با نزديکشدن به مهرماه و آغاز سال تحصيلی جديد جنب و جوش خاصی در افراد جامعه خانوادهها، معلمان و اوليای مدرسه، سازمانهای اداری آموزش و پرورش و بسياری از شاغلان و مسئولان ديده میشود و هر يک بنابر مسئوليت و وظيفهی خود میکوشند تا بهتر و بيشتر برای اين کار مهم آماده شوند. در اينجا به اختصار مسئوليت هر يک از عوامل اثرگذار را يادآور میشويم. 1. سازمانهای آموزشی بر پايهی قانون اساسی کشور مسئوليت آموزش و پرورش در دورههای عمومی و متوسطه با وزارت آموزش و پرورش و در دورههای عالی با وزارت علوم تحقيقات و فناوری است. هر يک از اين سازمانها مسئوليت برنامهريزی آموزشی، برنامهريزی درسی، تهيهی مواد آموزشی، ساختمان و تجهيزات، گرمايش و سرمايش، تربيت معلم و استاد، نگهداری، نوسازی و ايجاد انگيزه در کادر آموزشی و اداری و مواردی ديگر را برعهده دارند. اميد آن داريم که در سال تحصيلی جديد معلمان آموزش ديده که با ابزارها و روشهای جديد تدريس و آموزش آشنا باشند، از همان آغاز سال، با روحيهای قوی، سالم، اميدوار، در مدارس و کلاسهايی که محکم، زيبا و برای مدرسه ساخته شده باشد حضور يابند و شاهد آن نباشيم که سقف کلاسی بر سر معلم و دانشآموز فرود آيد، يا بخاری مدرسه بدون نفت و گاز بماند و يا آتشسوزی در کلاس به وجود آيد. هم چنين انتظار داريم که برنامههای آموزشی چنان تنظيم شود که افراد مهارتهای لازم برای ادارهی جامعه را در همهی زمينهها به دست آورند و در يک بخش با تراکم و در بخش ديگر با کمبود روبهرو نباشيم. برنامهها و کتابهای درسی را چنان تنظيم کنيم که کودکان با شوق و رغبت به کلاس بروند و زندگی کنند و دانشجويان به پژوهش تشويق شوند. خوشبختانه اين آمادگی در بسياری از سازمانها و ادارات آموزش و پرورش به چشم میخورد. برای نمونه اين جانب به دعوت آقای اکبر پولادی رئيس ادارهی آموزش و پرورش منطقهی باغبادران(در لنجان، اصفهان) در جلسهای شرکت کردم و در آن جا آماده شدن دبيران منطقه را از راه اجرای برنامههای آموزشی و انگيزشی و دادن يادبود به هر يک از معلمان ديدم و خوشحال شدم. اين برنامه روز يک شنبه 3/6/87 در ادارهی آموزش و پرورش آن شهر برگزار شد. 2. خانواده مسئوليت اوليه و مستقيم نگهداری، پرورش و آموزش فرزندان با خانواده است. گر چه در عصر جديد دولتها بخشی از اين مسئوليت را برعهده دارند، اما دامان مادر است که بهترين محافظ و پرورش دهندهی کودک است (دامن مادر نخست آموزگار کودک است) و مادر است که يک حرف و دو حرف بر زبان کودک خود میگذارد تا گفتن بياموزد و دستش را میگيرد و پا به پا میبرد تا شيوهی راهرفتن فرا گيرد. خانوادههای ايرانی فرزندان خود را هيچ گاه رها نمیکنند و در همهی مراحل تحصيلی و حتی پس از آن در انتخاب شغل، ازدواج، خانهی مستقل همراه فرزندان خود هستند و همواره آماده خدمتند. در آغاز سال تحصيلی اين خانواده است که از ثبت نام فرزند خود در مدرسه و دانشگاه اطمينان پيدا میکند. آنگاه وسايل تحصيلی و رفت و آمد، تغذيه، لباس مناسب را آماده میکند. روحيهی فرزند خود را برای رفتن به مدرسه و آشنا شدن با شرايط جديد تقويت میکند. 3. معلمان از يکی از دوستانم که دبير است پرسيدم آيا برای سال تحصيلی جديد آماده شدهايد؟ و چه کاری کردهايد؟ ايشان در پاسخ گفت: الف) سال گذشته متوجه شدم که برخی از شاگردانم پرسشهايی در موضوع رايانه، اينترنت و وسايل الکترونيکی در کلاس مطرح میکنند که من در پاسخ آنها توانايی لازم را نداشتم. از اين رو در تابستان به طور جدی در اين قسمت کوشيدم، دورههای آموزشی را گذراندم، کتابهای خودآموز را خريدم. به پايگاههايی که به موضوع درسم کمک میکرد آشنا شدم و نشانی اينترنتی آنها را جمعآوری کردم. ب) با تغييراتی که در کتاب درسی صورت گرفته بود و پيش از آن نديده بودم آشنا شدم و آنها را در کتاب مشخص کردم که در کلاس مورد بحث قرار دهم. پ) چند جلد کتاب جديد در موضوع درسم منتشر شده بود که آنها را گر چه گران بود، خريدم و خواندم تا نسبت به مفاهيم و مطالب درسی اطلاعات بيشتری به دست آورم. ت) با مدرسه و مدير و ناظم و برنامههای جديد آن آشنا شدم و از برخی دستور کارهای تربيتی و اجرايی که رسيده بود باخبر شدم. 4. يادگيرنده خانواده، معلم و مدرسه شرايط يادگيری را فراهم میآورند و چونان ابر و باد و مه و خورشيد و فلک در کارند تا آن که ياد میگيرد، يعنی دانشآموز و دانشجو با آسودگی بيشتری مشغول يادگيری شود. يادگيرنده نيز بايد خود را آمادهی يادگيری کند و موانع موجود از سر راهش را بردارد. آمادگی روانی، عشق به يادگيری و ايجاد زمينهی لازم برای درک و فهم بيشتر لازمهی کار دانشآموزی است. از دانشآموزی که خود را برای رفتن به دبيرستان آماده میکرد پرسيدم برای آغاز سال تحصيلی چه کردهاي؟ گفت: الف) همهی کتابهايم را خريدهام. با ورقزدن و نگاهکردن در فهرست و متن آنها با موضوعاتی که در هر يک از کتابها نوشته شده آشنا شدهام. ب) تاکنون رايانه نداشتم. از پدرم خواستم که رايانه برايم خريد و من با چگونگی کار با آن آشنا شدم. پ) برای برخی از درسها لوح فشرده تهيه شده است. آنها را خريدم و يک بار آنها را ديدم و با موضوع کتاب بيشتر آشنا شدم. ت) چون فاصلهی منزل تا مدرسهی جديد زياد بود، اين مسافت را چند بار با اتوبوس، با تاکسی و پياده طی کردم و مدت زمان رفت و برگشت را برای برنامهريزیهايم مشخص نمودم. ث) قفسهی کتابهای تازه و وسايل مورد نياز سال جديد را از ديگر کتابها و وسايلم کامل جدا کردم. 5. سازمانهای وابسته در آغاز سال تحصيلی در شهرهای بزرگ از جمله تهران مسئلهای به نام ترافيک مطرح میشود و سازمانهای راهنمايی و رانندگی، نيروی انتظامی، شرکت واحد اتوبوسرانی و بسياری ديگر هر يک خود را با توجه به مسئوليتهايشان آماده میکنند تا امنيت و سرعت رفت و آمد فراهم شود. در سال جديد اميدواريم هر مدرسه و دانشگاه، با برنامه کار خود را آغاز کند، با برنامه به پيش رود، معلم و محصل سر وقت به کلاس برسند و يک برف و باران ساده از تشکيل کلاس درس جلوگيری نکند. |