Home Home Information Contact Site Map Library
English Site
سال جهاني فيزيك
بخش‌هاي اصلي
اخترشناسى
فيزيک
صفحه اصلی
زندگى انيشتين
فيزيکدان‌هاى مسلمان
اخترشناسی
فيزيک و زندگی
تاريخ فيزيک
تازه‌هاى فيزيک
دانش‌نامه‌ى فيزيک
آموزش فيزيک
معلمان برتر
فيزيک در شبکه
خبرها و نظرها
معرفى کتاب
برترين‌هاى اين بخش
::
جستجو در پايگاه

جستجوي پيشرفته
دريافت اطلاعات پايگاه
نشاني پست الكترونيك خود را براي دريافت اطلاعات و اخبار پايگاه، در كادر زير وارد كنيد.
آخرين مطالب بخش
:: طرح سراسرى دانش‌آموز پژوهنده برگزار مي‌شود
:: خورشيد کوچکتر است
:: نخستين آزمايش‌های فيزيک در تاريخ معاصر ايران
:: آسايشگاهى براى ستارگان پير
:: فيزيک و کاربردهای آن: پزشکی
آخرين مطالب ساير بخش‌ها
:: دانش‌آموزان به کلاس درس دانشمندان ايرانی می‌روند
:: سامانه‌‌ی يکپارچه‌ی پرورش خلاقيت در دانش‌آموزان
:: آموزش و ارزيابی مهارت‌های زندگی
:: چگونه پژوهش کنيم
:: علمی‌غروی، حميده‌
:: دانش‌آموزان از تاريخ چه بايد بياموزند؟
:: نقش ارتباط علمی در توليد علم
:: نقش ايرانيان در پيشرفت علم
:: افشار، ايرج
:: 100 دانشمند ايران و اسلام منتشر شد
بازی های آموزشی

AWT IMAGE

به سوی اینشتین شدن

AWT IMAGE

مکانيک در تمدن اسلامى

AWT IMAGE

:: خبرها و نظرها : بعد چهارم طنز ::
 | تاريخ ارسال: 11/10/1348 | نويسنده: آقاي حسن سالاری | 

AWT IMAGE

جواد علی‌زاده از کاريکاتوريست‌های با سابقه و نوآور کشورمان است و به همان اندازه که در داخل کشور مشهور است، در خارج از ايران شناخته شده است. او حود 15 سال پيش به عرصه‌ی جديدی از طنزپردازی روی آورد که خود آن را طنز چهار بعدی ناميده است. علی‌زاده در طنزهای چهار بعدی خود تلاش کرده است مفاهيم پيچيده‌ی نظريه‌های اينشتين را به زبانی ساده اما جذاب برای مخاطبان بيان کند. کتابی که او در سال 1368 با نام شوخی با اينشتين منتشر کرد، در همان سال‌ها با استقبال دور از انتظاری رو به رو شد. برخی از کاريکاتورهای چهار بعدی علی‌زاده توجه کاريکاتوريست‌های خارجی را جلب کرد، در برخی نشريه‌های خارجی چاپ شد و جايزه‌هايی را نيز برای علی‌زاده به همراه آورد. خوشبختانه امسال که سال جهانی فيزيک است، سالی است که علی‌زاده ثمره‌ی تلاش ديرين خود را با اقبال جهانی با آثارش می‌بيند. در پايگاه اينترنتی سال جهانی فيزيک(http://www.wyp2005.org/play.html) و چند پايگاه ديگر، به پايگاه شخصی علی‌زاده، که‌کاريکاتورهای چهار بعدی خود را در آن عرضه کرده است، لينک داده شده است و هر روز بر تعداد افرادی که از آثار او بازديد می‌کنند افزوده می‌شود. برای آشنايی بيش‌تر با طنزهای اينشتينی علی‌زاده، گفت و گويی با او انجام داده‌ايم که به نظر شما می‌رسد.

فکر پرداختن به نظريه‌های اينشتين و طراحی شيوه‌ی جديدی در طنزپردازی، که آن را طنز چهار بعدی يا ظنز اينشتينی ناميده‌ايد، چگونه شکل گرفت؟

از سال‌های کودکی، اينشتين و نظريه‌هايش برای من جالب بود. داستان‌هايی که درباره‌ی زندگی اين شخصيت می‌شنيدم يا می‌خواندم و مثال‌هايی که درباره‌ی نظريه‌هايش مطرح بود، توجه من را جلب می‌کرد. برای مثال، دوقلوهايی را در نظر بگيريد که يکی از آنان در زمين باقی بماند و ديگری با سرعتی نزديک به سرعت نور  برای مدت يک سال به فضا برود و بازگردد، آن گاه متوجه می‌شود در حالی که فقط به اندازه‌ی يک سال پير شده است، برادر زمينی‌اش حدود هفتاد سال پير شده است! خود زمان هم برای من جالب بود؛ خود گذشت زمان و اين که آيا می‌شود زمان را به عقب بازگرداند و موضوع‌های مشابه. همه‌ی اين‌ها برای من جالب بود و اينشتين درباره‌ی اين‌ها سخنان جالبی داشت؛ انبساط زمان، توقف زمان در اثر سرعت نور جايگاه ويژه‌ای در نظريه‌های اينشتين دارند. گذشته از اين‌ها، خود شخصيت اينشتين و اين که در عکسی زبانش را از دهان بيرون آورده بود، توجه من را بسيار جلب کرده بود. اين عکس به من خيلی جسارت بخشيد که با زبان طنز به مفاهيم علمی بپردازم. گاهی همکارانم از من می‌پرسيدند که پرداختن به موضوع‌های علمی به زبان طنز و آن هم موضوعی مانند نظريه نسبيت، تا چه اندازه‌ای درست است و شما چگونه جسارت اين کار را پيدا کرديد. من در پاسخ می‌گفتم، وقتی شخصيتی چون اينشتين با آن مقام علمی و شناختی که از جهان پيدا کرده است، ناگهان دنيا را به هيچ می‌گيرد و زبانش را از دهان بيرون می‌آورد، به نظر شما شخصيت  و موضوع جالبی برای طنزپردازی نيست! رئوس نظريه نسبيت نيز ظاهری طنزگونه دارند. برای مثال، همه چيز تغيير می‌کند و هر چيزی در جايگاه خاصی از ديد ناظر خاصی می‌تواند موقعيت تازه‌تری پيدا کند يا هيچ چيز ثابت و مطلق نيست، زمينه‌ها و موضوع های خوبی برای طنزپردازی دارند.

AWT IMAGE

از انتشار کتاب شوخی با اينشتين بگوييد.

کتاب شوخی با اينشتين را در سال 1368 منتشر کردم. اين کتاب نخستين اثر در زمينه‌ی طنز علمی بود. سال‌های سال است که طنز ما بيش‌تر درباره‌ی خبرهای مطبوعات است. يک خبر بالا می‌گذاريم يک زير نويس زير آن. من به جای اين که خبرهای روزمره، اقتصادی، سياسی، فرهنگی، اجتماعی يا ورزشی، را استفاده کنم، عنوان‌های اصلی نظريه‌های اينشتين را مورد توجه قرار دادم و بر اساس آن‌ها کار کردم. شوخی با اينشتين را با سرمايه‌ی شخصی و با شمارگان 20 هزار منتشر کردم و بر خلاف انتظار، به خوبی از آن استقبال شد. اين استقبال باعث شد من در مجله‌ای طنز و کاريکاتور، که بيش از 15 سال است منتشر می‌شود، ستونی با عنوان طنز چهاربعدی در نظر بگيرم و جالب اين که پس از اين همه سال ما هنوز اين ستون را ادامه می‌دهيم. اين موضوع برای کاريکاتوريست‌های معروف جهان، که در همايش‌های بين‌المللی با آن‌ها گفت و گو داشته‌ام، نيز جای شگفتی بود که اين مجله تنها مجله‌ای است در جهان که ستون ثابتی به نام طنز چهاربعدی دارد و هنوز از نظر موضوع کم نياورده است. به نظر من عنوان‌های اصلی نظريه‌های اينشتين نوعی کاريکلماتور است. برای مثال، نور وزن دارد يا فضا خميده است. من و همکارانم درباره‌ي  اين جمله ها موضوع‌های زيادی کار کرده‌ايم. حتی برخی از همکاران من نيز به موضوع‌های از اين نوع علاقه‌مند شده‌اند. آثار آنان را در مجله‌ی طنز و کاريکاتور چاپ کرده‌ايم و اين داستان همچنان ادامه دارد.

AWT IMAGE

برای آفرينش کاريکاتورهايی که در کتاب شوخی با اينشتين به چاپ رسانده‌ايد، چه مراحلی را طی کرديد؟ اين پرسش را از اين جهت می‌پرسم که رشته‌ی تحصيلی شما فيزيک نيست، اما به مهم‌ترين و بحث برانگيزترين موضوع‌های فيزيکی پرداخته‌ايد.

نه‌ تنها در رشته‌ی فيزيک تحصيل نکرده‌ام، بلکه در دوران تحصيل با فيزيک و رياضی مشکل هم داشتم. خود اين موضوع هم خيلی طنز است! فيزيک من متوسط بود و رياضی از متوسط هم پايين‌تر بود. در آن زمان سه رشته‌ی ادبی، طبيعی و رياضی وجود داشت و به دوستانی که در رشته‌ی رياضی تحصيل می‌کردند، به شوخی می‌گفتيم شما غيرطبيعی هستيد! اما از همان کودکی بسيار کنجکاو بودم. هميشه اين پرسش برای من مطرح بود که وقتی سوار قطار هستيم و سيبی را به بالا پرتاب می‌کنيم، چرا سيب توی دستمان می‌افتد، در حالی که قطار در حال حرکت است. بعدها ديدم که پاسخ اين پرسش را به نوعی در موضوع حرکت و شتاب، که در نظريه‌های اينشتين مطرح است، می‌توان پيدا کرد. به هر حال، وقتی تصميم گرفتم به اينشتين و نظريه‌هايش بپردازم، کتاب‌هايی که تا آن زمان در کشور چاپ شده بود و برخی منابع خارجی را مطالعه کردم. يکی از هدف‌های اصلی من به وجود ‌آوردن اثری بود که از نظر آموزشی نيز مفيد باشد. به عبارت ديگر، می‌خواستم ضمن به وجود آوردن فضای خنده و نشاط، بر عنوان‌های اصلی نظريه‌های اينشتين هم مروری داشته باشم. بنابراين، به ناچار بايد درباره‌ی اين موضوع‌ها اطلاعات کافی به دست می‌آوردم. کتاب‌های زندگی اينشتين(فليپ فرانک)، نسبيت برای همگان(مارتين گاردنر)، فرضيه‌ی نسبی اينشتين(لاوند و رومر) مفهوم نسبيت اينشتين و نتايج فلسفی آن(برتراند راسل) جهان و اينشتين(بارنت) و جهان فيزيکدانان(کلر) از جمله‌ی آثار متعددی است که بارها آن‌ها را مطالعه کردم. البته جنبه‌های رياضی و فرمول‌ها را مطالعه نمی‌کردم. در کارهايی که تا کنون در اين زمينه منتشر کرده‌ام، تلاش کرده‌ام به مفهوم علمی وفادار باشم، البته چون زبان من زبان طنز است، در حد نياز با اغراق روی آورده‌ام. برای مثال، در کاريکاتوری اينشتين را به تصوير کشيده‌ام که نور چراغ‌قوه‌ای را به يک کفه ی ترازو هدايت کرده است و به اين صورت باعث شده است آن کفه سنگين‌تر شود. هر چند در عالم واقع به چنين چيزی برخورد نمی‌کنيم، به لحاظ علمی چنين چيزی درست است و فقط با اغراق نشان داده شده است. به عبارت ديگر، من گفتار "نور وزن دارد" را به زبان کاريکاتور ترجمه کرده‌ام. بنابراين، بيش از 60 درصد کاريکاتورهای اينشتينی من بيان مستقيم نظريه‌های اينشتين، البته به زبانی ديگر، است و من تلاش کرده‌ام به تفهيم اين نظريه‌ها کمک کنم.

AWT IMAGE

AWT IMAGE

عنوان‌های اصلی نظريه‌های اينشتين، نوعی کاريکلماتور است

AWT IMAGE

نخستين کاريکاتورهايی که در اين زمينه کار کرديد، در کدام نشريه‌ها چاپ شد؟

نخستين کاريکاتور اينشتينی من، تصويری است از اينشتين در حال نوشتن فرمول معروف E=mc2 که من حرف C را خندانده‌ام. اين اثر در نمايشگاه تولنتينو ايتاليا تقدير شد و نخستين جايزه‌ی اينشتينی را برای من به ارمغان آورد. بسيار خوشحال شدم و کار خودم را با تلاش بيش‌تر ادامه دادم. سپس، مجله‌ی طنز نبل اشپالتر  سوئيس، که قديمی‌ترين نشريه‌ی طنز جهان با بيش از 130 سال پيشينه است، دو صفحه به کارهای من اختصاص داد و برای من خيلی جالب بود که کارهايم در کشوری چاپ شد که اينشتين سال‌ها در آن‌چا زندگی کرده بود و در مجله‌ای مورد توجه قرار گرفت که مرکزی براي  کاريکاتوريست‌های جهان بود. پس از اين، برخی از کارهايم در مجله‌ی پوليتيکای يوگوسلاوی سابق منتشر شد.

AWT IMAGE

بازخورد کارهای شما در مجامع علمی چگونه بوده است؟

بعد از اين که کتاب شوخی با اينشتين آماده شد،و نسخه‌ای از آن را برای مجله‌ی دانشمند فرستادم که در آن زمان تنها مجله‌ی علمی کشور بود.  خيلی علاقه‌مند بودم نظر گردانندگان آن مجله را بدانم. متاسفانه با نقد خوبی رو به رو نشدم و به نظر آنان کار من فقط "حروم شدن کاغذ" بود! خيلی جالب است که گروه علمی آن مجله، کارهای من را بسيار سطح پايين و دور از شان اينشتين دانستند. من پاسخی برای صفحه ي نقد کتاب مجله ي دانشمند  فرستادم که ما ايرانی‌ها گاهی کاسه‌ی داغ‌تر از آش می‌شويم و زمانی که خود اينشتين زبانش را از دهان بيرون می‌آورد و همه چيز را به شوخی می‌گيرد، با کارهای يک طنز پرداز اين گونه واکنش نشان می‌دهيد. نوشتم، شما مطلق زده شده‌ايد و بهتر است اندکی "نسبی" شويد که آن‌ها نيز پاسخ من را چاپ کردند. به هر حال، در کشور خودمان با بازخورد مناسبی رو به رو نشدم. خوشبختانه، امسال که سال جهانی فيزيک است و سال سپاس‌گذاری از تلاش‌های اينشتين، در پايگاه اينترنتی سال جهانی فيزيک به پايگاه اينترنتی من لينک داده شده است که خود اين نشان دهنده‌ی اين است که من در کار خودم تا اندازه‌ی زيادی موفق بوده‌ام. انجمن فيزيک ايران نيز در جشن سال جهانی فيزيک از من دعوت کرد و برخی از کارهای من در محل همايش، به نمايش در آمد بود. به نظر می‌رسد امسال که سال جهانی فيزيک و سال اينشتين است، سال کاريکاتورهای اينشتينی و طنز چهار بعدی نيز هست.

اين اصطلاح طنز چهاربعدی از کجا آمده است؟

همان‌طور که می‌دانيد اينشتين زمان را به عنوان بعد چهارم مطرح کرد. من از اين عبارت استفاده کردم و طنزهايی را که درباره‌ی اينشتين و نظريه‌هايش کار کرده‌ام، طنز چهار بعدی ناميدم. طنز در کشور ما بيش‌تر در زمينه‌های سياسی، ورزشی و اجتماعی مطرح شده است و هدف من اضافه کردن بعد ديگری به طنز، يعنی طنز علمی و آموزشی، بوده است که در کشور ما پيشينه‌ی چندانی ندارد.

در کاريکاتورهای اينشتينی شما ردپای ماگريت را می‌بينيم. در اين باره توضيح بدهيد.

ماگريت، نقاش معروف بلژيکی، از شخصيت‌های مورد علاقه‌ی من است. به طور غريزی احساس کردم اگر در برخی کارهايم از شخصيت‌های مرموز به کار رفته در کارهای اين نقاش استفاده کنم، در القای مفهوم معماگونه‌ی فضای نسبيتی می‌توانم بيش‌تر تاثيرگذار باشم. جالب است پس از چند سال متوجه شدم همايشی به نام ماگريت و اينشتين در بلژيک برگزار شده است. ماگريت در بيش‌تر کارهايش اشياء معلق در فضا را گنجانده است و جاذبه را به چالش می‌کشد و به نوعی در کارهايش به فيزيک اشاره دارد. البته، من ناخودآگاه در کارهايم از شخصيت نقاشی‌های ماگريت استفاده کرده ‌بودم.

AWT IMAGE

AWT IMAGE

طنز در کشور ما بيش‌تر در زمينه‌های سياسی، ورزشی و اجتماعی مطرح شده و هدف من اضافه کردن بعد ديگری به طنز، يعنی طنز علمی و آموزشی، بوده است.

AWT IMAGE

شما يکی از پيچيده‌ترين مفاهيم علمی، يعنی نسبيت، را به کمک کاريکاتورهای خود با بيان ساده به مخاطب انتقال می‌دهيد. شما چگونه توانستيد در اين راه موفق شويد.

سهم زيادی از نتيجه‌ای که در اين راه به دست آمده است، به ذوق و علاقه و حس درونی من باز می‌گردد. بخش ديگر، به مطالعه‌ی پيوسته‌ای مربوط است که درباره‌ی اينشتين و نظريه‌هايش داشته و دارم. هر چه آگاهی من از اين شخصيت و نظريه‌هايش بيش‌تر می‌شود، کارهايم شفاف‌تر و گوياتر می‌شود. من معتقدم کارهای من بايد مخاطب داشته باشد و برای جذب مخاطب، بهترين راه اين است که پيام خود را آن‌قدر روان و ساده بگوييم که به راحتی قابل درک باشد. البته، کارهايی نيز دارم که مخاطب خاص خود را دارند. من هميشه بين اين دو موازنه برقرار کرده‌ام. هم کارهای عامه پسند دارم و هم کارهايی با پيچيدگی بيش‌تر. برای مثال، در طرح جلد همين کتاب شوخی با اينشتين، طنز روان و ساده‌ای آمده است؛ خبرنگاری از اينشتين می‌پرسد: آقای اينشتين، شما اهل کجا هستيد؟ و او پاسخ می‌دهد: بنده اهل شوخی هستم! اين يک ظنز ايرانی و بسيار ساده است که البته مساله‌ی مليت اينشتين را نيز منتقل می‌کند.

پرسش پايانی، چرا کارهای شما در مطبوعات داخلی، به خصوص روزنامه‌ها، کم‌تر ديده می‌شود؟

من بيش‌تر مايل هستم کارهايم را در همين مجله‌ی خودم، طنز و کاريکاتور، چاپ کنم و علاقه‌مندان به کارهای من از همين راه با من ارتباط برقرار کنند. کاريکاتور ايران هنوز حالت حرفه‌ای پيدا نکرده است و تا زمانی که  کارهای کاريکاتوريست‌های خارجی را بدون اجازه در نشريه‌ها چاپ می‌کنند، به سرانجام درستی منجر نمی‌شود. در صورتی که کارهای من در نشريه‌های خارجی چاپ می‌شود و صورت حساب آن را به موقع برای من می‌فرستند. گاهی نيز خودم خبردار نمی‌شوم. صورت حسابی برايم می‌آيد که تا کنون شش اثر از شما را چاپ کرده‌ايم و اين هم چک مربوط به آن! وقتی چنين فضايی در کشور ما وجود نداشته باشد، ديگر به کاريکاتوريست حرفه‌ای احساس نياز نمی‌شود و بسياری در نتيجه‌ی رابطه به جايگاه‌هايی دست پيدا می‌کنند که شايستگی آن را ندارند. در چنين شرايطی ترجيح می‌دهم در مجله‌ی خودم کار کنم.

از کاريکاتورهای چهار بعدی آقای علی‌زاده بازديد کنيد

  
تسهيلات مطلب
ساير مطالب اين بخش ساير مطالب اين بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


كد امنيتي را در كادر بنويسيد >
::
دفعات مشاهده: 7752 بار   |   دفعات چاپ: 2201 بار   |   دفعات ارسال به ديگران: 151 بار   |   0 نظر
سال جهاني فيزيك
Static site map - Persian site map - English site map - Created in 0.115 seconds with 834 queries by AWT YEKTAWEB 2.0.6.5