Home Home Information Contact Site Map Library
English Site
تالار ايران
بخش‌هاي اصلي
صفحه اصلی
ايرانى کيست
ايران باستان
دوران اسلامی
ايران معاصر
دانش ايرانيان
نوآوري‌هاى ايرانى
نام آوران ايران
در پايگاه‌هاى ديگر
پيرامون شاهنامه
معرفى کتاب
يادگارهای باستانی
بازتاب تمدن ایرانی
ايران‌نامه
برترين‌هاى تالار ايران
::
جستجو در پايگاه

جستجوي پيشرفته
دريافت اطلاعات پايگاه
نشاني پست الكترونيك خود را براي دريافت اطلاعات و اخبار پايگاه، در كادر زير وارد كنيد.
آخرين مطالب بخش
:: ابران را چرا بايد دوست داشت
:: نخستين فرمانروايی ايرانی چگونه پديد آمد؟
:: چرا يک يونانی زندگی‌نامه‌ی کوروش بزرگ را نوشت؟
:: بفرماييد غذاى پنج هزار ساله بخوريد
:: راز فروپاشی تمدن‌ها از نگاه خسرو انوشيروان
آخرين مطالب ساير بخش‌ها
:: دانش‌آموزان به کلاس درس دانشمندان ايرانی می‌روند
:: سامانه‌‌ی يکپارچه‌ی پرورش خلاقيت در دانش‌آموزان
:: آموزش و ارزيابی مهارت‌های زندگی
:: چگونه پژوهش کنيم
:: علمی‌غروی، حميده‌
:: دانش‌آموزان از تاريخ چه بايد بياموزند؟
:: نقش ارتباط علمی در توليد علم
:: نقش ايرانيان در پيشرفت علم
:: افشار، ايرج
:: 100 دانشمند ايران و اسلام منتشر شد
بازسازی تخت جمشید

AWT IMAGE

آشنايى با سيستان

AWT IMAGE

جاهای باستانی ایران

• تخت جمشید

• زیگورات چغازنبیل

• بیستون

• تخت سلیمان

• گنبد سلطانیه

• هفت تپه

• ارگ بم

• شهر آیاپیر

• شهر سوخته

موزه‌هاى ايران

موزه‌ى ملى ايران

موزه‌ى کاخ سعدآباد

موزه‌ى فرش ايران

موزه‌ى رضا عباسى

موزه‌ى شيشه سراميک

موزه‌ي کاخ نياوران

موزه‌ي کاخ گلستان

موزه‌ى آستان قدس

موزه‌ى قرآن

موزه‌ى هنرهاى معاصر

:: ايرانى کيست : قالی نو (نگاه ناتل خانلری به هنر ايرانی) ::
 | تاريخ ارسال: 11/5/1387 | نويسنده: پرويز ناتل خانلري | 

  به ديدن دوستی رفته بودم که هنر دوست و صاحب ذوق است و سال‌هاست که هر گاه مجالی دست می‌دهد با هم می‌نشينيم و در هنر از هر در سخن می‌گوييم. آن روز خدمتکارش مرا به اتاق پذيرايی برد و صاحب خانه از پشت در اتاق ديگر به من سلام کرد و گفت يک دقيقه بنشين تا سر و رو را صفا بدهم و بيايم. در ضمن، آن کتاب تاريخ هنر را که تازه از پاريس رسيده است بردار و تماشا کن تا من برسم و با هم درباره‌ی آن گفت و گو کنيم.

  کتاب را از گوشه‌ی «ديوان» برداشتم و باز کردم. اما پيش از آن که به تماشای آن مشغول بشوم چشمم به قالی اتاق افتاد. قالی نوی بود. غرضم از نو اين است که آن را تازه بافته بودند. البته بافت آن تازه بود اما شيوه‌ی بافت آن تازه‌تر بود. اين قالی مستطيلی سه در چهار بود که خط وتر آن را به دو مثلث قسمت می‌کرد. يک مثلث به رنک سبز چمنی و مثلث ديگر به رنگ سرخ خونی بود. ميان مثلث سبز چيزی شبيه گل و بوته به رنگ زرد و قرمز کشيده بودند و ميان قسمت سرخ هم نظير همان چيز با رنگ‌های سبز و سفيد ديده می‌شد. همه‌ی آن چه درباره‌ی قالی می‌توان گفت همين است.

  من چشم در قالی دوخته و در انديشه فرو رفته بودم که رفيقم از در درآمد.

  گفت: کتاب را ديدي؟

  گفتم: نه هنوز!

  گفت: پس چه می‌کردي؟

  گفتم: به قالی نگاه می‌کردم.

  گفت: ها، اين قالی را چطور می‌بيني؟ من خودم طرح و رنگ آن را انتخاب کرده و سفارش داده‌ام. سبک تازه‌ای است. آخر تا کی می‌توان با اين قالب‌هايی که هزار سال است به يک رنگ و طرح در خانه‌ی اجداد ما افتاده است بسر بُرد؟ من ديگر راستی از ديدن قالی‌های معمولی دلم به هم می‌خورد. يک قالی کرمان قيمتی داشتم. فروختم و با پولش دادم اين قالی را برايم بافتند. نمی‌دانم که تو آن را می‌پسندی يا نه؟ اما در هر حال اين قدر هست که غير از قالب‌های معمولی است که در هر خانه‌ای می‌بينيم.

  گفتم: اين را که قبول دارم.

  گفت: مگر همين بس نيست؟

  گفتم: چه می‌پرسي؟ برای که بس است؟

  گفت: برای هر کس که قالی دوست دارد.

  گفتم: هيچ کس قالی را دوست ندارد.

  تعجب کرد و گفت: پس اين همه که از زيبايی نقش قالی گفت و گو می‌کنند و اين همه کتاب‌ها که درباره‌ی قالی ايرانی نوشته‌اند چيست؟ تو چطور از اين‌ها خبر نداري؟

  گفتم: چرا ، از بحث نقش و طرح قالی که بی خبر نيستم.

  گفت: مگر نقش قالی غير از خود قالی است؟

  گفتم: مگر غير از آن نيست؟

  گفت: نفهميدم. امروز بسيار فلسفه می‌بافی. آخر نقش را که از قالی نمی‌توان جدا کرد.

  گفتم: چه لازم است که تو قالی و نقش را از هم جدا کنی. اين دو از هم جدا هست.

  گفت: معما می‌گويي؟

  گفتم: مطلب ساده‌تر از آن است که به معما تعبير شود. مثالی ديگر بزنم. می‌دانم که پارسال به اصفهان رفته بودی و از نقاشی ديوارهای چهل ستون گفت و گو می‌کردی. اگر آن نقش‌ها نبود طاق چهل ستون فرو می‌ريخت؟

  گفت: نه ، طاق را که ديوار نگه می‌دارد.

  گفتم: پس ديوار برای نگه داشتن طاق است و اين که بر آن نقشی باشد يا نباشد در اين امر اثری ندارد.

  گفت: در نظر من چنين است.

  گفتم: اما نقش روی ديوار زيباست و تماشايی است.

  گفت: البته.

  گفتم: و اگر نقش نباشد ديوار هست اما تماشايی نيست.

  گفت: آری.

  گفتم: پس معما حل شد. حساب نقش ديوار از حساب خود ديوار جداست.

  گفت: صحبت از قالی من بود. چرا به ديوار چهل ستون رسيديم؟

  گفتم: از اين بحث معلوم شد که نقش قالی هم غير از خود قالی است. به اين معنی که قالی فرشی است که پا بر آن می‌گذاريم و روی آن می‌نشينيم و نقش قالی چيزی است که تماشا می‌کنيم و از ديدن آن لذت می‌بريم.

  گفت: تا اين جا موافقم.

  گفتم: پس چيزی که روی آن می‌نشينيم قابل دوست داشتن نيست. چنان که بالش و لحاف را هم دوست نمی‌داريم اگر چه بسيار از آن‌ها فايده‌ها می‌بريم. اگر قالی هيچ نقشی نداشته باشد باز قالی است، يعنی می‌توان روی آن نشست و راه رفت. اما ديگر زيبا نيست. يعنی چشم از ديدن آن لذتی نمی‌برد.

  گفت: همين است و اين جاست که من لزوم تغيير نقش قالی را حس کرده‌ام. برای آن که چشم من به نقشی توجه کند و از آن لذت ببرد لازم است که آن نقش تازه و بديع باشد. يعنی غير از نقش‌هايی باشد که همه روزه و هميشه پيش چشم حاضر است. اگر يک نقش را هميشه پيش چشم داشته باشيم اگر چه زيبا باشد ديگر ذهن ما به آن توجهی نمی‌کند و از زيبايی آن لذت نمی‌برد. بنابراين شرط توجه به زيبايی و تمتع از آن، تازگی آن است.

  اين قالی‌هايی که در خانه‌های ما هست، همه يک نوع است. نقش‌های اين فرش‌ها را از بس ديده‌ايم ديگر هيچ به آن‌ها توجه نمی‌کنيم. در هر خانه‌ای که می‌رويم بر کف اتاق نقش‌های مبتذلی می‌بينيم که از بس آشناست قابل توجه نيست. فرش‌ها يا کرمانی است يا تبريزی يا خراسانی. زمينه‌ی فرش يا لاکی است يا سورمه‌ای. نقش قالی‌ها يا اسليمی است يا ترنجی. اين نقش‌ها و رنگ‌ها اگر هم روزی زيبا بوده است، امروز ديگر زيبا نيست، زيرا که مبتذل است و زيبايی و ابتذال با هم منافات دارند.

  بنابراين بايد فکری بکنيم که از شر تکرار و ابتذال آسوده شويم. بايد طرح و نقش تازه‌ای برای قالی فکر کرد. اگر می‌خواهيم فرش خانه‌ی ما زيبا باشد، يعنی از تماشای آن لذت ببريم، پس تازگی شرط اول زيبايی است. اگر در اتاق من يکی از قالی‌های معمولی افتاده بود تو هرگز به آن توجه نمی‌کردی و به خواندن کتاب مشغول می‌شدی. اما اين قالی با طرح تازه‌اش چنان تو را به خود مشغول کرد که از مطالعه‌ی کتاب بازماندی و همه‌ی حواست به آن متوجه شد. می‌بينی که من در مقصود خود توفيق يافته‌ام و اين قالی که طرح آن را خودم داده‌ام زيبايی خاصی دارد که در قالی‌های ديگر نيست و چون غرض و هدف هنر همين است، من می‌توانم ادعا کنم که هنر تازه و ارزنده‌ای به وجود آورده‌ام.

  گفتم: آری، در تازگی آن هيچ شک ندارم. اما در ارزش آن جای گفت و گو است. می‌گويی که هنر خوب آن است که نظر بيننده را جلب کند. راست است و اين قالی در نخستين نظر مرا مشغول کرد. اما گمان داری که اگر فردا به خانه‌ی تو بيايم باز همين قدر به اين نقش توجه می‌کنم. البته نه، زيرا که اين طرح و نقش بسيط در خور تامل و تعمق بسيار نيست. نخستين بار چشم را به خود می‌کشاند. اما بسيار زودتر از نقش‌های پر پيچ و خم و رنگارنگ قالی‌های قديم عادی و مبتذل می‌شود.

  اگر قالی‌های ايرانی هزار سال يا بيشتر پيش چشم نسل‌های متعدد گسترده شده و امروز در نظرها عادی و بی‌تاثير شده است، جلوه‌ی اين نقش‌ها و طرح‌های نو که شما به ايجاد آن مباهات می‌کنيد گمان نمی‌کنم که بيش از دو سه سال دوام کند. اگر امروز در همه‌ی خانه‌ها قالی‌های ساده با اين سليقه‌ی نو به کار برود معلوم نيست که تا چند مدت اين سليقه دوام خواهد کرد.

  من يک قالی تبريزی در اتاقم دارم. چندان فرش گران‌بهايی نيست. از همين قالی‌هايی است که شما دوست نداريد و مبتذل و معمولی می‌خوانيد. اما من هر شب که به خانه می‌روم و از قيل و قال بيرون فراغتی می‌يابم چشم به آن می‌دوزم. در رنگ‌های گوناگون و نقش‌های درهم پيچيده‌ی آن باريک می‌شوم. از هر رنگ و هر نقش نکته‌هايی در می‌يابم يا می‌پندارم که بايد دريافت. تناسب رنگ‌های آن که حاصل تجربه و ذوق نسل‌های متوالی است چنان در من اثر می‌کند که هيچ امری دلکش‌تر و زيباتر از آن در نظرم نمی‌آيد. شما يک فرش نو سفارش داده‌ايد که نيمی از آن سبز و نيم ديگر سرخ است. بسيار هنر کرده‌ايد. اما اين هنر شما، اگر هم مايه‌ی لذت بيننده باشد، بيش از چند دقيقه ذهن را مشغول نمی‌کند.

  هنر قديم، راست می‌گويی، بسيار مکرر و مبتذل شده است. اما هنر شما هم گمان نمی‌کنيد که بسيار ساده و بی‌بنياد باشد؟

  شهريور 1335

  برگرفته از: هفتاد سخن(جلد اول، ص 109). انتشارات توس، 1367 

  
تسهيلات مطلب
ساير مطالب اين بخش ساير مطالب اين بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


كد امنيتي را در كادر بنويسيد >
::
دفعات مشاهده: 1994 بار   |   دفعات چاپ: 653 بار   |   دفعات ارسال به ديگران: 77 بار   |   0 نظر
تالار ايران
Static site map - Persian site map - English site map - Created in 0.16 seconds with 1311 queries by AWT YEKTAWEB 2.0.6.5