Home Home Information Contact Site Map Library
نام كاربري   رمز عبور
English Site
تالار ايران
بخش‌هاي اصلي
صفحه اصلي
ايراني كيست
ايران باستان
دوران اسلامي
ايران معاصر
دانش ايرانيان
نوآوري‌هاي ايرانى
نام آوران ايران
در پايگاه‌هاي ديگر
پيرامون شاهنامه
معرفي كتاب
يادگارهاي باستاني
بازتاب تمدن ایرانی
ايران‌نامه
برترين‌هاي تالار ايران
::
جستجو در پايگاه

جستجوي پيشرفته
دريافت اطلاعات پايگاه
نشاني پست الكترونيك خود را براي دريافت اطلاعات و اخبار پايگاه، در كادر زير وارد كنيد.
آخرين مطالب بخش
:: راز فروپاشي تمدن‌ها از نگاه خسرو انوشيروان
:: ايران براي من چه معني دارد؟
:: با خواري در روزگار، ننگ باشد زندگاني
:: در انديشه‌ي همه‌ي مردم كشور خود باش
:: نگارگري ايراني در بزرگ‌ترين بنياد علمي و فرهنگي جهان
بازسازی تخت جمشید

AWT IMAGE

آشنايي با سيستان

AWT IMAGE

جاهای باستانی ایران

• تخت جمشید

• زیگورات چغازنبیل

• بیستون

• تخت سلیمان

• گنبد سلطانیه

• هفت تپه

• ارگ بم

• شهر آیاپیر

• شهر سوخته

موزه‌هاي ايران

موزه‌ي ملي ايران

موزه‌ي كاخ سعدآباد

موزه‌ي فرش ايران

موزه‌ي رضا عباسي

موزه‌ي شيشه سراميك

موزه‌ي كاخ نياوران

موزه‌ي كاخ گلستان

موزه‌ي آستان قدس

موزه‌ي قرآن

موزه‌ي هنرهاي معاصر

:: ايران‌نامه : با خواري در روزگار، ننگ باشد زندگاني ::
 | تاريخ ارسال: 31/6/1388 | 

هوشنگ ابتهاجهوشنگ ابتهاج يكي از پرآوازه‌ترين غزل‌سريان معاصر ايران است كه گرايش ويژه به موسيقي دارد. وي در سال 1356 كانون فرهنگي و هنري چاووش را به هم‌كاري محمدرضا لطفي، پرويز مشكاتيان، حسين عليزاده، پشنگ و بيژن كامكار، شهرام ناظري، صديق تعريف و محمدرضا شجريان بنيان نهاد كه دستاورد آن چند آلبوم به يادماندني مانند آلبوم سپيده است.

    ابتهاج در شعر سپيده ايرانيان را به هم‌دلي و پويايي براي رسيدن به آزادي فرامي‌خواند. زنده‌ياد پرويز مشكاتيان (1334-1388) براي اين شعر آهنگي حماسي ساخت و محمدرضا شجريان آن را با صداي خويش ماندگار كرد.

 

  سپيده

  ايراني به سر كن خواب مستي

  بر هم زن بساط خود پرستي

  كه چشم جهاني سوي تو باشد

  چه از پا نشستي

  در اين شب سـپيده تا دميده

  تيره شب به خون در كشيده

  اميد چه داري از اين شب

  كه در خون كشيده سپيده

  تيغ بركش آذر فشان

  نغمه‌ها را تندري كن

  در دل شب رخ برفروز

  كار مهر خاوري كن

  از درون سياهي برون تاز

  پرچم روشنايي برافروز

  تا جهاني از تباهي وا رهاني

  نيمه شب را، تيغ بر دل، برنشاني

  با خواري در روزگار، ننگ باشد زندگاني

  مرگ به، تا چنين زندگاني

  اي مبارز، اي مجاهد، اي برادر

  دل يكي كن، ره يكي كن، بار ديگر

  راه بگشا سوي شهر روشني‌ها

  روزگار تيرگي‌ها بر سر آور

 

  
تسهيلات مطلب
ساير مطالب اين بخش ساير مطالب اين بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


كد امنيتي را در كادر بنويسيد >
::
دفعات مشاهده: 809 بار   |   دفعات چاپ: 133 بار   |   دفعات ارسال به ديگران: 49 بار   |   0 نظر
::
Static site map - Persian site map - English site map - Created in : 0.37433 seconds by AWT YEKTA 1.7.3.6 by 893 querry