جبار عسگرزاده، معروف به باغچهبان، در سال 1264 خورشيدی در شهر ايروان به دنيا آمد. آموزشهای آغازين خود را مانند ديگر دانشآموزان با روشهای قديمی و در مسجد گذراند. در پانزده سالگی بهناچار آموزش را رها کرد و از خبرنگاران روزنامههای قفقاز و از فکاهینويسان روزنامهی ملانصرالدين شد. در سال 1298، پس از پايان يافتن جنگ اول جهانی و پس از فوت پدر و مادرش، به مرند بازگشت و در مدرسهی احمديه به کار آموزگاری پرداخت. به دليل عشق و علاقهی بسياری که به آموزش و پرورش دانشآموزان داشت، خيلی زود نامش بر سر زبانها افتاد. در مهرماه سال 1299 به طور رسمی در ادارهی آموزش و پرورش مرند استخدام و در دبستان دانش به آموزگاری پرداخت. آموزگاری را در کلاس اول با ده دانشآموز آغاز کرد. علت اصلی کم بودن تعداد دانشآموزان، تنگدستی خانوادهها و دوم مخالفتهای مکتبداران آن زمان بود. رئيس منطقه در آن زمان با تدبير و انديشه، اعلاميهای منتشر کرد که به هر يک از دانشآموزان يک دست لباس مجانی داده خواهد شد. در نتيجه تعداد دانشآموزان کلاس اول به هفتاد نفر رسيد و به دليل آن که کسی توان آموزش همهی آنها را نداشت، برای باغچهبان فرصتی پيش آمد تا در عرصهی فرهنگ خود را بيازمايد. خانوادهها پول خريد کاغذ و مداد نداشتند، در نتيجه بچهها سر راه مدرسه کاغذهای سيگار را جمع میکردند و روی آن مشق مینوشتند. او از هرکس که امکان داشت يک قران و دو قران میگرفت و برای دانشآموزان فقير دفتر و مداد تهيه میکرد، صابون و دارو میخريد و به خانههای آن ها میبرد و به مادان درمان بيماری کچلی را (که در بين دانشآموزان بسيار بود) میآموخت. اين کارهای باغچهبان شور و شوق زيادی در شاگردان به وجود آورد که تا آن روز ديده نشده بود. باغچهبان برای آموزش دانشآموزان خود از روشهای نو بهره میگرفت که با روش قديمی که با خشونت همراه بود، بسيار تفاوت داشت. او برای آموزش حساب به دانشآموزان از يک تخته سياه بزرگ و دو چرتکه ديواری(يکی برای آموزش عددهای صحيح و ديگری برای آموزش عددهای کسری) استفاده کرد. با اين روش دانشآموزان مردود سال گذشته نيز توانستند بهآسانی در آزمونها پيروز شوند که اين باعث اميدواری بيشترباغچهبان شد. سال بعد به همراه دانشآموزان خود به کلاس دوم رفت، با اين اميد که تا سال ششم همراه آنها باشد تا سواد خود او هم بيشتر شود، چرا که سواد فارسی او خوب نبود. او تلاش میکرد شهرت نيکی برای مدرسه دست و پا کند و خوشبختانه، هر چه بيشتر کوشش میکرد، توجه مدير مدرسه نيز به او بيشتر میشد. با وجود اين، مدير مدرسه به نوآوریها و رابطهی دوستانهی دانشآموزان با باغچهبان حساس شده بود. باغچهبان در آن سالها محبت و گرامی داشتن شخصيت انسانی کودکانی را که در خانههای خود صاحب هيچگونه شخصيتی نبودند و تنها بهرهشان کتک و توسری و فحش بود، وظيفهی اصلی خود میدانست و تلاش میکرد کمبودهای تربيتی و خانوادگی آنها را جبران نمايد و کودک را از شخصيت خود آگاه کند. اما مدير جوان آن مدرسه، از اين نکتهی پرورشی آگاه نبود. با وجود اين کارها بهخوبی پيش میرفت. نوآوریهای باغچهبان باغچهبان از همان آغاز شيوهی آموزش سنتی را کنار گذاشت. لحظهای آرام و قرار نداشت و هر روز با يک فکر تازه پا به مدرسه میگذاشت. نوآوریهای وی در آن روزگار مانند شعبدهبازی شگفتی و تحسين همه را برمیانگيخت. برای نخستين بار برای آموزش جغرافيا از نقشهای استفاده کرد که خود آن را ساخته بود. آن نقشه شامل دو تختهی ساده بود که روی آن نمونهای از دريا و اقيانوس و پديده های طبيعی نشان داده شده بود. باغچهبان علاوه بر استعداد و عشق به معلمی، استعداد شاعری، نقاشی، روزنامهنويسی و بازيگری و حتی قالبکاری داشت که از همهی اين توانايیها برای آموزش هر چه بهتر دانشآموزان کمک میگرفت. او نمايشنامه مینوشت و بچهها ان را اجرا میکردند. به علاوه، او برای نخستينبار لباسهای يک شکل و برنامهی ورزشی برای دانشآموزان تدارک ديد. باغچهبان در سال 1303 با همکاری آقای فيوضات، رئيس آموزش و پرورش آن زمان آذربايجان، کودکستانی با نام " باغچه اطفال" بنيانگذاری کرد و با نوآوریهای خود برنامههايی از جمله کاردستی، نقاشی، بازی، نمايش، سرود، شعر و قصه و ... در آن آموزش داد. او نام باغچهبان را برای مربيان اين کودکستان و همچنين برای نام خانوادگی خود برگزيد. يکی ديگر ازکارهای ارزندهی باغچهبان، بنيانگذاری کلاسی برای آموزش به دانشآموزان کر و لال بود. هنگامی که اين فکر نو را با رئيس آموزش و پرورش آن زمان(رئيس فرهنگ) در ميان گذاشت، در برابر شور و هيجان خود با اين پاسخ دلسردکننده روبهرو شد که: " اگر تو چنين استعداد و قدرتی داری که لالها را زباندار کنی، بهتر است زبان فارسی را در باغچهی اطفال بيشتر کنی. ما به آموزش زبان فارسی به اين مردم ترکزبان بيشتر نياز داريم تا زباندار کردن کر و لالها." اما اين سخنان دلسرد کننده و کارشکنیهايی بسيار ديگر، باغچهبان را در راهی که در پيش گرفته بود ست نکرد و او دو روز پس از شنيدن آن سخنان، اعلان ثبتنام را در مدرسه نصب کرد. اين اعلان، که شبيه ادعای پيغمبری بود، سر و صدای بسياری به پا کرد تا آنجا که يکی از دوستانش به او گفت:" تو دشمن آبروی خود هستی. چرا فکر نکردی که يهودیها با همهی زرنگیشان نتوانستهاند در تبريز مغازه باز کنند؟ اين دکان چيست که تو باز کردهاي؟ مگر تو پيغمبری که میخواهی لالها را زباندار کني؟ من تا به حال نماز نخواندهام. اما امشب میخوانم و از خدا برای تو شفا میخواهم!" و باغچهبان چه نيکو به او گفت:" اين نخستين معجزهی من، که آدم کافری مثل تو به خاطر من مسلمان شد!" سرانجام پس از کشمکشهای بسيار، چند کودک کر و لال را نامنويسی کرد و پس از ششماه در حضور پدر و مادران و برخی از مقامهای آموزش و پرورش، از آنها آزمون گرفت. آن روز بچهها برای مردمی که روی در و ديوار مدرسه نيز نشسته بودند، درس خواندند و روی تخته ديکته نوشتند. پس از آن روز باشکوه بود که سيل سپاسگذاریها و گرامیداشتها به سوی او سرازير شد که البته در برابر سيل کارشکنیها چندان چشمگير نبود. مهمترين نوآوری باغچهبان، روشی نو در آموزش الفبا است که به روش ترکيبی مشهور شده است. در اين روش، آموزش الفبا بر اساس دانستههای پيشين دانشآموزان انجام میشود. برای مثال، هنگامی که میخواهيد به کودک حرف "آ" را ياد بدهيد اگر اين حرف را روی تخته بنويسيد و بخواهيد که شاگردان آن را بخوانند و بنويسند، اهميت نمیدهند. اما اگر آب را به آنها نشان بدهيد، اسم آن را بپرسيد و از آنها بخواهيد صداهای واژهی آب را بکشند، آن دو صدايی را که آب از آن ساخته شده است، پيدا میکنند. ديدگاه باغچهبان در آموزش کودکان باغچهبان بر اين باور بود که يک کودک نوزاد، که ذهنش از هر گونه دانستنی تهی است، بدون آموزش آموزگار، زبان محيط پيرامون خود را ياد میگيرد و پر از دانستنی می شود. اما همين کودک هنگامی که به دبستان میرود، نمیتواند از پس آموزش برايد و مردود می شود. اين پيشآمد، خلاف نهاد او و قانون آفرينش کودک است. نظرهای باغچهبان در آموزش کودکان بر اين پايه استوار است که کودک پيش از ورود به دبستان با مفهومهای گوناگونی در محيط پيرامون خود آشنا میشود و حتی بدون آن که واژهای را به زبان بياورد، مفهوم برو، بيا، بنشين، در و پنجره و ديگر چيزهای پيرامون خود را درک میکند. او چون اين مفهومها را میداند، بدون تشويق يا تهديد، واژههای مربوط به آنها را میآموزد. پس کودک هر واژهای را در برابر چيزی ياد میگيرد و راز يادگيری کودکان است. باغچهبان نظرهای خود را پيرامون آموزش الفبا در کتابی با نام "دستورتعليم الفبا" نوشته است که که در سال 1314 منتشر شد. اين کتاب پنج فصل دارد: فصل اول: ويژگیهای شخصی معلم. معلمی که میخواهد به دانشآموزانی که تازه وارد مدرسه شدهاند آموزش بدهد، بايد هفت ويژگی داشته باشد. بردباری و شکيبايی، خوشرويی و فروتنی، انتظار و اميد، جديت و درست قولی، ثبات و جديت، وقار و سنگينی و احاطه و آمادگی. فصل دوم: شناخت دانشآموزان. شاگردان شباهتهايی به هم دارند و تفاوتهايی که نهاد آنان و خانوادهها و تربيت آنها موجب شده است. فصل سوم: سرآغاز خواندن و نوشتن (دورهی آمادگی). اصلاح گفتار و مخرج ادای کلمهها، همراه با خواندن کلمهها و نام چيزها و تمرين نوشتن. در گذشته، کار نوشتن بعد از خواندن انجام میشد، اما امروزه نوشتن همراه با خواندن از روز اول آموزش داده میشود. فصل چهارم: آموزش الفبا. آموزش بايد بر اساس دانستههای پيشين دانشآموزان انجام شود. موضوع انتخابی برای درس بسيار مهم است که بايد مبهم نبوده و در اندازهی درک دانشآموز باشد. فصل پنجم : حرفها و طرز هجیکردن(بخش کردن) و ارتباط آموزش با توانايیهای فکری کودکان. در اين مرحله، معلم برای اين که بتواند سی و دو حرف را به آسانی آموزش دهد، اول بايد توجه دانشآموزان را به کيفيت مخرج صداها و تقسيم کلمه به بخشهايی که در هر بخش يک حرکت دارند، جلب کند. نوشتههای باغچهبان باغچهبان کتاب "زندگی کودکان" را که شامل شعر، سرود و چيستان برای کودکان بود در سال 1308 در شيراز چاپ کرد. او چند نمايشنامه برای کودکان نوشته و به اجرا درآورده است. او چند کتاب پيرامون روش آموزش ترکيب نيز نوشته است که از آن جمله است: دستور تعليم الفبا؛ الفبای خودآموزی برای سالمندان؛ اسرار تعليم و تربيت يا اصول تعليم الفبا. چند کتاب هم دربارهی آموزش معلمان برای دانشسرای تربيت معلم نوشته است. باغچهبان شعر هم میگفت و شعر را نيز به عنوان ابزار کمک آموزشی به کار میگرفت. در اين جا نمونهای از شعرهای او را میخوانيد. روی سعی بکن که مرد احسان باشی نيکی بکنی به خلق و انسان باشی بیرنج به مفت سودی از کس نبری چون شمع برای جمع سوزان باشی فهرست نوشتههای باغچهبان 1. برنامه کار آموزگار 1302 2. الفبای آسان 1303 3. الفبای دستی مخصوص ناشنوايان 1303 4. زندگی کودکان 1308 5. گرگ و چوپان 1308 6. خانم خزوک 1311 7. پير و ترب 1311 8. بازيچه دانش 1311 9. دستور تعليم الفبا 1314 10. علم آموزش برای دانشسراها 1320 11. بادکنک 1324 12. الفبای خود آموز برای سالمندان 1326 13. پروانه نين کتابی 1326 14. الفبا 1327 15. اسرار تعليم و تربيت يا اصول تعليم الفبا 1327 16. الفبای گويا 1329 17. برنامه يکساله 1329 18. کتاب اول ابتدايی 1330 19. حساب 1334 20 کتاب اول ابتدايی 1335 21. آدمی اصيل و مقياس واحد آدمی 1336 22. درخت مرواريد 1337 23. خيام آذری 1337 24. رباعيات باغچه بان 1337 25. روش آموزش کرولالها 1343 26. من هم در دنيا آرزو دارم 1345 27. بابا برفی 1346 28. عروسان کوه 1347 29. زندگينامه باغچه بان به قلم خودش 1356 30. شب به سر رسيد 1373 31- کبوتر من کبوتر من 1373 |