به نظر میرسد هنرمندان دورهی اسلامی روشی برای آفريدن موزاييکهای جورچينمانند پيدا کرده بودند که سرانجام آنها را به نگارههای شگفتانگيزی رهنمون شد که رياضيدانان غربی پانصد سال بعد آن را کشف کردند. پژوهشگران گزارش کردند که ساختمانهايی که در سدهی پانزدهم ميلادی در ايران ساخته شدند دارای کاشیهايی هستند که به صورت کويزایکريستال(quasicrystal) آرايش يافتهاند؛ يعنی شبهبلورهايی که متقارن هستند اما به طور منظم تکرار نمیشوند.
پيتر جی. لو(Peter J. Lu) که دانشجوی دورهی عالی فيزيک در دانشگاه هاروارد است میگويد: "در اين جا روشن است که اين نگاره را به کار میبردند، حتی اگر آن را نشناخته باشند. آن هم 500 سال پيش از زمانی که ما در غرب پی ببريم که چه چيزی در اين نگاره نهفته است." لو در سفر به قزاقستان سرنخهايی از اين نگاره به دست آورد و پژوهش خود را با بررسی عکسهايی از ايران، عراق، ترکيه و افغانستان آغازکرد. بر پايهی گزارشی که لو و همکارش در مجلهی ساينس به چاپ رساندند(SCIENCE 23 Feb 2007)، به نظر میرسد هنرمندان دورهی اسلامی نقشهای متقارن بسيار گوناگونی را از پنج شکل پديد میآوردند. مسجدها، کاخها و ديگر بناهای دورهی اسلامی اغلب با کاشیهای رنگينی به نام گره آرايش میيابند که ستاره و ديگر شکلها را به نمايش میگذارند. دانشپژوهان معتقدند که کارگران بسياری از اين نگارههای را با پرگار و خطکش رسم میکردند. اما چنانکه لو و همکارش در پژوهش خود بيان کردهاند، برخی از اين شکلها را فقط با به کار بردن مجموعهای از پنج کاشی گره میتوان به درستی پديد آورد. کاشیهای پيشنهادی-کاشی پروانه، پنجضلعی، لوزی، شش ضلعی کشيده و يک دهضلعی بزرگ- با خطهای شکلهای ديگری مانند ستاره و مثلث خميده رنگآميزی شدهاند. هنگامی که اين کاشیها کنار هم جای میگيرند، خطهای روی آنها نيز به هم میپيوندند و شکلهای درهمقفل شدهای را میسازند. لو در اين باره میگويد: "اين کار روش سادهای برای توليد تعداد زيادی از نگارههای پيچيده را فراهم میکند، فقط با چسباندن اين کاشیها(به مانند قطعههای جورچين) و توجه داشتن به نقش روی آنها." 
لو و همکارانش دريافتند که اين پنج شکل از کاشیها به راستی در نوشتههای اسلامی سدهی پانزدهم ميلادی، که تجربههای معماری در آنها به ثبت رسيده است، پديدار شدند. آنها پی بردندکه اين کاشیها از سدهی دوازدهم ميلادی برای ساختن نگارههای منظم، تکرار شونده يا دورهای به کار میرفتند. اما از سدهی پازدهم ميلادی، هنرمندان شايد وادار شدند به شاهکارهای هنری بسيار پيچيدهتری روی بياورند و بنابراين به سطح جديدی از ظريفکاری دست يافتند. بهويژه زيارتگاه درب امام در اصفهان، که در سال 1453 ميلادی ساخته شد، با نگارههای متقارنی از پنجضلعیها و ستارههای دهضلعی پوشيده شده است. اين پژوهشگران میگويند اگر در همهی جهتها به طور نامحدود گسترش يابد، هرگز خودش را تکرار نمیکند و اين، ويژگی بنيادی شبهبلور(کويزایکريستال) است. لو در اين باره میگويد: " شما میخواهيد کاشیکاری پيچيدهای داشته باشيد که برای هر کسی که از کنار آن میگذرد، چشمگير و خيرهکننده باشد. برداشت من اين است که آنها فقط میخواستند چيزی را بسازند که به راستی زيبا و دلنشين به نظر میرسد." پژوهشگران دريافتند که اين نگاره همپايهی مشهورترين مثال از کواسیکريستال است که در دههی 1970 ميلادی رياضیدان و فيزيکدان پرآوزاه راجر پنروز(Roger Penrose) کشف کرد. همان دانشمندی که نشان داد چگونه میتوان اين نگاره را با کنار هم گذاشتن دو نوع "کاشی پنروز" بر پايهی قانونهای معين ساخت. لو میگويد که معماران اسلامی يکی از دو روشی را که پنروز کشف کرد به کار میبردند: آنها کاشیها را در نسخههای بزرگتری از خودشان کنار هم میچيدند. او میگويد نگارهی مسجد امام اصفهان چند خطای اندک دارد که شايد به هنگام ساخت يا ترميم رخ داده باشد، زيرا يک نقص در اين نگاره میتواند به خطای بزرگ تر و نمودارتری بينجامد. جان اوکونر( John O'Conno) از دانشگاه سنت اندرو در اسکاتلند در اين باره میگويد: " هنرمندان دورهی اسلامی میدانستند که چگونه میتوانند اين چيزها را با هم جفت و جور کنند." او میگويد که پيشگاهی رياضیدانان مسلمان بين سدههای نهم و سيزدهم ميلادی رخ داد. در سدهی پانزدهم ميلادی، نوزايی در اروپا در جريان بود که تا اندازهای الهامگرفته از وارد شدن مفاهيم رياضی از جهان اسلام از جمله مثلثات و نمادهای جبری بود. او میگويد: "اگر شبهبلورها اين همه مدت در آنجا جلو چشم بودهاند، خوش به حال آنهايی که هر روز نگاهشان به آنها میافتاده است." منبع: Islamic Artisans Constructed Exotic Nonrepeating Pattern 500 Years Before Mathematicians, By JR Minkel, Scientific American. February 22, 2007 جلوههای ديگری از هندسهی ايرانیاسلامی را ببينيد
You can make big discoveries just by looking carefully at what's in front of you |