Home Home Information Contact Site Map Library
English Site
Translation Workshop
بخش‌هاي اصلي
صفحه اصلی::
درباره‌ی ترجمه::
نمونه‌هاى ترجمه::
نامداران ترجمه::
برابرهای پارسی::
داستان يک واژه::
ثبت نام در کارگاه::
برترين‌هاى کارگاه::
::
جستجو در پايگاه

جستجوي پيشرفته
دريافت اطلاعات پايگاه
نشاني پست الكترونيك خود را برای دريافت اطلاعات و اخبار پايگاه، در كادر زير وارد كنيد.
آخرين مطالب بخش
:: کارگاه ترجمه‌ی متون علمی
:: دانش‌آموز سومری
:: محمدحسين آريا
:: ساختار‌های زبانی بيگانه
:: داريوش بزرگ سازمان‌دهنده‌ی امپراتوری هخامنشيان
:: داستان يک واژه : واژه‌هاى شيميايى پارسى در زبان انگليسى ::
 | تاريخ ارسال: 28/12/1384 | نويسنده: آقاي حسن سالاری | 

واژه‌های گوناگونی از زبان پارسی به زبان انگليسی راه يافته است. در اين ميان، واژه‌های علمی نيز جايگاه ويژه‌ای دارند. واژه‌ی شيمی(chemistry)  از واژه‌ی کيميا گرفته شده است. دست‌کم نام دو عنصر از جدول تناوبی(زيرکونيوم و آرسنيک) از يادگارهای زبان پارسی هستند. شگفت‌آور اين که نام دو ماده‌ی آرايشی(پودر تالک و لاک ناخن) نيز پارسی است.

بوره(دی‌سديم تترابورات) ترکيب شيميايی با ارزش بازرگانی بالاست که در شيشه‌گری، به‌ويژه ساختن شيشه‌ی پيرکس، کاربرد زيادی دارد. اين ماده که در پژوهش‌های شيميايی برای پی‌بردن به وجود برخی فلزها و نمک‌ها به کار می‌رود، در کاشی‌سازی، چرم‌سازی، کاغذسازی، پارچه‌بافی، شوينده‌ها، زرگری، ميناکاری، صابون‌سازی و کارهای گوناگون ديگر بسيار سودمند است. بوره در بستر خشک‌شده درياچه‌ها و رودخانه‌های شور يافت می‌شود و از چنين بسترهايی در ايران، تبت و هندوستان به سرزمين‌های اسلامی برده می‌شد و بيش‌تر در شيشيه‌گری به کار می‌رفت.


Alchemy
Etymology: Middle English alkamie, alquemie, from Middle French or Medieval Latin; Middle French alquemie, from Medieval Latin alchymia, from Arabic al-kImiyA', from al the + kImiyA'

Azure

Etymology: Middle English asur, from Old French azur, probably from Old Spanish, modification of Arabic

lAzaward, from Persian lAzhuward

Arsenic

Etymology: Middle English, yellow orpiment, from Middle French & Latin; Middle French, from Latin arsenicum, from Greek arsenikon, arrhenikon, from Syriac zarnIg, of Iranian origin; akin to Avestan zaranya gold

Borax  

Etymology: Middle English boras, from Middle French, from Medieval Latin borac-, borax, from Arabic buraq, from Persian burah

khaki 

Etymology: Hindi khAkI dust-colored, from khAk dust, from Persian

lacquer 

Etymology: Portuguese lacré sealing wax, from laca lac, from Arabic lakk, from Persian lak

Naphtha 

Etymology: Latin, from Greek, of Iranian origin; akin to Persian neft naphtha

Talc  

Etymology: Middle French talc mica, from Medieval Latin talk, from Arabic talq , from persian

Zircon  and Zirconium

from Ger. Zirkon (cf. Fr. jargon, It. giargone), from Arabic zarqun "cinnabar, bright red," from Pers. zargun "gold-colored," from Avestan zari- "gold-colored," from zar "gold.


منبع:

1. www.m-w.com

2. etymonline.com

3. History of Borax

1. امام شوشتری، محمد علی. فرهنگ واژه های فارسی در زبان عربی. انتشارات انجمن آثار ملی، 1347

  
تسهيلات مطلب
ساير مطالب اين بخش ساير مطالب اين بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


كد امنيتي را در كادر بنويسيد >
::
دفعات مشاهده: 4875 بار   |   دفعات چاپ: 1214 بار   |   دفعات ارسال به ديگران: 166 بار   |   0 نظر
Translation Workshop
Static site map - Persian site map - English site map - Created in 0.283 seconds with 778 queries by AWT YEKTAWEB 2.3.9.0