محمدعلى اميرجاهد در سال 1313 در تهران چشم به جهان گشود و در دارالفنون آموزش ديد. چندى به روزنامهنگارى پرداخت و سالنامهى پارس را تا 28 شماره منتشر کرد. از ديگر کارهاى وى بنيانگذارى انجمن اشاعه و اعتلاى موسيقى در اداره هنرهاى زيبا بود که سپس آن را به هنرستان آزاد و شبانهى موسيقى ملى تبديل کرد. سرانجام، در شانزدهم اردبيهشت سال 1356 خورشيدى چشم از جهان فروبست.
اميرجاهد تصنيفهاى بسيار ساخت که با صداى قمرالملوک وزيرى اجرا شد و سپس بارها بازخوانى شد. وى در تصنيف «در ملک ايران» از گرفتاريهاى مردم ايران سخن ميگويد و همگان را بهجاى گوشهنشينى به فراگيرى دانش و کوشش براى پيشرفت فرامى خواند. در ملک ايران در ملک ايران وين مهد شيران تا چند و تا کى افتان و خيزان داد از جهالت خدا که قدر خود ندانيم در زندگانى چرا شبيه مردگانيم با چشمان بينا به کوره ره روانيم ز معرفت دوريم به جهل مستوريم به مجمع جهانيان چو عضو رنجوريم ايرانى بد از اول جهانگير نى در کشمکش تسليم تقدير حرف حسابى زده از نوک شمشير کجا شد آن نداى عيش ديروز که در شما خموش گشته امروز ز علم و تدبير شما نظام و شمشير شما فتاده بد کار جهان به دست تقدير شما به دست تقدير شما عصرى که دنيا در انقلاب است با نور دانش در پيچ و تاب است در مهد سيروس اين خواب سنگين بس نا صواب است بيدار بايد دمى شدن از خواب غفلت تا دور گردد همى ز ما ادبار و ذلت تو اى بيچاره ملت غريق جهل و غفلت ز جاى خود خيزيد به هم بياويزيد به جاى اشک تر ز آستين گهر ريزيد غم تا چند فغان و ناله تا کى با ذلت کنى عمر گران طى کى بوده زيبنده نسل جم و کى چنين خموشى و فسرده خونى برون سپيدى و سيه درونى کجا کند چاره تيغ فغان و فرياد دريغ به زعم جاهد برگو که را بود دست ظفر که باشدش پاى گريخت |