Home Home Information Contact Site Map Library
English Site
Encyclopedia
بخش‌هاي اصلي
حرف الف::
حرف ب::
حرف پ::
حرف ت::
حرف ث::
حرف ج::
حرف ح::
حرف خ::
حرف چ::
حرف د::
حرف ذ::
حرف ر::
حرف ز::
حرف ژ::
حرف س::
حرف ش::
حرف ص::
حرف ض::
حرف ط::
حرف ظ::
حرف ع::
حرف غ::
حرف ف::
حرف ق::
حرف ک::
حرف گ::
حرف ل::
حرف م::
حرف ن::
حرف و::
حرف ه::
حرف ی::
صفحه اصلی::
::
جستجو در پايگاه

جستجوی پیشرفته
دريافت اطلاعات پايگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
آخرين مطالب بخش
:: قربانی، ابوالقاسم
:: تقی‌زاده، حسن
:: ابرلن، شارل
:: علمی‌غروی، حميده‌
:: افشار، ايرج
آخرين مطالب ساير بخش‌ها
:: پژوهشگر تاريخ علم چه کار می کند؟
:: ريش دراز
:: بزمجه: يادگار دايناسورها
:: يوسف ثبوتی: بنيان‌گذار نخستين رصدخانه‌ی پژوهشی ايران
:: سرشت علم و جايگاه آن در استانداردهای آموزش علوم
:: سرگذشت کتاب مرجع در ايران
:: دو خدای بی‌مصرف
:: اميراعلم و بهداشت در ايران
:: چرا ميان آتن و ايران جنگ درگرفت؟
:: از پرنده‌ی دانا بپرس
پيرامون دانش‌نامه

دانش‌نامه‌ى جزيره  مي‌خواهد بزرگ‌ترين گنجينه‌ى دانش را به زبان فارسى با نگاه ويژه به تمدن ايرانى فراهم کند. اکنون تنها چند مقاله براى آزمايش منتشر شده است که به زودى بر شمار آن‌ها افزوده مي‌شود. راهنمايي‌هاى کاربران گرامى را بسيار سودمند مي‌دانيم. پيام خود را بفرستيد

:: بيرونى، ابوريحان : بيرونی، ابوريحان ::
 | تاریخ ارسال: 13/6/1385 | نویسنده: آقاي حسن سالاری | 
  ابوريحان بيرونی

ابوريحان محمدبن‌احمد بيرونی (440-362 هجری قمری)، دانشمند برجسته‌ی ايرانی، در رشته‌های گوناگون دانش، رياضی، جغرافيا، زمين‌شناسی، مردم‌شناسی، فيزيک و اخترشناسی، سرآمد روزگار خود بود. او از نخستين دانشمندانی است که در نوشته‌های خود به پيشينه‌ی تاريخی يک موضوع علمی پرداخته است. اندازه‌گيری چگالی 18 فلز و سنگ گران‌بها، اندازه‌گيری قطر و محيط زمين، شيوه‌ای نو برای طراحی نقشه‌های جغرافيايی، اندازه‌گيری فاصله‌ی بين شهرها، پژوهش در باورها و تاريخ مردم هندوستان و تهيه‌ی فهرست کتاب‌های زکريای رازی، از کارهای ماندگار اوست.

  زندگی‌نامه

  محمد‌بن‌احمد بيرونی، ابوريحان، (440-362 قمری)، دانشمند برجسته‌ی ايرانی، در سوم ذيحجه‌ی 362 هجری قمری(18 دی‌ماه 351 خورشيدی) در بيرون شهرکاث، از شهرهای ولايت خوارزم، به دنيا آمد.  ابوريحان خردسال بود که فراگيری دانش را آغاز کرد. آشنايی بيرونی با امير نصر منصور بن ‌علی‌ بن‌ عراق ، دانشمند برجسته‌ی ايرانی و از شاه‌زادگان آل‌عراق، باعث راه‌يابی او به دربار خوارزم‌شاه و مدرسه‌ی سلطانی خوارزم شد که اميرنصر آن را بنيان‌گذاری کرده بود. در همين دوران بود که به سال 380 قمری و در حالی که تنها 17 سال داشت، به کمک حلقه‌ای درجه‌دار (حلقه‌ی شاهيه) به اندازه‌گيری بلندی‌ نيم‌روزی (ارتفاع نصف‌النهاری) خورشيد در شهر کاث پرداخت. چهار سال پس از آن می‌خواست رصدهای ديگری انجام دهد، اما تنها توانست انقلاب تابستانی را در روستايی به نام بوشکانز در جنوب کاث و غرب آمودريا رصد کند. چرا که مامون‌بن‌محمود، فرمان‌روای گرگانج، به کاث تاخت و ابو‌عبد‌الله محمد‌بن‌احمد، آخرين خوارزمشاهيان از آل‌عراق و پشتيبان بيرونی را از بين برد.

  با فروپاشی دستگاه آل‌عراق در خوارزم، بيرونی مدتی را پنهان شد يا به جايی ديگر رفت و در زمان فروان‌روايی پسر مامون‌بن‌محمد، علی‌بن‌مامون، به سال 387 قمری به کاث بازگشت. او در 11 جمادی‌الاول/7 خرداد همان سال توانست خورشيدگرفتگی را رصد کند. پيش‌تر با ابوالوفای بوزجانی قرار گذاشته بود که او نيز خورشيدگرفتگی را در بغداد رصد کند. ابوريحان از روی اختلاف زمانی که از اين راه به دست آمد، توانست اختلاف طول جغرافيايی آن دو شهر را به دست آورد. ترديدی نيست که بيرونی جوان در آن زمان به جايگاهی رسيده بود که ابوالوفای بوزجانی در کهن‌سالی حاضر شد با او همکاری داشته باشد.

  هر چند بيرونی کتاب تسطيح‌ الصور را به نام علی‌بن‌مامون نوشته است، اما به نظر می‌رسد چندان از سوی او پشتيبانی نمی‌شده يا پشتيبانی آن خوارزمشاه جديد، چندان استوار نبوده است، چرا که پس از زمان اندکی به ری سفر کرده است. او در ری با دو رياضی‌دان و اخترشناس شناخته شده‌ی ايرانی، کوشياربن‌لبان گيلانی و ابومحمد خجندی ديدار کرد و رساله‌ی کوتاهی را در شرح دستگاه رصدی ساخته‌ی خجندی و رصدهای او با آن دستگاه بزرگ و دقيق نوشت. بيرونی آن دستگاه را دقيق‌ترين دستگاه رصدی شناخته‌شده تا آن زمان دانسته است. سپس به نزد اسپهبد ابوالعباس مرزبان‌بن‌رستم‌بن‌شروين رفت و کتاب مهم "مقاليد علم الهيئه" را به نام آن فرمان روا نوشت.

  بيرونی در سال‌های پايانی سده‌ی چهارم هجری به گرگان رفت و به سال 391 قمری کتاب آثارالباقيه را به نام شمس ‌ المعالی قابوس ‌بن‌‌ وشمگير نوشت. اين درحالی بود که پيش از آن 7 کتاب ديگر نوشته و با ابن‌سينا نيز نامه‌نگاری علمی خود را آغاز کرده بود. او در سال 393 قمری خورشيدگرفتگی را در گرگان رصد کرد. هم‌چنين کوشيد طول يک درجه از کمان نصف‌النهار را که دو سده پيش در روزگار مامون عباسی و در بغداد اندازه‌گيری شده بود، با دقت بيش‌تر در پيرامون گرگان اندازه‌گيری کند. اما پشتيبان او، قابوس‌بن‌وشمگير، به دليل ناشناخته‌ای علاقه‌ی خود را به انجام چنين کاری از دست داد و بيرونی نتوانست کار خود را ادامه دهد.

  بيرونی در 399 يا 400 قمری بار ديگر به خوارزم بازگشت و مدتی را در دربار ابوالعباس مأمون ‌ بن ‌مامون بزيست. او با پشتيبانی آن خوارزم‌شاه توانست رصدهای مهمی انجام دهد و حلقه‌ی بزرگی ساخت که روی صفحه‌ی نصف‌النهار سوار می‌شد و در کار رصد بسيار سودمند بود. هم‌چنين نيم‌کره‌ای ساخت که از آن برای تصويرگری در حل ترسيم مساله‌های مساحی بهره می‌گرفت. اما مامون در سال 407 قمری به دست سپاهيانش کشته شد و در سال ديگر نيز محمود غزنوی به گرگانج يورش آورد و بسياری از بزرگان، از جمله بيرونی، را در سال 408 قمری به خود به غزنه برد.

  بيرونی در لشکرکشی‌ها محمود به هندوستان همراه او بود و در اين سفرها با دانشمندان هندی آشنا شد و با آنان به گفت و گو نشست. زبان سانسکريت آموخت و اطلاعات لازم برای نگارش کتاب تحقيق ما للهند را فراهم کرد. او به هر شهری که می‌رفت می‌کوشيد عرض جفرافيايی آن را تعيين کند و زمانی که به سال 416 قمری در قلعه‌ی نندنه به سر می‌برد، از کوهی که در آن نزديکی بود برای تعيين قطر زمين بهره گرفت. سرانجام، دستاورد پژوهشی خود را در رساله‌ای به نام" مقاله‌ فی استخراج قدر‌ الارض به رصد انحطاط الافق عن قلل جبال" نوشت.

  در سال 415 قمری فرمان‌روای ترک‌های وولگا گروهی را به غزنه فرستاده بود. آن مردمان با ساکنان سرزمين‌های قطبی رابطه‌ی بازرگانی داشتند و بيرونی از آنان خواست اطلاعاتش را درباره‌ی آن سرزمين‌ها بيش‌تر کند. يکی از آن فرستادگان در پيشگاه محمود غزنوی گفت که در سرزمين‌های دور دست شمال، گاهی خورشيد روزهای زيادی غروب نمی‌کند. سلطان محمود در آغاز بسيار خشمگين شد و آن سخنان را کفرآميز خواند. اما ابوريحان به او گفت که سخن آن فرستاده درست و علمی است و ماجرا را برايش توضيح داد.

  بيرونی در زمان محمود غزنوی علاوه بر چند رصد مهم، رساله‌ی استخراج الاوتار را به سال 418 و کتاب التفهيم لاوائل صناعه‌ التنجيم را به سال 420 قمری به پايان رساند. پس از مرگ محمود و جانشينی فرزندش مسعود، راه برای پژوهش‌های بيرونی هموارتر شد و در همين روزگار بود که بيرونی کتاب قانون مسعودی را به نام سلطان مسعود غزنوی نوشت که دانش‌نامه‌ای از دانسته‌های اخترشناسی تا آن زمان است. سلطان مسعود به پاس کوشش او در نگارش آن کتاب، پاداش از زر و سيم برای او فرستاد، اما بيرونی همه‌ی آن را به خزانه بازگرداند و به مسعود گفت که از آن بی‌نياز است، چرا که دير زمانی را به‌ناچار به قناعت گذرانده است و اکنون به اين شيوه خو گرفته و ترک آن برايش بسيار سخت است. بيروني در زمان مودودبن‌مسعود نيز از پشتيبانی پادشاه غزنوی برخوردار بود و کتاب دستور و کتاب الجماهر خود را به نام او نوشته است.

  سرانجام، بيروني در سال‌های آغازين فرمان‌روايی جانشين مودود، در رجب 440 هجری قمری در 77 سالگی در غزنه درگذشت. ابوالحسن‌علی‌بن‌عيسی، فقيه نام‌داری  که در لحظه‌های پايانی بر بالين او بود، نوشته است که: "آن‌گاه که نفس در سينه‌ی او به شماره افتاد، بر بالين او حاضر آمدم و در آن حال از من پرسشی فقهی پرسيد. گفتم اکنون چه جای اين پرسش است. گفت ای مرد کدام يک از اين دو کار بهتر است، اين مساله را بدانم و بميرم يا نادانسته از دنيا بروم؟ و من آن مساله را بازگفتم و فرا گرفت و از نزد وی بازگشتم. هنوز بخشی از راه را نپيموده بودم که شيون از خانه‌ی او برخاست."

  سال‌شمار زندگی ابوريحان بيرونی

 362 قمری/351 خورشيدی: روز پنج‌شنبه سوم ذی‌الحجه/هجدهم دی‌ماه در روستايی بيرون شهر کاث به دنيا آمد.

 368 قمری/357 خورشدی: در مکتب شهر جرجانيه برای يک‌سال درس خواند.

 369 قمری/ 358 خورشيدی: درسش را در مکتب روستا ادامه داد.

 379 قمری/ 358 خورشيدی: در هفده سالگی به اندازه‌گيری ارتفاع نيم‌روزی خورشيد در شهر کاث پرداخت.

 385 قمری/373 خورشيدی: انقلاب تابستانی را در دهکده‌ای در جنوب شهر کاث رصد کرد.

 387 قمری/375 خورشيدی: روز شنبه يازدهم جمادی‌الاول/ 7 خردادماه، خورشيد گرفتگی را رصد کرد.

 391 قمری/379 خورشيدی: کتاب آثار الباقيه را در گرگان به نام قابوس‌بن‌وشمگير آل‌زيار نوشت.

 393 قمری/381 خورشيدی: روز شنبه چهاردهم ربيع‌الثانی/ 6 اسفند ماه و روز يک‌شنبه سيزدهم شوال/29 مرداد، دو ماه‌گرفتگی را در گرگان رصد کرد.

 394 قمری/382 خورشيدی: روز يک‌شنبه دوازدهم شعبان/ 20 مردادماه، ماه‌گرفتگی را در جرجانيه رصد کرد.

 408 قمری/ 396 خورشيدی: همراه سلطان محمود غزنوی از جرجانيه به غزنه رفت.

 409 قمری/397 خورشيدی: عرض جغرافيايی جيخور، در نزديکی کابل، را با کمک شاقول اندازه گرفت.

 412 قمری/400 خورشيدی: اعتدال بهاری و پاييزی و انقلاب تابستانی و زمستانی را در شهر غزنه رصد کرد.

 416 قمری/404 خورشيدی: نگارش کتاب تحديد نهايات الاماکن را به پايان رساند.

 418 قمری/ 405 خورشيدی: رساله‌ی استخراج‌الاوتار‌ فی‌الدايره را نوشت.

 420 قمری/407 خورشيدی: نگارش کتاب التفهيم لاوائل‌الصناعه‌التنجيم را به پايان رساند. 

 421 قمری/ 408 خورشيدی: کتاب تحقيق‌ماللهند را نوشت و رساله‌ی قانون مسعودی را به سلطان مسعود غزنوی هديه داد.

 425 قمری/ 412 خورشيدی: فهرست کتاب‌ها و نوشته‌های محمد‌بن‌زکريای رازی و فهرست 113 جلد کتاب خود را نوشت.

 442 قمری/429 خورشيدی: روز جمعه سوم رجب/6 آذرماه، به سوی پروردگار خود رفت.

  پژوهش‌های بيرونی

  بيرونی از آن دسته از دانشمندان بوده است که تنها به گفته‌ها و نوشته‌های دانشمندان پيش از خود بسنده نمی‌کرده و بارها نظريه‌های دانشمندان پيش از خود، به‌ويژه ارسطو، را به چالش ‌کشيده است. او برای درستی سخنان ديگران و بررسی نظريه‌های خود به مشاهده‌ی دقيق پديده‌ها و آزمودن آزمودنی‌ها، حتی اگر از باورهای مردمان باشد، می‌پرداخت. برای نمونه، در کتاب الجماهر خود چند آزمايش را شرح می‌دهد که برای بررسی علمی دو باور عاميانه انجام داده است. او زهرآگين نبودن الماس را با خوراندن آن به سگی می‌آزمايد و نشان می‌دهد که آن سگ پس از چند روز هم‌چنان سالم می‌ماند. هم‌چنين، گردن‌بندی از زمرد بر گردن ماری می‌اندازد و نشان می‌دهد که مار با ديدن زمرد نابينا نمی‌شود و اين کار را در 9 ماه و در گرما و سرما می‌آزمايد و سرانجام به شيرينی می‌نويسد که اگر اين کار بينايی آن مار را افزايش نداده باشد، چيزی از بينايی آن نکاسته است.

  بيرونی در آزمايش‌های خود مانند يک پژوهشگر امروزی می‌کوشد هنگام مقايسه‌ی ويژگی دو ماده، ديگر شرايط را برای آن‌ها يکسان سازد. برای نمونه، او برای بررسی اين نظريه‌ی ارسطو که آب گرم از آب سرد زودتر يخ می‌بندد، چنين آزمايشی انجام می‌دهد:" من دو ظرف يک‌شکل و يک اندازه برگرفتم و در هر دو ظرف، مقداری برابری از يک آب، يکی گرم و ديگری سرد، ريختم و هر دو ظرف را در هوای سرد و خشک نهادم. سطح آب سرد يخ بست، در حالی که درآب گرم هنوز گرمايی باقی مانده بود. اين را ديگر بار آزمودم، باز هم‌چنان شد." شگفت‌آور اين که برخی از دانشمندان ايرانی که مقاله‌ها و کتاب‌هايی درباره‌ی هواشناسی نوشته‌اند، نظر او را نادرست دانسته و بی آن‌که دليل روشنی برای سخن خود بياورند، تنها به اين خاطر که ارسطو و ابن‌سينا بر نظر ديگری هستند، او را به فهم نادرست متهم کرده‌اند.

  بيرونی نخستين دانشمندی است که در همه‌ی نوشته‌های خود به پيشينه‌ی تاريخی و مقايسه‌ی نظرهای دانشمندان پيش از خود در هر موضوع مورد نظر می پردازد. گاه نيز کتاب‌هايی را فقط به خاطر تاريخ علم نگاشته است. برای نمونه، در الاثار الباقيه که در گاهشماری و شناخت زمان است، به معرفی گاهشمارهای ملت‌های گوناگون، هندی، عربی، يونانی، يهودی و ايرانی می‌پردازد يا در کتاب تمهيد المستقر و التحليل و التقطيع، که در اخترشناسی است، از چگونگی به دست آوردن شاخص‌ها گوناگون اخترشناسی در 3 مکتب يونانی، هندی و ايرانی و ميزان تاثيرپذيری دانشمندان گوناگون از آن‌ها سخن می‌گويد. از اين رو، بررسی نوشته‌های او راه تازه‌ای برای پژوهشگران تاريخ علم گشوده است تا دگرگونی علم را طی سده‌های دراز پی‌گيری کند. برای نمونه، اشاره‌ی او به گردهمايی اخترشناسان دوران انوشيروان برای تصحيح زيج‌ شاه، پژوهشگران تاريخ علم را از وجود دست‌کم دو نگارش از زيج شاه آگاهی داده است.

  از ديگر ويژگی‌های پژوهشی بيرونی آشنا بودن به چند زبان است. او فارسی، ترکی، عربی، عبری، سريانی و سانسکريت را به‌خوبي می‌دانسته و با زبان يونانی نيز آشنايی داشته است. او به‌خوبی دريافته بود که براي پژوهش در فرهنگ مردمان و دانش تمدن‌های گوناگون، بايد نخست زبان آنان را فراگرفت و بهره‌گيری از مترجم يا کتاب‌های ترجمه شده، در پژوهش‌های دقيق چندان راه‌گشا نيست. از اين رو، نخستين کاری که در سفر به هند کرد، يادگيری زبان سانسکريت بود و چنان که خود گفته است آن را به دشواری اما با پشتکار ياد گرفت:"پس از به خاطر سپردن يک کلمه، چون آن را تکرار می‌کردم و کوشش فراوان به کار می‌بستم که حرف‌های آن از مخرج خود ادا شود، باز هنديان نمی‌فهميدند چه می‌گويم. به‌ناچار از نو کوشش می‌کردم که درست تلفظ شود." سرانجام، در آن زبان چنان مهارت يافت که چند کتاب را از سانسکريت به عربی ترجمه کرد و بنا به نوشته برخی نويسندگان، چند کتاب را نيز از يونانی به سانسکريت بازگرداند.

  پژوهش‌های زمين‌شناسی

  در ميان نوشته‌های زمين‌شناختی نويسندگان مسلمان، کم‌تر کتابی به درستی و علمی بودن آثار بيرونی می‌رسد. او طی سفرهای گوناگونی که به سرزمين‌های آسيای غربی و به‌ويژه هندوستان داشته است، پيرامون ناهمواری‌های زمين‌شناختی و ساختمان کوه‌ها به پژوهش پرداخته و به کشف‌هايی نيز دست يافته است. هم‌چنين، به روش نوآورانه برای اندازه‌گيری چگالی کانی‌ها و فلزها دست پيدا کرده بود و توصيف علمی او از چاه‌های آرتزين نيز معروف است. در ادامه به شرح گوشه‌هايی از پژوهش‌های زمين‌شناختی او می‌پردازيم.

  توصيف‌های زمين‌شناختی. بيرونی به ماهيت رسوبی حوضه‌ی رود گنگ پی برده و در ماللهند پيرامون آن چنين نوشته است: "يکی از اين دشت‌ها در هندوستان است که از جنوب به اقيانوس هند می‌رسد و در سه سوی ديگر، کوه‌ها آن را فراگرفته‌اند و آب‌های آن کوه‌ها به آن می‌ريزد. ولی اگر خاک هندوستان را با چشم خود ببينی و درباره‌ی ماهيت آن فکر کنی و اگر سنگ‌های گردی را در نظر بگيريد که هر اندازه که زمين را عميق‌تر بکنيد بازهم آن‌ها را خواهيد يافت، سنگ‌هايی که در نزديکی کوه‌ها و آن‌جاها که رودها جريان تندی دارند بزرگ‌تر است و هر چه از اين کوه‌ها دورتر می‌شويد و به آن‌جاها برسيد که رودها کندتر پيش می روند، کوچک‌تر می‌شوند و از آن‌جا که رودها حالت ايستاده پيدا می‌کنند و به مصب دريا نزديک می‌شوند اين سنگ‌ها خرد می‌شوند و به صورت دانه‌های شن در می‌آيند، اگر همه‌ی اين‌ها را در نظر بگيريد ناگزير به اين باور می‌رسيد که در روزگاری هندوستان دريا بوده است و اين دريا به تدريج با رسوب‌های اين رودها پر شده است."

  بيرونی از دگرگونی‌های زمين‌شناختی که در گذشته رخ داده نيز به‌خوبي آگاه بوده است، چنان‌که در شرح زمين‌شناختی بيابان عربستان و بيابان شنی خوارزم در کتاب تحديد نهايات خود به گوشه‌هايی از دانسته‌های خود اشاره کرده  و از فسيل‌ها به عنوان شاهدی بر نظريه‌های خود بهره می‌گيرد:"اين بيابان عربستان که می‌بينيم، نخست دريا بوده و سپس پر شده است و نشانه‌های آن هنگام کندن چاه‌ها به دست می‌آيد .... و هم‌چنين سنگ‌هايی بيرون می‌آيد که چون آن‌ها را بشکنند، صدف‌ها و حلزون‌ها و چيزهايی که گوش‌ماهی ناميده‌ می‌شود به نظر می رسد که يا به حال خود باقی است يا آن‌که پوسيده و از ميان رفته و جای خالی آن‌ها به شکل اصلی ديده می‌شود. از اين چيزها در باب‌الابواب بر کرانه‌ی دريای خزر نيز هست .... و چنين سنگی را که در ميان آن گوش‌ماهی است در بيابان شنی ميان جرجان و خوارزم نيز می‌بينيم. اين بيابان در گذشته هم‌چون درياچه‌ای بوده است، چه گذرگاه جيحون يعنی نهر بلخ بر آن بوده ... سپس در گذرگاه آن بستگی پيدا شده و آب آن به سرزمين‌ها قوم غز پيچيد و کوهی راه را بر آن گرفت که اکنون شيطان‌شير خوانده می شود..."

  چگالی کانی‌ها. ابوريحان در کتاب الجماهر فی معرفه الجواهر به شرح فلزها و جواهرهای قاره‌های آسيا، اروپا و آفريقا می‌پردازد و ويژگی‌های فيزيکی ماند بو، رنگ، نرمی و زبری حدود 300 نوع کانی و مواد ديگر را شرح می‌دهد و نظريه‌ها و گفتارهای دانشمندان يونانی و اسلامی را درباره‌ی آن‌ها بيان می‌کند. او چگالی‌سنج دقيقی اختراع کرد و چگالی کانی‌های شناخته شده را اندازه‌گيری کرد. اندازه‌گيری‌های او با اندازه‌گيری‌های امروزی، که با ابزارهای پيشرفته انجام می‌شود، چندان تفاوتی ندارد. شرح دستگاه چگالی‌سنج او در کتابی با نام "مقاله فی النسب التی بين الفلزات و الجواهر فی الحجم" آمده است.

مقايسه‌ی اندازه‌گيری چگالی کانی‌ها به روش بيرونی

و روش‌های امروزی

کانی

اندازه‌گيری بيرونی

اندازه‌گيری امروزی

طلا

26/19

26/19

جيوه

74/13

56/13

مس

92/8

85/8

برنج

67/8

4/8

ياقوت آسمانی

97/3

09/4-01/4

ياقوت سرخ

85/3

14/4-95/3

لعل

58/3

7/3-5/3

زمرد

75/3

75/3-65/3

عقيق سرخ

56/2

8/2-5/2

لاجورد

6/2

8/2-4/2

  دستگاه چگالی‌سنج بيرونی که بر اصل ارشميدوس کار می‌کرد، تشکيل شده بود از يک ظرف آب که ميزابی ظريف به آن وصل کرده بود و ترازويی که يک کفه‌ی آن درست زير ميزاب جای گرفته بود و در کفه‌ی ديگر آن صد مثقال از کانی مورد نظر را می‌گذاشت. سپس برای به تعادل رسيدن ترازو، در کفه‌ای که زير ميزاب جای داشت، آب می‌ريخت. آن‌گاه، وزن و حجم آب را می‌سنجيد تا به جرم‌ حجمی(چگالی) کانی مورد نظر دست يابد. او به درستی دريافته بود که خلوص و دماي آب به کار رفته در اين آزمايش‌ها، در چگالی آن اثر دارد و از اين رو، برای آزمايش‌های خود همواره از جای مشخصی از رود جيحون و آن‌هم در آغاز پاييز آب بر می‌داشت. او پس از رفتن به غزنه، همين آزمايش‌ها را با آب رودخانه‌ی غزنه انجام داد. شرح اين پژوهش‌ها در کتاب ميزان‌الحکمه‌، اثر ابوالفتح عبدالرحمن خازنی، آمده است.

  چاه‌های آرتزين. بيرونی در آثار الباقيه درباره‌ی فوران آب از برخی چشمه‌ها و چاه‌ها چنين می‌گويد: "اما فوران چشمه‌ها و صعود آب به سمت بالا، علتش اين است که خزانه‌ی آن از خود چشمه‌ها بالاتر جای دارد، مانند فوران معمولی و گرنه آب هرگز به سوی بالا جز اين که منبع آن بالاتر باشد، نخواهد رفت ... بسياری از مردم که چون علت امری طبيعی را ندانند، به همين اندازه کفايت می‌کنند که بگوييد الله اعلم، مطلبی را که ما گفته‌ايم انکار کرده‌اند و يکی از آنان با من به منازعه پرداخت ... البته ممکن است آب به قله‌ی کوه هم برود، به شرط آن که قله‌ی کوه از منبع و مخزن آب، پايين‌تر باشد."

  اندازه‌گيری قطر و محيط زمين. در کتاب قانون مسعودی نوشته است: " در سرزمين هند، کوهی را مشرف بر صحرای همواری يافتم که همواری آن همسان همواری سطح دريا بود. بر قله‌ی آن محل برخورد ظاهری آسمان با زمين، يعنی دايره‌ی افق را اندازه گرفتم که از خط مشرق و مغرب به اندازه‌ی اندکی کم‌تر از ثلث و ربع درجه، انحطاط داشت و من آن را 34 دقيقه محسوب داشتم. سپس ارتفاع کوه را از طريق رصد کردن قله‌ی آن از دو نقطه الحجر اين قله، که بر يک امتداد بودند، اندازه گرفتم که مساوی ششصد و پنجاه و دو ذراع در آمد ... و چون حساب کردم، تقريبا 58 ميل درآمد و از اين‌جا به درستی اندازه‌گيری منجمان مأمون اطمينان يافتم." او در پايان کتاب اسطرلاب، روش رياضی به دست آوردن شعاع، محيط، مساحت و حجم کره‌ی زمين را شرح داده است.

  پژوهش‌های جغرافيايی

بيرونی در پژوهش‌های جغرافيايی خود از نظرهای دانشمندان يونانی و دانش جغرافيايی هندوان و ايرانيان باستان و نيز جغرافی‌دان‌ها و جهان‌گردان پيش از خود در دوره‌ی اسلامی، مانند ابن‌خردادبه، يعقوبی و مسعودی، ياد کرده و خود نيز پژوهش‌های جغرافيايی دقيقی داشته است. او در به دست آوردن طول و عرض جغرافيايی شهرها کوشش‌های فراوانی کرده و در کتاب قانون مسعودی، طول و عرض جغرافيايی بيش از 600 نقطه‌ی جغرافيای را نوشته است. همان‌طور که پيش از اين گفته شد، او با همکاری ابوالوفای بوزجانی، رياضی‌دان ايرانی ساکن بغداد، توانست با روش رصد هم‌زمان خورشيدگرفتگی در دو نقطه‌ی جغرافيايی، اختلاف طول جغرافيايی بغداد و اورگنج(خوارزم قديم) را به دست آورد.

مقايسه‌ی اندازه‌گيری‌های بيرونی از طول و عرض جغرافيايی شهرها

 با اندازه‌گيری‌های امروزی

نام شهر

اندازه‌گيری بيرونی

اندازه‌گيری امروزی

عرض

طول نسبت به تعداد

عرض

طول نسبت به تعداد

دقيقه

درجه

دقيقه

درجه

دقيقه

درجه

دقيقه

درجه

ری

34             35

5                  8    

35             35  

1              7  

بغداد

25             33  

0             0

20            33   

0             0

بلخ

40                36

0              21

46           36

24            22

دمشق

30               33  

                10-

30             33  

 7              8-

غزنين

35               33

22              24

33            33

2              24

نيشابور

10               36  

0              15

13           36

23             14 

مکه

40                21

 0               3-

26           21

37             4-

شيراز

36                29

32              8  

38            29

8             8

  بيرونی در رساله‌ی تسطيح الصور، روش‌های رسم کردن نقشه و تصوير کردن کره را بر صفحه، که پيش از او رواج داشته است، شرح می‌دهد و نقد می‌کند. سپس، در آثار الباقيه به شرح 3 روش نوآورانه‌ی خود در رسم نقشه می‌پردازد. يکی از روش‌هاي او، که خود آن را تسطيح اسطوانی ناميده است، شباهت زيادی به روش تسطيح نيکولوسی دی‌پاترينو دارد که در سال 1660 ميلادی منتشر کرد و امروزه نقشه‌های جغرافيايی موسوم به مرکاتور بر اساس آن تنظيم می‌شود. از نوآوری‌ها ديگر او در نقشه‌کشی اين است که برای نشان دادن ناهمواری‌ها و موقعيت‌های جغرافيايی زمين، جامع‌تر از پيشينيان خود به استفاده از رنگ‌های گوناگون اشاره کرده است. هم‌چنين، در کتاب التفهيم نقشه‌ای از کره‌ی زمين رسم کرده است که ارتباط اقيانوس هند با اقيانوس اطلس برای نخستين‌بار در آن نشان داده شده است. از اين رو، برخی او را از بنيان‌گذاران دانش مساحی(نقشه‌کشی) و از پيشگامان جغرافيايی رياضی می‌دانند.

  رياضی و اخترشناسی

از بيش از 150 اثر نوشتاری بيرونی دست‌کم 115 عنوان به رياضيات، اخترشناسی و موضوع‌های وابسته به آن‌ها اختصاص داشته که از آن ميان فقط 28 اثر به ما رسيده است. هفت جلد از آثار بيرونی پيرامون رياضيات محض نوشته شده است و بيرونی در آن نوشته‌ها، به‌ويژه در کتاب استخراج الاوتار، همواره برای اثبات قضيه‌ها و مساله‌های رياضی به روش‌ها گوناگون پرداخته و شباهت‌ها و تفاوت‌های آن‌ها را بيان کرده است. برای نمونه، برای حل نخستين قضيه‌ی ياد شده در آن کتاب، 22 شيوه‌ی گوناگون را نوشته است. پنج روش از خودش و هفده را ديگر را از دانشمندان و رياضيدان‌های ديگر: ارشميدوس(سه برهان)؛ ابوسعيد محمد‌بن‌علی ضرير جرجانی(دو شيوه)، آذرخور‌بن‌‌استاد جشنس(دو اثبات)؛ ابوسعيد سجزی(دو راه حل)؛ قاضی‌ ابوعلی حسن‌بن‌حارث جنوبی(دو شيوه)؛ ابونصر منصور‌بن‌علی عراق(دو برهان)؛ ابوعبدالله محمدبن‌احمد الشنی(دو اثبات) و ابوعلی حسن‌بن‌حسين بصری(يک روش).

  بيرونی در بخش هندسه‌ی التفهيم، هنگام تعريف اصطلاح‌هايی مانند جسم، سطح، خط و نقطه، آگاهانه از ترتيب رعايت شده در کتاب هندسه‌ی اقليدوس پيروی نمی‌کند  تا بتواند مفهوم‌ها را برای نوآموزان هندسه به‌خوبی و سادگی شرح دهد. اقليدوس در مقاله‌ی نخست کتاب اصول خود نخست نقطه و در آخر سطح را تعريف کرده و تعريف حجم را به مقاله‌ی 11 واگذار کرده که هندسه‌ی فضايی از آن‌جا آغاز می‌شود، اما بيرونی عکس آن رفتار کرده است. او نخست جسم را، که همگان می‌توانند آن را تصور کنند، تعريف می‌کند و سپس اصطلاح‌هايی مانند سطح، خط و نقطه را با کمک آن اصطلاح تعريف شده، بيان می‌کند. اين کار او بيش‌تر جنبه‌ی آموزشی دارد و گرنه او از برتری‌ها ساختار و نظم موجود در کتاب اصول اقليدوس به‌خوبی آگاه بود و بايد اين کار او را از نظر آموزشی بررسی کرد. برای نمونه تعريف دايره از فصل نخست کتاب التفهيم آورده می‌شود:" دايره چيست؟ شکلی است بر سطحی که گرد بر گرد او خطی بود که نام او محيط است و به ميان او نقطه‌ای است که او را مرکز گويند و همه‌ی خط‌های راست که از مرکز بيرون آيند و به محيط رسند، هم‌چند(مساوی) يکديگر باشند."

  بيرونی در برخی از آثار خود به رياضيات کاربردی، به ويژه در موضوع‌های مرتبط با دين می‌پردازد. او روش‌های گوناگون پيدا کردن سوی قبله را شرح می‌دهد و نظرهای دانشمندان پيش از خود را نقد می‌کند. يکی از هدف‌ها او در نگارش کتاب تحديد النهايات الاماکن لتصحيح مسافات المساکن، تعيين درست قبله‌ی غزنه بوده است. آن کار به مثلثات کروی پيشرفته نياز داشته که بيروني در آن مهارت داشته است و کتاب مقاليد او را نخستين کتاب کامل در مثلثات کروی می‌دانند. او در کتاب سايه‌ها کوشيده است با روش‌های رياضی زمان نماز را تعيين کند. او بر اين باور بوده است که بدون بهره‌گيری از اخترشناسی و حساب و هندسه به سختی می‌توان موضوع سايه‌ها را درک کرد و فردی که اين علوم را با دين سازگار نداند، نه تنها با عوام تفاوتی ندارد، بلکه با اين دفاع نابجای خود به دين آسيب زده است. او کتاب جداگانه‌ی نيز در تعيين سوی قبله به نام "رساله فی معرفه سمت القبله" دارد.

  بيرونی در پژوهش‌های اخترشناسی نيز به پيروی بی‌چون و چند از بزرگان نپرداخته و به رصدها و تجربه‌های شخصی گوناگونی دست زده است، چرا که به بيان خودش در التفهيم:" همه به اختلاف سخن رانده‌اند، در هر کاری جانب حق و صدق و امانت را رعايت بايد کرد." و روح او " جز با مشاهده‌ و تجربه‌ی شخصی آرام نگيرد." و چنين نيز بوده است. برای نمونه، ميل کلی(زاويه‌ی ميان سطح استوا و سطح مدار ظاهری خورشيد) را چند بار در غزنه اندازه می‌گيرد تا خاطرش آسوده شد و دانست که ميل کلی 23 درجه و 35 دقيقه است. اين در حالی بود که پيش از او نيز شخصيت‌های گوناگونی بارها اين کار را انجام داده بودند.

  در کتاب تحديد به چگونگی تعيين نصف‌النهار، فاصله‌ی ميان شهرها و روش‌های رصد می‌پردازند و در اين‌جا مانند بسياری ديگر از پژوهش‌های خود از رياضيات بهره می‌گيرد. در واقع، او هيچ‌گاه از رياضيات روی‌گردان نيست و در هر کتابی که نوشته به شيوه‌ای به رياضيات پرداخته است. کتاب قانون مسعودی او جامع‌ترين نوشته‌ی اخترشناسی اسلامی است که زمان درازی مانند کتاب التفهيم او به عنوان کتاب درسی به کار می‌رفت. کتاب اسطرلاب او تاريخچه‌ی ابزارهای اخترشناسی است. بيرونی در اين کتاب در کنار پرداختن به معرفی انواع اسطرلاب و شيوه‌ی کار با آن‌ها، تحول فنی اين ابزار اخترشناسی را از دوران يونان باستان تا سده‌ی پنجم هجری شرح می‌دهد. به دليل اين گونه کارها می‌توان او را از پيشگامان پژوهش در تاريخ علم نيز دانست.

  تاريخ و مردم‌شناسی

بيرونی در بيش‌تر نوشته‌ها خود به تاريخ علم پرداخته است، اما گاهی خود تاريخ نيز برای او مهم بوده است. او کتابی به نام "کتاب المسافره فی اخبار الخوارزم" نوشته بود که اصل آن از بين رفته است، اما ابوالفضل بيهقی فصل تاريخ خوارزم خود را از روی آن رونويسی کرده و شيوه‌ی کار بيرونی و درستی نوشته‌های او را ستايش کرده است. آن‌چه بيهقی در کتاب خود از تاريخ خوارزم بيرونی آورده است با شرح مختصری از روزگار مامون‌بن‌مامون و رابطه‌ی او با محمود غزنوی و چگونگی برافتادن آل‌مامون آغاز می‌شود و با شرح برافتادن خاندان آلتونتاش از فرمان‌روايی بر خوارزم پايان می‌پذيرد.

  بيرونی در فصل ششم آثارالباقيه ترتيب تاريخی و سال‌ها فرمان‌روايی پيامبران و شاهان بنی‌اسرائيل، آشور، بابل، ايران، فرعون‌ها، بطلميوس‌ها، قيصرها، امپراتوری‌های بيزانس، شاهان اسطوره‌ای ايران و شاهان هخامنشی، اشکانی و ساسانی را بر حسب سال و گاه بر حسب ماه و روز آورده است. او هر جا که سندهای تاريخی با هم اختلاف داشته‌اند، همه‌ی روايت‌ها، حتی روايت‌هايی را که نادرست می‌دانسته، آورده است. او به نقد روايت‌ها می‌پردازد و می‌کوشد درست‌ترين آن‌ها را مشخص کند. البته، مانند بسياری از پژوهشگران ديگر گاهی خود نيز در داوری‌ها به نادرستی می‌افتد.

  کتاب ماللهند بيرونی برجسته‌ترين اثر در تاريخ، دين، آداب و دانش هندوان است و از اين و می‌توان بيرونی را يکی از پيشگامان مردم‌شناسی و دين‌شناسی تطبيقی دانست. او در اين پژوهش مردم‌شناسی خود با دشواری‌ها بسياری رو به رو بوده است. چرا که به عنوان يک مسلمان به سرزمينی پا گذاشته است که مردمش از مسلمانان نفرت دارند و فراگيری زبان آن‌ها نيز بسيار سخت است. با اين همه، بيرونی سانسکريت را به‌خوبی می‌آموزد و می‌کوشد با مردم هند و دانايان هندی ارتباط برقرار کند و در پی پژوهش خود به جای جای هندوستان سفر می‌کند.

  بيرونی در کتاب ماللهند کوشيده‌است با ديد يک کارشناس بی‌طرف به معرفی باورها و آيين‌ها هندوان بپردازد و می‌نويسد:" اين کتاب را درباره‌ی باورهای هندوان نوشتم و در حق آنان که با ما اختلاف دينی دارند، تهمت زدن بی‌اساس را برايشان روا نداشتم و نيز اين مطلب را مخالف دين‌داری و مسلمانی خويش نپنداشتم که کلمات ايشان را، در آن‌جا که خيال می‌کردم برای روشن کردن مطلب ضرورت دارد، با طول و تفصيل نقل کردم. اگر اين گونه نقل‌ها کفرآميز به نظر می‌رسد و پيروان حق، يعنی مسلمانان، آن را قابل اعتراض می‌دانند، ما اين را می‌گوييم که اعتقاد هندوان چنين است و آنان خود بهتر از هر کسی می‌دانند که چگونه به اين اعتراضات پاسخ دهند."

  بيرونی در ماللهند به بررسی تطبيقی باورهای هندوان با ملت‌ها ديگر نيز می‌پردازد. برای نمونه، چون به نظر او يونانيان پيش از برآمدن مسيح(ع) به همان چيزها باور داشتند که هندوان باور دارند، نظرها و باورهای آن دو قوم را با هم مقايسه می‌کند. در جای ديگری از همين کتاب به مقايسه‌ی جامعه‌ی طبقاتی هند و جامعه‌ی ساسانی می‌پردازد و آن دو را بسيار مانند هم می‌پندارد. هنگام پرداختن به آيين‌های ازدواج هندوان به آيين‌های ايرانيان، يهوديان و عرب‌های دوره ی جاهلی نيز می‌پردازد. بيرونی در الاثارالباقيه نيز به باورها و آيين‌ها گوناگونی که در ميان ملت‌ها و پيروان دين‌ها و فرقه‌های گوناگون ديده می‌شود، می‌پردازد و تفاوت‌ها و شباهت‌های آن‌ها را بر می‌شمارد.

  نگارش‌های بيرونی

  ابوريحان در سال 427 قمری، زمانی که 63 سال داشت، فهرستی از آثار رازی و نيز فهرستی از آثار خود فراهم ساخت. در آن فهرست 113 اثر خود را نام ‌برده است، اما از آن‌جا که پس از آن فهرست دست‌کم 14 سال ديگر زنده ماند و حتی زمانی که بينايی و شنوايی‌اش ضعيف شده بود با کمک دستيارانش به پژوهش‌ها و نگارش‌های خود ادامه می‌داد، نوشته‌های ابوريحان را بيش از 153 دانسته‌اند. بيش‌تر آن‌ها به زبان عربی بوده و از ميان همه‌ی آن‌ها، فقط 35 اثر برجای مانده است. او کتاب‌هايی را نيز از سانسکريت به عربی ترجمه کرده و نامه‌نگاری‌های مشهوری با ابوعلی‌سينا داشته است. مهم‌ترين نوشته‌های او عبارت‌اند از:

 1. آثار الباقيه(الاثار الباقيه عن قرون الخاليه). کتابی در گاهشماری و شناخت زمان است. او در فصل نخست اين کتاب به شناخته‌شده‌ترين واحد گاهشماری، يعنی روز، می‌پردازد و سپس سال‌های گوناگون، سال خورشيدی، قمری، يوليانی و ايرانی و مفهوم کبيسه را شرح می‌دهد. در فصل سوم به تاريخ‌های مهمی مانند طوفان نوح، هجرت، تاريخ عرب‌ها جاهلی، تاريخ خوارزم، تاريخ يزدگردی و تاريخ اسکندر می‌پردازد. در فصل چهارم به افسانه‌ی اسکندر ذوالقرنين، فصل پنجم به گاهشمار يهودی، فصل ششم به تاريخ شاهان کهن آشور، بابل و هخامنشی‌، اشکانی و ساسانی، فصل هفتم به بحث جامع گاشهمار يهودی، فصل هشتم به دين‌ها، از جمله صابئيان يا منداييان، زردشتيان، مانويان و مزدکيان، می‌پردازد. در نيمه‌ی دم کتاب نيز به جشن‌ها و روزهای روزه‌داری ملت‌های گوناگون می‌پردازد.( اين اثر به کوشش اکبر داناسرشت از سوی انتشارات انجمن آثار ملی در سال 1353، منتشر شده است)

 2. اسطرلاب(کتاب فی استيعاب الوجوه الممکنه فی صنعه الاصطرلاب). برجسته‌ترين اثر پيرامون اسطرلاب است و گذشته از معرفی ساختمان اسطرلاب معمولی و روش‌های گوناگون ساختن اسطرلاب، به شناساندن ابزارهای اخترشناسی همانندی که تا روزگار بيرونی به کار می‌رفته، پرداخته است. بيرونی اين کتاب را به ابوسهل مسيحی هديه کرده است. برخی آن را مهم‌ترين اثر در تاريخ اخترشناسی می‌دانند.

 3. سدس(حکايه الاله الموسمومه بالسدس الفخری). به شرح دو ابزار اخترشناسی می‌پردازد که خجندی به امر فخرالدوله ساخته بود و برای رصد گذر نصف النهاری خورشيد به کار می‌رفت.

 4. تحديد(تحديد نهايات الاماکن لتصحيح مسافات المساکن). به چگونگی تعيين مختصات جغرافيايی جاهای گوناگون می‌پردازد. به‌ويژه می‌خواهد تفاوت طول جغرافيايی بغداد و غزنه را به دست آورد. روش به دست آوردن سوی قبله، عرض شهرها و بلندی کوه‌ها را نيز معرفی می‌کند. اين اثر به کوشش احمد آرام ترجمه و از سوی انتشارات دانشگاه تهران در سال 1352، منتشر شده است).

 5. چگالی‌ها(مقاله فی النسب التی بين الفلزات و الجواهر فی الحجم). چگونگی ساختن ترازويی را شرح می‌دهد که بر پايه‌ی اصل ارشميدوس کار می‌کرد و بيرونی به کمک آن توانست چگالی هشت فلز و پانزده جواهر و شش مايع را برآورد کند که بسيار دقيق است.

 6. سايه‌ها(افراد المقال فی امر الاظلال). پيرامون آن‌چه که بيرونی از سايه‌ها می‌دانسته است. سه فصل نخست پيرامون ماهيت نور و سايه و بازتابش نور است. در فصل‌ها ديگر تابع‌های سايه(تانژانت و کوتانژات) را بيان می‌کند و در فصل‌هايی نيز به چگونگی به دست آوردن زمان نمازهای پنج‌گانه بر اساس طول سايه‌ها می‌پردازد. بيرونی در اين کتاب شعرها و مثل‌هايی پيرامون انواع سايه و نيز آيه‌هايی از قرآن و گفتارهايی از انجيل نيز آورده و به بيان خودش هر آن‌چه پيرامون سايه بوده، فراهم آورده است. او در کتاب از آثار دانشمندانی مانند خوارزمی، نيريزی، بوزجانی، سجزی، بطلميوس، ارسطو و از دانشمندان هندی و حرانی بهره برده است.

 7. وترها(استخراج الاوتار فی الدائره). پيرامون چند مساله‌ی هندسه و راه‌حل‌ها گوناگون آن‌ها‌، از رياضيدان‌های يونانی و مسلمان و روش‌های ويژه بيرونی است. بيرونی در اين کتاب از استدلال‌های اين رياضيدان‌ها بهره گرفته است: ارشميدوس، ابوسعيد محمد‌بن‌علی ضرير جرجانی، آذرخورين استاد جشنس، ابوعلی حبوبی، ابوسعيد سجزی، ابونصر عراق، ابوعبدالله محمدبن‌احمد شنی، ابن‌هيثم، ابوالحسن‌بن‌بامشاد قائنی و ابوجعفر خازن. (اين اثر به کوشش ابوالقاسم قربانی از سوی انتشارات انجمن آثار ملی در سال 1355، منتشر شده است).

 8. التفهيم(التفهيم لاوائل صناعه التنجيم). کتابی آموزشی است پيرامون اخترشناسی که به دو زبان عربی و فارسی نوشته شده است. فصل نخست آن پيرامون هندسه است. فصل دوم پيرامون عدد و حساب و جير است. در فصل سوم به جغرافيا، کيهان‌شناسی و اخترشناسی می‌پردازد. فصل ديگر پيرامون اصطرلاب و چگونگی به کار بستن آن و فصل پايانی درياره‌ی اصول نظری اخترشناسی است. ( اين اثر به کوشش جلال‌الدين همايی تصحيح و از سوی انتشارات بابک، چاپ سوم به سال 1362، منتشر شده است).

 9. ماللهند(تحقيق ماللهند من مقوله مقبوله فی‌العقل او مرذوله). بيرونی در مقدمه‌ی کتاب بر دشواری پژوهش پيرامون هندوستان اشاره می‌کند و دليل آن را سختی زبان سانسکريت و بدگمانی هندی‌ها به مسلمانان می‌داند. او در فصل‌های 2 تا 8 پيرامون دين و فلسفه و در فصل‌ها 9 و 10 و 11 پيرامون کاست‌های هندی، قانون‌های ازدواج و ساختن بت نوشته است. در فصل‌های 12 و 13 به گونه‌های ادبيات هندی( دينی، ادبی و اخترشناختی) می‌پردازد. در فصل‌ها ديگر پيرامون خط‌ها هندی، شطرنج، جغرافيا، خرافه‌ها، افسانه‌ها، نظريه‌های اخترشناسی، زيارت‌ها و آيين‌ها دينی، گاهشماری هندی، جشن‌ها، روزه‌داری‌ها و قانون‌های ددادگستری می‌پردازد.( اين اثر به کوشش اکبر داناسرشت از سوی انتشارات انتشارات ابن‌سينا در سال 1353، منتشر شده است)

 10. قره‌الزيجات. کتاب مرجعی است پيرامون اخترشناسی عملی و شامل اصول گاهشماری، چگونگی مشخص کردن سال و ماه و روز و ساعت، مکان متوسط و مکان واقعی خورشيد و ماه و سياره‌ها، عرض جغرافيايی محل، خورشيدگرفتگی و ماه‌گرفتگی و چگونگی ديدن ماه و سياره‌ها. بيرونی روش تبديل کردن گاهشمار هندی به گاهشمار هجری، يزدگردی و يونانی را نيز آورده است.

 11. قانون مسعودی. دانش‌نامه‌ی اخترشناسی است و يازده مقاله دارد که هر مقاله به باب‌ها و فصل‌هايی بخش شده است. مقاله‌های 1 و 2 به مفاهيم پايه‌ی کيهان‌شناسی و گاهشماری می‌پردازد. مقاله‌های 3 و 4 پيرامون مثلثات مسطح و کروی است و جدول‌های کاملی از تابع‌های شناخته شده دارد. مقاله‌ی 5 پيرامون مساحی و جغرافيای رياضی است و جدولی نيز دارد که مختصات جغرافيايی سرزمين‌ها را نشان می‌دهد. مقاله‌ی 6 و 7 پيرامون خورشيد و ماه است. مقاله‌ی 8 پيرامون خورشيدگرفتگی، ماه‌گرفتگی و ديدن هلال ماه است. مقاله‌ی 9 پيرامون ستاره‌ها و مقاله‌ی 10 پيرامون سياره‌هاست. مقاله‌ی پايانی نيز پيرامون عمليات احکام نجوم است.

 12. ممرها(تمهيد المستقر لتحقيق معنی الممر). اين کتاب به پديده‌های اخترشناسی گوناگونی که برای شرح آن‌ها از واژه‌ی ممر(گذر) بهره می‌گيرند، می‌پردازد. برای نمونه، هنگامی که می‌گوييم سياره‌ای از سياره‌ی ديگر گذر می‌کند، منظور اين است که از نظر طول سماوی يا عرض سماوی يا فاصله‌ی نسبی تا زمين از آن می‌گذرد.

 13. الجماهر(الجماهر فی معرفه الجواهر). بخش نخست اين کتاب پيرامون سنگ‌های جواهر و بخش دوم آن پيرامون فلزهاست. بيرونی در اين کتاب دانسته‌های پيشينيان را به آوردن نام منبع و نيز تجربه‌های خود را پيرامون کانی‌ها و چگونگی اندازه‌گيری چگالی آن‌ها آورده است. او به ريشه‌شناسی نام کانی‌ها در زبان‌های گوناگون نيز پرداخته است.

 14. تسطيح(تسطيح الصور و تبطيح الکور). پيرامون چگونگی پياده کردن شکل‌های روی کره بر سطح صاف است. او از آثار دانشمندان گوناگونی بهره گرفته و نظرهای آنان را نقد کرده است. او در اين کتاب روش‌های پيشينيان را برای تسطيح و نيز روش نوآورانه‌ی خود را که با روش امروزی تسطيح(روش مرکاتور) يکسان است، شرح می‌دهد.

 15. مغاليد(مغاليد علم الهيئه مايحدث فی سطح بسيط الکره). نخستين کتاب کاملی است که پيرامون مثلثات کروی نوشته شده است. بيرونی اين اثر را به مرزبان‌بن‌رستم‌بن شروين، از اميرزادگان آل‌باوند و نويسنده‌ی کتاب مرزبان‌نامه نوشته است.

 16. صيدله(کتاب الصيدله فی‌ الطب). کتابی پيرامون داروشناسی است و فهرستی از 720 گياه دارويی با نام عربی، فارسی، يونانی، يک زبان هندی و گاهی به زبان‌ها و لهجه‌های کم و بيش آشنا، مانند عبری، خوارزمی، طخاری و زابلی، در آن آمده است. هم‌چنين، ويژگی‌های دارويی و جای رويش هر گياه نيز بيان شده است . او در جای اين کتاب، از طبيعی‌دان‌ها، اديبان، پزشکان و شاعرانی ياد می‌کند که شمار زيادی از آنان را تنها از راه آثار بيرونی می‌شناسيم. بنابراين، بار ديگر آن هم ناخودآگاه به تاريخ علم خدمت کرده است.

  بيرونی در نگاه انديشمندان

  بيرونی هر چند در روزگار خود چندان شناخته نبود و پس از آن نيز کم‌کم به فراموشی سپرده شد، اما در سده‌های اخير بار ديگر کشف شد و جايگاه شايسته‌ی او در علم و فرهنگ بيش از پيش روشن شد. هر چند در دوره‌ی ترجمه‌ی آثار عربی به لاتين، اثری از بيرونی به لاتين ترجمه نشد، اما اکنون ترجمه‌ی کتاب‌های مهم او به زبان‌ها مهم دنيا انجام شده است و کارل ادوارد زاخاو از برجسته‌ترين مترجمان آثار اوست. زاخاو که به ترجمه‌ی الاثار الباقيه و تحقيق ماللهند پرداخته، در شناساندن بيرونی به جهان غرب نقش چشمگيری داشته است. او پيرامون درست‌کاری بيرونی در کار پژوهش می‌گويد:

  "وی هم نسبت به شخص خويش و نسبت به ديگران، داوری سخت‌گير است. چون خود به حد کمال صادق است، از ديگران نيز خواستار راستی و درستی است. هر کجا موضوعی را به درستی نفهميده است، يا تنها بخشی از آن را فهميده، خواننده را از اين مطلب آگاه می‌کند و يا از خواننده می‌خواهد که نادانی او را ببخشد و يا با وجود عمر پنجاه و هشت‌ ساله‌ای که دارد، وعده می‌دهد که دنبال مطلب را بگيرد و نتيجه‌ای را که با گذشت زمان می‌گيرد، منتشر سازد و تو گويی خود را در برابر مردمان مسووول می‌دانسته است. وی پيوسته حدود معرفت خويش را به درستی معلوم می‌کند و با وجوی که اطلاع مختصری از عروض هندی دارد، آن اندازه‌ی مختصر را نقل می‌کند و در اين کار تابع اين اصل کلی است که خوب نبايد فدای بهتر شود و گويا از آن بيم داشته است که عمرش کفاف ندهد و نتواند در مساله‌ی مورد بحث چنان‌که بايد استقصای کامل کند. دشمن کسانی است که از گفته‌ی جمله‌ی "نمی‌دانم" بيم‌ دارند که مبادا به نادانی خود اقرار کرده باشند و هر وقت با نقصی در راستی و. صداقت رو به رو شده، اضهار خشم و تنفر کرده است."

  جرج سارتن، بنيان‌گذار رشته‌ی تاريخ علم، که کتابی با نام مقدمه‌ای بر تاريخ علم نوشته است، دوره‌ی تاريخ علم را به فصل‌هايی بخش کرده و هر فصل را که شامل معرفی فعاليت‌های علمی نيم سده است، به نام يک دانشمند بزرگ نام‌گذاری کرده است. فصل 33 از کتاب او به عصر بيرونی نام‌گذاری شده است و دليل اين کار را چنين بيان کرده است:

  "گزاف نخواهد بود اگر بگوييم که اين دوره نشانه‌ی اوج تفکر قرون وسطايی بود. رهبران بزرگ چنان فراوان بودند؛ ابن‌يونس، ابن‌هيثم، بيرونی، ابن سينا، علی‌بن‌عيسی، کرجی، ابن‌جبرول که دست کم برای لحظه‌ای تاريخ‌نگار را مبهوت می‌کنند. گرچه همه اينان مردان ممتازی به شمار می‌رفتند، اما دو تن، سر و گردنی از ديگران بر تر بودند. برونی و ابن‌سينا. بيش‌تر به خاطر اينان بود که آن عصر، اين چنين درخشان و برجسته می‌نمود. اين دو تن، که به طريقی يکديگر را می‌شناختند، با هم تفاوت بسيار داشتند. برونی نشان‌گر روحی پرتکاپو و نقاد بود و ابن‌سينا دارای روحيه‌‌ی ترکيبی بود. بيرونی بيش‌‌تر کاشف بود و از اين لحاظ، به آرمان علمی جديد نزديک‌تر شد. ابن‌سينا يک سازمان دهنده، جامع‌العلوم و فيلسوف به شمار می‌آيد. هر دو در وهله‌ی اول به يک اندازه‌ اهل علم بودند و دشوار است يکی از اين دو را برگزينيم. مگر به خاطر اين مورد تصادفی که زندگی بيرونی، اين عصر را کامل‌تر در بر می‌گيرد و از اين رو می‌توان گفت معرف کامل‌تر است."


  منبع:

 1. مصاحب، غلامحسين. مقاله‌ی ابوريحان بيرونی، دايره‌المعارف فارسی. انتشارات فرانکلين، 1345

 2. معتمدی، اسفنديار. ابوريحان و ريحانه. انتشارات مدرسه‌ی برهان، چاپ اول 1380

 3. کندی، ای‌.‌اس. بيرونی، ابوريحان. ترجمه‌ی حسين معصومی همدانی(از مقاله‌هاي زندگی‌نامه‌ی علمی دانشوران، به کوشش احمد بيرشک). انتشارات علمی و فرهنگی، 1375

 4 . حسينی، احمد. کانی‌ها. انتشارات مدرسه‌ی برهان، 1382

 5. گرگين، ايران. ابوريحان بيرونی(از مقاله‌های فرهنگ‌نامه‌ی کودک و نوجوان، به کوشش‌ توران ميرهادی). شرکت تهيه و نشر فرهنگ‌نامه، 1383

 6. کرامتی، يونس. بيرونی(از مقاله‌های دايره‌المعارف بزرگ اسلامی، به کوشش سيدکاظم بجنوردی)، انتشارات دايره‌المعارف بزرگ اسلامی، 1383

 7. دهخدا، علی‌اکبر. لغت‌نامه(واژه‌ی ابوريحان)، انتشارات دانشگاه تهران، 1377

 8. نصر، سيد حسين. علم و تمدن در اسلام. ترجمه‌ی احمد آرام. انتشارات خوارزمی، 1359

 9. قاسملو، فريد/ اعلم، هوشنگ و ديگران. بيرونی، ابوريحان(از مقاله‌های دانشنامه‌ی جهان اسلام، به کوشش غلامعلی حداد عادل)، بنياد دايراه‌المعارف اسلامی، 1379

 10. سارتن، جرج. مقدمه‌ای بر تاريخ علم. ترجمه‌ی غلامحسين صدری افشار. انتشارات علمی و فرهنگی، 1383

 11. معتمدی، اسفنديار. پرسش‌های ابوريحان، پاسخ‌های ابن‌سينا. انتشارات نغمه‌ی زندگی، 1383


  پيوند بيرونی

 1. بيرونی در بريتانيکا

 2. بيرونی در تالار ايران

 3. بيرونی در اسکای‌اسکريپت

 4. بيرونی در ميراث مسلمانان

 5. تمبر روسی از چهره‌ی بيرونی


 حق هر گونه نشر کاغذی و الکترونيک اين مقاله، برای جزيره‌ی دانش محفوظ است.

دفعات مشاهده: 31006 بار   |   دفعات چاپ: 2467 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 608 بار   |   1 نظر

کد امنیتی را در کادر بنویسید >
   
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ ارسال به دوستان ارسال به دوستان
نظرات کاربران
نظر ارسال شده توسط نام يا پست الكترونيك در تاریخ 28/10/1388
با تشكر عالي بود
Encyclopedia
Static site map - Persian site map - English site map - Created in 0.294 seconds with 823 queries by AWT YEKTAWEB 2.4.5.2