قابوسنامه يکی از آثار ارجمد زبان فارسی در قرن پنجم هجری قمری/يازدهم ميلادی است که عنصر المعالی کيکاوس بن قابوس برای فرزندش گيلانشاه در چهل و چهار باب نوشته است. او خواسته است بدين وسيله تجربيات خويش را در اختيار فرزندش بگذارد و او را راهنمايی کند و مسائل مختلف زندگانی و هنرها و پيشههای گوناگون آن زمان را بدو بياموزد تا اگر به امارت نرسد راههای مختلف معيشت را بداند. آغاز نگارش کتاب در 475 قمری/1064-1065 ميلادی يعنی در 63 سالگی نويسنده بوده است. گوناگونی موضوع بابهای کتاب نمودار سودمندیهای فراوانی است که از مطالعهی آنها بخصوص از نظر تحقيق در اوضاع و احوال اجتماعی، سياسی، اقتصادی، دينی، علمی و ادبی آن عصر حاصل میشود. بدين سبب ملک الشعرای بهار آن را "مجموعهی تمدن اسلامی پيش از مغول" شمرده است. در قابوسنامه از مطالب فراوانی سخن میرود: از شناختن ايزد تعالی، ستايش پيغمبر، حق پدر و مارد، دانش و هنر آموختن، پندهای انوشيروان، پيری و جوانی، طرز غذا خودن و نوشيدن گرفته تا مهمانی کردن و مهمان شدن، مزاح و نرد و شطرنج، عشق ورزيدن، گرمابه رفتن و خفتن و آسودن، نخچر کردن و چوگان زدن و کارزار کردن، جمع مال و امانت نگاه داشتن، برده خريدن، خانه خريدن، اسب خريدن، زن خواستن، فرزند پروردن، دوست گزيدن، انديشه کردن از دشمن، فقيهی، تجارت، طب، نجوم، شاعری، خنياگری، نديمی، کاتبی، وزيری، سپهسالاری، پادشاهی، دهقانی، جوانمرد پيشگی و بسياری کارهای ديگر. اين همه موضوعات گوناگون را نويسنده به نثری روشن و ساده و روان بيان کرده که زيبا نيز هست. هم چنين، حکاياتی که در خلال بابها می آورد بر لطف مباحث آن میافزايد. صميميت و صداقت لهجهی نويسنده، اصالتی برجسته و ممتاز به کتاب بخشيده است. از سوی ديگر، توجه وی به زندگانی عملی و تجارب زندگی سبب شده که هر موضوعی در اين کتاب از نظر عمل و واقع بينی مطرح شود. اعتدال فکر، خردپيشگی، آگاهی از روحيات و طبايع مردم، نکتهيابی و نکتهبينی نويسنده، مطالب پر مغز و سودمندی را از مظاهر اوضاع اجتماعی آن عصر در کتاب عرضه داشته است، بخصوص در آيين ملکداری و نيز برخی از مسائل دنيای سياست در آن روزگار. دليل روشن ارزش معانی و لطف شيوهی بيان قابوسنامه توجه و اقبالی است که طی قرنها از سوی فارسی زبانان و فارسیخوانان نصيب اين کتاب شده است. برای مثال، سنايی غزنوی در حديقه الحقيقه حکايتی از قابوسنامه را به شعر درآورده است. از آن پس، محمد عوفی در جوامع الحکايات و لوامع الروايات، قاضی احمد غفاری در نگارستان، محمد حبله رودی در جامع التمثيل، فزونی استرآبادی در بحيره، نظامی گنجوی در خسرو و شيرين، فريد الدين عطار نيشابوری در اسرارنامه، الهینامه و منطق الطير، افضل الدين ابوحامد احمد بن حامد کرمانی در عقد العلی للموقف الاعلی، ابن اسفنديار در تاريخ طبرستان، سعدالدين کافی در قصيدهی خود، خسرو دهلوی در مثنوی مطلع الانوار، عبدالرحمن جامی در منظومهی سلسله الذهب، مجد الدين محمد حسينی مجدی در زينته المجالس و محمد باقر معروف به محقق سبزواری در روضه الانوار، حکايات و مطالبی از آن نقل کردهاند که گاه با ذکر مأخذ است و گاه اگر چه از قابوسنامه يادی نکرده اند، معلوم است که از آن بهره بردهاند. قابوسنامه تا کنون نوزده بار در ايران و خارج از ايران، بصورت کامل يا منتخب، چاپ شده است. چاپ نخستين به تصحيح رضاقلیخان هدايت است همراه با مقدمهی مختصری از او و با رسالهی اندرزنامهی اميرتيمور گورکان مشهور به تزوک تيموری که در 1285 در تهران بصورت چاپ سنگی منتشر شده است. از ديگر چاپهای معروف آن(هشتمين چاپ) تصحيح استاد سعيد نفيسی است که در 1342 نيز بی هيچ تصرفی با تکملهای کوتاه در تهران دوباره چاپ شد. آخرين تصحيح قابوسنامه براساس قديمیترين نسخههای موجود با مقدمه و تعليقات مفصل به کوشش غلامحسين يوسفی انجام پذيرفته که تا کنون دو چاپ و دو منتخب نيز از آن انتشار يافته است. شهرت قابوسنامه از مرزهای قلمرو زبان فارسی گذشته و اين کتاب به چندين زبان ديگر هم ترجمه شده است. نخستين آنها ترجمهی ترکی کتاب است که بارها انجام شده و از آن جمله دو روايت باقی است: يکی ترجمهای که در قرن نهم هجری/پانزدهم ميلادی به دست شخصی به نام مرجمک احمد بن الياس و به فرمان سلطان مراد دوم عثمانی انجام شده و در 1298 قمری به کوشش عبدالقرون شيروانی در شهر غازان چاپ شده است. ترجمهی ديگری به دست نظمیزاده مرتضی به ترکی روايت شده است که نسخهی خطی آن در موزهی بريتانيا به شمارهی 7841 باقی است. نظمیزاده پس از اشاره به ترجمهی احمد بن الياس(مرجمک) میگويد که در 1117 قمری حسن پاشا، معروف به دليرحسن، حاکم بغداد چون ترجمهی احمد بن الياس را به زبانی کهنه و مهجور ديد از وی خواست که آن را به سبکی بهتر بنويسد که با سليقهی زمان مناسب باشد. ترجمهی ترکی قابوسنامه دو سه بار چاپ شده است. پس از ترجمه ی ترکی، خاورشناس آلمانی ديتس، قابوسنامه را از روی روايتهای ترکی به زبان آلمانی درآورد و در 1811 ميلادی در برلين به چاپ رساند. اين ترجمه از جمله آثاری بوده که گوته، شاعر آلمانی، پيش از سرودن ديوان شرق و غرب خوانده بوده و با مترجم آن نيز مکاتبه داشته و در آشنايی شاعر با ادبيات فارسی و فرهنگ ايران مؤثر بوده است. کری فرانوسی هم در 1886 ميلادی از روی چاپ رضاقلیخان هدايت ترجمهی فرانوسی قابوسنامه را فراهم آورد و در پاريس به چاپ رساند. سپس، روبن ليوی پس از آن که تصحيح جديدی از متن قابوسنامه را در 1951 جزو انتشارات کيب در هارتفورد انگلستان به چاپ رساند، در همان سال ترجمهی انگليسی آن را نيز در لندن چاپ و منتشر کرد. بعدها ترجمهی روسی قابوسنامه را برتلس در مسکو در 1953 ميلادی، ترجمهی عربی آن را محمد صادق نشأت و امين عبدالمجيد بدوی در مصر در 1378 قمری/1958 ميلادی و ترجمهی ژاپنی آن را کورو يانگی به چاپ رساندند. برگرفته از : کاغذ زر(يادداشتهايی در ادب و تاريخ). انتشارات يزدان، 1363.
حق هر گونه نشر کاغذی و الکترونيک اين مقاله، برای جزيرهی دانش محفوظ است. |