سال ۲۰۰۵ ميلادى به عنوان سال جهانى فيزيک انتخاب و اعلام شده است. در خصوص هدف ها و برنامه هاى محلى، منطقه اى و جهانى آن بحث هاى مفصلى در جريان است. يکى از اين بخش ها اثر علم فيزيک و فيزيکدانان در انواع فناورى ها، هنرها، فلسفه، جهان بينى و رفتار انسان است. حال اين پرسش مطرح است که آيا علم فيزيک يا فيزيکدانان در مديريت هم، اثر چشم گيرى داشته يا دارند؟ آيا مديرانى که زمينه تحصيلات آن ها فيزيک بوده است، در انجام وظايف مديريت که برنامه ريزى، سازماندهى، آموزش، انگيزش، هدايت، نظارت، هماهنگى و نوآورى در محدوده مسئوليت خود بوده، موفق يا ممتاز از ديگران بوده اند؟ براى پاسخ به اين پرسش بود که به جست وجو پرداختم و تعدادى از فارغ التحصيلان فيزيک را که مسئوليتى در اداره امور کشور داشتند، از نظر گذراندم تا آن که آقاى سيد رحيم مدنيان رئيس سازمان آموزش و پرورش اصفهان جلب توجهم شد و به بررسى کارهاى او پرداختم و او را با استانداردهاى رايج مقايسه نمودم و کارهايش را با گفتارى که در جلسه اى از ايشان شنيده بودم، مقابله کردم. آن چه شنيدم و ديدم در مهرماه سال ۱۳۸۰ به همراهى استادان بزرگوار فيزيک آقايان دکتر کمال جناب و دکتر ابوالقاسم قلم سياه براى شرکت در جلسه نکوداشت جمعى از معلمان فيزيک اصفهان به آن شهر رفتيم. در اين مراسم از سى و چند نفر دبيران بازنشسته فيزيک که سال هاى خدمت آن ها به ۳۰ سال رسيده يا متجاوز از آن بود، تجليل مى شد. هنگامى که نخستين سخنران خبر از بازنشسته شدن بيش از ۳۰ نفر از معلمان کار آزموده اصفهان را بر زبان راند، يک باره از ذهنم گذشت که بعد از اين، کجا از اين تجربه هاى معلمى استفاده مى شود؟ پس از آن که نوبت سخن به من رسيد، آن چه از ذهنم گذشته بود، در آغاز سخن چنين بيان کردم: با هزار سال تجربه معلمى چه مى کنيد؟ آيا به سادگى ميليون ها ساعت تجربه دقيق معلمى را به فراموشخانه تاريخ مى سپريد؟ مگر در اين کشور، ما چه قدر از اين سرمايه هاى گرانبهاى انسان پرور داريم؟ آيا فکرى براى بهره گيرى از خرد و تدبير اين معلمان شده است يا آن که در جلسه امروز پايان فعاليت ذهنى و علمى آن ها را جشن مى گيريم؟... سخنران بعدى آقاى سيد رحيم مدنيان رئيس سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان بود که ضمن سپاس و تشکر و خيرمقدم گفت: «با جمعيت جوان و جوياى کار که داريم، بحث بازنشستگى، بحث ناگزيرى براى فرصت اشتغال جوانان است. تلاش ما در استان اين بوده است که در حد مقدورات، اين بستر و شرايط را ايجاد کنيم تا عزيزان بازنشسته علاوه بر ساعات مختصرى که احياناً تدريس مى کنند، در کارهاى جنبى از قبيل شرکت در انجمن هاى علمى، نوشتن، تحقيق کردن، چاپ کتاب ها و نشريات، اندوخته هاى گرانبهاى خود را ارايه نمايند. انجمن هاى علمى معلمان فرصت مغتنمى است براى بحث و تبادل نظر بين معلمان و توليد فکر و انديشه جديد و راه و شيوه هاى نوينى است که مى تواند براى آموزش و تعليم و تربيت مفيد باشد.» ايشان در ادامه سخنان خود، از مجله هايى که در سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان چاپ مى شود، مرکز انتشاراتى که داير خواهند کرد تا کارهاى علمى، آموزشى و پژوهشى معلمان را چاپ و منتشر کند، از مراکز تحقيقات معلمان که تا پايان سال ۸۰ به ۲۰ مرکز مى رسد، از تشکيل موزه علوم و فنون سخن گفتند و از حاضرين خواستند کمک کنند تا اصلاحات مورد نياز در آموزش و پرورش انجام شود و جامعه به انتظاراتى که از آموزش و پرورش دارد دسترسى پيدا کند. سخنان آن روز آقاى مدنيان برايم اميدوار کننده بود اما پيش خود گفتم: دو صد گفته چو نيم کردار نيست. تا آن که چند ماه بعد، از سوى منطقه آموزش و پرورش لنجان- مرکز زرين شهر، دعوتى داشتم تا با دبيران دوره راهنمايى بحث و گفت وگو داشته باشم. اين جلسه در مرکز تحقيقات معلمان اين منطقه تشکيل شد و نخستين جلسه معلمان در آن مرکز بود و مشخص شد که تأسيس مراکز تحقيقات معلمان در مناطق ۲۰ گانه اصفهان عملى شده است. در انجمن علمى جوان يکى از لذت بخش ترين لحظه هاى عمرم زمانى بود که در انجمن علمى جوان- در مرکز آموزشى تحقيقاتى صائب در حضور بيش از ۵۰۰ نفر از دانش آموزان پسر و دختر علاقه مند به فعاليت هاى علمى، در موضوع پژوهش صحبت کردم. در اين مدرسه، پنجاه سال پيش از آن زمان، محصل و سى سال پيش از آن، معلم بودم. مشابه اين مرکز آموزشى براى دانش آموزان را، در شهرضا با عنوان «مرکز پژوهشى استاد غلامرضا طاهر» ديدم که آن جا نيز آزمايشگاه هاى فيزيک و شيمى و الکترونيک و... سخت مشغول کار بودند و مشخص شد که در ديگر مناطق استان هم، چنين مراکز پژوهشى دانش آموز به دست افراد علاقه مندى چون قدسيه و امامى اداره مى شوند. در ارديبهشت ۱۳۸۲ در جشن بزرگداشت مقام معلم که در مرکز تربيت معلم شهيد باهنر اصفهان تشکيل شده بود «از خدمات ۶۸۱۹۴ نفر معلم و کارمند که امور آموزشى و ادارى ۱۰۲۲۱۳۰ نفر دانش آموز را در ۴۰ ناحيه/ شهرستان/ منطقه و ۷۸۴۸ آموزشگاه در ۳۹۶۲۷ کلاس درس در سراسر استان برعهده داشتند تقدير شد.» گرچه امکان آن نبود که هريک از آنها حضور يابند و جداگانه از دست هاى دکتر عليمحمد کاردان- شخصيت فرهنگى که حضور داشت- تقديرنامه دريافت کنند. اما اين قدرشناسى از مقام معلم موجى در استان ايجاد کرده بود که اثر انگيزشى آن را در فرداى همان روز در شهر باغبادران، در جلسه اى که آقاى فولادى به منظور تکريم مقام معلم تشکيل داده بود، احساس کردم و نتيجه هدايت و نظارت را در قبولى دانش آموزان سال ۸۳-۸۲ (ابتدايى ۴۲/۹۸% راهنمايى ۶۸/۹۲% متوسطه ۰۹/۸۴%) و موفقيت در انواع مسابقات و امتحانات کشورى ديدم. ديدار از موزه علوم و فنون و نظم و تلاش کارکنان به ويژه آقاى محسنى، مدير موزه، برايم اميدبخش و انرژى زا بود. پيش از اين با موزه آموزش و پرورش که در زمان همين مديريت سازمان تأسيس شده بود، بارها ديدار و از گذشتگانى که پايه هاى آموزش و پرورش جديد را استوار کرده بودند، ياد خيرى کرده بودم، اما اين بار، موزه علوم و فنون دريچه دنياى فرداى علم و فناورى را بر من گشود؛ دنيايى که دانش آموزان امروز در آن مسلط بر علوم و فنون زمان، به نقش آفرينى خواهند پرداخت و گرد عقب ماندگى قرون را از چهره جامعه ما خواهند زدود. آموزش و پرورش اصفهان براى رسيدن به فرداهاى بهتر و تربيت انسان هايى متقى، کوشا و سازنده که بهتر زيستن و با هم زيستن را فرا گرفته باشند، به بررسى گذشته جامعه پرداخته و ضمن شناسايى چهره هاى مؤثر گذشته و قدرشناسى از آنها به مطالعه عوامل ايستايى و نيز پويايى جامعه موجود معطوف شده در تکاپوى آن است که راه بهترى براى آموزش و پرورش را بيابد و عمل کند. اين ظرفيت و توانايى به دلايل مختلف در آموزش و پرورش اصفهان موجود است و مديريت کنونى از همه امکانات موجود استفاده مى کند تا انواع نيازهاى آموزشى، پژوهشى، هنرى و رفاهى معلمان را برآورد و آن ها را براى ارتقاى سطح آموزش دانش آموزان در مقاطع مختلف آماده کند و برانگيزاند. عوامل مؤثر در موفقيت آموزش و پرورش دو عامل اساسى را پيش تر از ساير عوامل در موفقيت هاى آموزش و پرورش ذکر مى کنم: اول وجود معلمين آموزش ديده آگاه، مسئول و متعهد؛ دوم رهبرى و مديريت مشارکت طلب و رعايت روابط انسانى در اداره امور. اصفهان از نظر داشتن معلمان و دبيران دانشمند که عموماً فارغ التحصيل دانشسراهاى مقدماتى، راهنمايى، عالى و مراکز تربيت هستند، مشهور و معروف بوده است. موزه آموزش و پرورش اصفهان معرف چهره هاى ماندگار اين استان و اعضاى انجمن هاى علمى معلمان نشان از مداومت آئين فرزانگى در قلب سرزمين ايران است. مديريت آموزش و پرورش اکنون با هنرمندى توانسته است نيروهاى مؤثر را بشناسد، برگزيند و به کار گمارد و دائماً آن ها را نوسازى و تقويت کند و آن ها عاشقانه و آگاهانه در جهت هدف هاى سازمان تلاش کنند. فيزيک و نقش مدير دانش آموخته فيزيک فيزيک، علم مطالعه جهان قانونمند است. فيزيک کل نگر است و زمان و مکان، آن را محدود نمى کند. فيزيک مشخص کرده که همه چيز از جزء و کل در حرکت و دگرگونى، بر طبق قوانين مشخص و منظم است. فيزيک در ميان تنوع پديده ها به مطالعه رابطه ميان آن ها مى انديشد و به دنبال يافتن وحدت نيروها در ميان انبوه واکنش ها است. اما فيزيکدان از ميدان و نبرد آگاه است و مى داند براى آن که کارى زياد و تندتر انجام شود، بايد نيروها را هم جهت کرد و در راستاى رسيدن به هدف به کار گرفت. او از بازده و راندمان باخبر است و مى داند که براى افزايش بازده بايد موانع را برطرف کرد، فناورى هاى نو را به کار گرفت، راه هاى اتلاف انرژى را کاهش داد، از بازيافت هم استفاده کرد و همواره به دنبال يافتن روش هاى نو بود. فيزيکدان مى داند که امور جهان بر نظم استوار و جهان مقصد است و نبايد به دست انسان نابود و آلوده شود و مى داند ارزش هيچ چيزى به پايه ارزش انسان هاى شرافتمند، سازنده و نيکوکار نمى رسد و چنين انسان هايى را بايد در خانواده ها و مدارس تربيت کرد. دانش آموخته فيزيک مى داند که براى رسيدن به هدف هاى آموزش و پرورش لازم است شرايطى به وجود آورد که فرد انسانى داناتر و تواناتر باشد، افراد در جهت رسيدن به هدف هم راستا و هماهنگ باشند، نيازهايشان به درستى برطرف شود. همچنان که اگر به خودرو سوخت مناسب و کافى برسد و موتور آن قدرتمند و راه بى خطر و صاف، سرنشينان به سلامت به مقصد خواهند رسيد. |