Home Home Information Contact Site Map Library
English Site
writing workshop
بخش‌هاي اصلي
ورودی کارگاه::
جمله‌نویسی::
پاراگراف‌نویسی::
یادداشت‌ کوتاه::
مقاله‌نویسی::
نوشتن کتاب::
درباره‌ى نوشتن::
نوشته‌هاى ماندگار::
::
جستجو در پايگاه

جستجوي پيشرفته
دريافت اطلاعات پايگاه
نشاني پست الكترونيك خود را براي دريافت اطلاعات و اخبار پايگاه، در كادر زير وارد كنيد.
آخرين مطالب ساير بخش‌ها
:: دانش‌آموزان به کلاس درس دانشمندان ايرانی می‌روند
:: سامانه‌‌ی يکپارچه‌ی پرورش خلاقيت در دانش‌آموزان
:: آموزش و ارزيابی مهارت‌های زندگی
:: چگونه پژوهش کنيم
:: علمی‌غروی، حميده‌
:: دانش‌آموزان از تاريخ چه بايد بياموزند؟
:: نقش ارتباط علمی در توليد علم
:: نقش ايرانيان در پيشرفت علم
:: افشار، ايرج
:: 100 دانشمند ايران و اسلام منتشر شد
:: نوشته‌هاى ماندگار : مقدمه‌ی شاهنامه‌ی ابومنصوری ::
 | تاريخ ارسال: 14/4/1389 | 

  مقدمه‌ی شاهنامه‌ی ابومنصوری يکی از کهن‌ترين نمونه‌های نثر پارسی است. در سال 346 هجری قمری به فرمان ابومنصور عبدالرزاق، که از سوی سامانيان سپهسالار کل خراسان بوده است، به قلم ابومنصور العمری نوشته شده است. اين شاهنامه‌ی منثور که به نظر می‌رسد مايه‌ی شاهنامه‌ی منظوم فردوسی قرار گرفت، از ميان رفته است. فقط مقدمه‌ی آن را در آغاز نسخه‌های کهن شاهنامه جای داده‌اند.

  در اين مقدمه گفته می‌شود که مردم می‌کوشند به گونه‌ای نام خود را ماندگار کنند، مانند شاه هندوان که کتاب کليله و دمنه را فراهم آورد و خسرو انوشيروان که فرمان داد آن را به پهلوی برگردانند. گويد که مامون فرمان داد آن را به تازی برگردانند و نصربن‌احمد سامانی از بلعمی خواست آن را از تازی به پارسی برگرداند و رودکی آن را به نظم درآورد. چون ابومنصورعبدالرزاق کار کليله و دمنه را شنيد، آرزو کرد تا از وی نيز يادگاری در اين جهان بماند. پس فرمان داد ابومنصور العمری را که دارندگان کتاب از دهقانان و فرزانگان و جهانديدگان از شهرها فرابخوانند تا آثار کهن ايرانی را گردآوری کنند.

  « و چاکر او ابومنصور العمری به فرمان او نامه کرد و کس فرستاد به شهرهای خراسان و هشياران از آن‌جا بياورد و از هر جای، چون شاج پسر خراسانی ازهری و چون يزدان‌داد پسر شاپور از سيستان و چون ماهوی خورشيد پسر بهرام از نشابور و چون شاذان پسر برزين از طوس. و از هر شارستان گرد کرد و بنشاند به فرازآوردن نامه‌های شاهان و کارنامه‌هاشان و زندگانی هر يک از داد و بيداد و آشوب و جنگ و آيين از کی نخستين که اندر جهان او بود که آيين مردمی آورد و مردمان از جانوران پديد آورد تا يزدگرد شهريار که آخر ملوک عجم بود ... و اين را نام شاهنامه نهادند تا خداوندان دانش اندرين نگاه کنند و فرهنگ شاهان و مهتران و فرزانگان و کاروساز پادشاهی و نهاد و رفتار ايشان و آيين‌های نکو و داد و داوری و رای و راندن کار و سپاه آراستن و رزم کردن و شهر گشادن و کين خواستن و شبيخون کردن و آزرم داشتن و خواستاری کردن اين همه را بدين نامه اندر بيارند.»

 

    برخی از واژه‌های پارسی به کار رفته در اين نوشته

  پديدار کردن: ظاهر کردن

  گردانيدن: ترجمه کردن

  نشان: علامت

  فرازآوردن: جمع‌آوری، گردآوری

  نهاد و رفتار: طرز برداشت و روش و رسم

  درهای سخن: باب‌های سخن

  نگاهداشتن: مراعات کردن

  کارکرد: عمل، طرز عمل

  بخشيدن: تقسيم

  خاور: (مغرب، بمعنی مخالف کنونی)

 باختر: (مشرق، بمعنی مخالف کنونی)

  مغز: معنی، اصل

  مانندگان: امثالهم

  جان سپردن: فداکاری

  خويش‌کام : خودرأی ، مستبد

  هشياران: روشن فکران

  کار و ساز: کار و لوازم 

  آزرم داشتن: حيا داشتن، شرم داشتن

  دراز گرديدن: طول کشيدن، دوام يافتن

  نهاد: اصل

  فرودی: سقوط ، پستی

  داوری: قضاوت، منازعت و جدال

  کژ مردم: مردم نادرست

  خستن: زخمی کردن

  هردوان: هر دو آنان

  پذيره: استقبال، پذيرايی

 

 «اين نامه و کار شاهان از بهر دو چيز خوانند: يکی از بهر کارکرد و رفتار و آيين شاهان تا بدانند و در کدخدايی با هر کسی بتوانند ساختن، و ديگر که اندرو چيزهای نيکو و با دانش هست همچون پاداش نيکی و بادافره بدی و تندی و نرمی و درشتی و آهستگی و شوخی و پرهيز و پند و اندرز و خشم و خشنودی و شگفتی کار جهان.»

برگرفته از: کشاورز، کريم. هزار سال نثر پارسی. تهران: کتاب‌های جيبی (اميرکبير)، 1345

  
تسهيلات مطلب
ساير مطالب اين بخش ساير مطالب اين بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


كد امنيتي را در كادر بنويسيد >
::
دفعات مشاهده: 3449 بار   |   دفعات چاپ: 634 بار   |   دفعات ارسال به ديگران: 261 بار   |   0 نظر
writing workshop
Static site map - Persian site map - English site map - Created in 0.078 seconds with 692 queries by AWT YEKTAWEB 2.0.6.5