاب داشته باشند، می توانند ارزش ها و نگرش های خود را بروز دهند. در این صورت، آموزگاران می توانند نگرشهای مطلوب آنان را با بحث و تبادل نظر تقویت كنند. درود بر مادران و پدران امروز كه همواره در اندیشه آموزش و پرورش فرزندان سالم، با نشاط، آگاه و مولد هستند؛ فرزندانی كه در برابر خود، مردم، محیط زیست و پروردگار جهان احساس مسوولیت می كنند و در بالابردن مقام انسانی خود و توسعه پایدار جامعه می كوشند. |