Home Home Information Contact Site Map Library English Site
Translation Workshop
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
درباره‌ی ترجمه::
نمونه‌های ترجمه::
نامداران ترجمه::
برابرهای پارسی::
داستان یک واژه::
ثبت نام در کارگاه::
برترین‌های کارگاه::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
آخرین مطالب بخش
:: کارگاه ترجمه‌ی متون علمی
:: دانش‌آموز سومری
:: محمدحسین آریا
:: ساختار‌های زبانی بیگانه
:: داریوش بزرگ سازمان‌دهنده‌ی امپراتوری هخامنشیان
:: داستان یک واژه : نام‌های ایرانی در گستره‌ی جهانی ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۸۴/۱۲/۲۲ | نویسنده: آقاي حسن سالاری | 

برخی از نام‌های ایرانی به کشورهای دیگر نیز راه‌یافته‌اند و هنوز هم برای نام‌گذاری افراد به کار می‌روند. رکسانا، ستاره، لیلا، یاسمن، جاسپر، خورشید و آوا، از این نام‌ها هستند. شما می‌توانید با پیدا کردن شخصیت‌های شناخته شده‌ای مانند هنرمندان، دانشمندان، روزنامه‌نگاران، پزشکان و نویسندگانی که این نام‌ها را خواسته یا نخواسته برای خود برگزیده‌اند، این مقاله را کامل کنید.


رکسانا(روشنک) به معنای درخشان و درخشنده

 Roxanne, Roxanna

fem. proper name, from Fr., from L. Roxane, from Gk. Rhoxane, of Pers. origin (cf. Avestan raoxšna- "shining, bright").

Example: Roxane Carrasco  


استر به معنای ستاره

 Esther

fem. proper name, in O.T., wife of the Pers. king Ahasuerus, from Heb. Ester, from Pers. sitareh "star," related to Avestan star-

Example: Esther Kaplan


یاسمن به معنای گل

 Jasmine

from Fr. jasmin, from M.Fr. jessemin, from Arabic yas(a)min, from Pers. yasmin (cf. Gk. iasme, iasmelaion, name of a Pers. perfume). The plant first was grown in Eng. 16c.

Example: Jasmin Ttias 


جاسپر به معنای خزانه‌دار(گنجور)

 Jasper

from Anglo-Fr. jaspre, from O.Fr. jaspe, from L. iaspidem (nom. iaspis ), from Gk. iaspis

"jasper," via an Oriental language (cf. Heb. yashpeh, Akkad. yashupu ), ult. from Pers. yashp.

Example: Jasper Johns

کاسپر نیز که امروزه بیش‌تر با نام شخصیت کارتونی به یادها می‌آید، از همین نام گرفته شده است.


کیرا به معنای خورشید

 Kira

From Κυρος (Kyros), the Greek form of the Persian name Kûrush, which may mean "far sighted" or may be related to the Persian word khur "sun".

 Example: Kira Callahan


لیلا به معنای یاس

 Lila

 from Fr. lilac "shrub of genus Syringa with mauve flowers," from Sp. lilac, from Arabic lilak, from Pers. lilak, variant of nilak "bluish," from nil "indigo" (cf. Skt. nilah "dark blue"), of unknown origin. As a color name, attested from 1791; as a scent, from 1895.

 Example: Lila McCann


آوا به معنای آب یا صدا

 Ava

Means either "sound" or "water" in Persian.

 Example: Ava Gardner 


منبع:

1. http://www.krysstal.com/

2. http://www.behindthename.com/

3. http://www.answers.com/

4. http://www.etymonline.com/

  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


کد امنیتی را در کادر بنویسید >
::
دفعات مشاهده: 8937 بار   |   دفعات چاپ: 1682 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 132 بار   |   2 نظر
نظرات کاربران
نظر ارسال شده توسط Anonymous در تاریخ ۱۳۸۵/۷/۲۳
من چطور می تونم این مقاله را کامل کنم یا به این صفحه مطلب بدم؟ مطالب جالبی دارم
نظر ارسال شده توسط Anonymous در تاریخ ۱۳۸۵/۷/۲۳
soodi (name dokhtare tom crusie) ham az farsi gerefte shode mitavanid be matlab ezafe konid
Translation Workshop
Static site map - Persian site map - English site map - Created in 0.088 seconds with 849 queries by AWT YEKTAWEB 2865