Home Home Information Contact Site Map Library
English Site
Encyclopedia
بخش‌هاي اصلي
حرف الف::
حرف ب::
حرف پ::
حرف ت::
حرف ث::
حرف ج::
حرف ح::
حرف خ::
حرف چ::
حرف د::
حرف ذ::
حرف ر::
حرف ز::
حرف ژ::
حرف س::
حرف ش::
حرف ص::
حرف ض::
حرف ط::
حرف ظ::
حرف ع::
حرف غ::
حرف ف::
حرف ق::
حرف ک::
حرف گ::
حرف ل::
حرف م::
حرف ن::
حرف و::
حرف ه::
حرف ی::
صفحه اصلی::
::
جستجو در پايگاه

جستجوي پيشرفته
دريافت اطلاعات پايگاه
نشاني پست الكترونيك خود را برای دريافت اطلاعات و اخبار پايگاه، در كادر زير وارد كنيد.
آخرين مطالب بخش
:: قربانی، ابوالقاسم
:: تقی‌زاده، حسن
:: ابرلن، شارل
:: علمی‌غروی، حميده‌
:: افشار، ايرج
آخرين مطالب ساير بخش‌ها
:: بزمجه: يادگار دايناسورها
:: پژوهشگر تاريخ علم چه کار می کند؟
:: يوسف ثبوتی: بنيان‌گذار نخستين رصدخانه‌ی پژوهشی ايران
:: سرشت علم و جايگاه آن در استانداردهای آموزش علوم
:: سرگذشت کتاب مرجع در ايران
:: دو خدای بی‌مصرف
:: اميراعلم و بهداشت در ايران
:: چرا ميان آتن و ايران جنگ درگرفت؟
:: چگونه از اثرات ريزگردها بر سلامت خود بکاهيم؟
:: ابوالقاسم غفاری: هموارکننده‌ی راه آپولو
پيرامون دانش‌نامه

دانش‌نامه‌ى جزيره  مي‌خواهد بزرگ‌ترين گنجينه‌ى دانش را به زبان فارسى با نگاه ويژه به تمدن ايرانى فراهم کند. اکنون تنها چند مقاله براى آزمايش منتشر شده است که به زودى بر شمار آن‌ها افزوده مي‌شود. راهنمايي‌هاى کاربران گرامى را بسيار سودمند مي‌دانيم. پيام خود را بفرستيد

:: افشار، ایرج : افشار، ايرج ::
 | تاريخ ارسال: 23/5/1390 | نويسنده: يونس کرامتی | 
ايرج افشار

ايرج افشار (1304-1389ش /1925-2011م) ايران‌پژوه، کتاب‌شناس و يکی از پرکارترين پژوهشگران معاصر بود که  بيشتر به دليل انتشار  فهرست مقالات فارسی در زمينه‌ی تحقيقات ايرانی، پرآوازه شده است. او چند دوره مدير کتابخانه‌ی ملی ايران بود و چند مجله‌ی کتاب شناسی مانند راهنمای کتاب را بنيان نهاد. مديريت انتشارات دانشگاه تهران و بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تدريس کتابداری در دانسشرای عالی و دانشگاه تهران، انتشار دفترهای کتاب‌شناسی ملی، تصحيح و انتشار نسخه‌های خطی و برگزاری چند کنگره‌ی تحقيقات ايرانی از کوشش‌های ماندگار اوست.  

  زندگی‌نامه

  ايرج افشاردر 16 مهر 1304 شمسی در تهران و در خانواده‌ای يزدی و با فرهنگ زاده شد. پدرش محمود افشار يزدی از شخصيت‌های فرهنگی و ايراندوست زمان خود بود. ايرج در مدرسه‌های شاهپور و فيروز بهرام تهران تحصيل کرد. از 19 سالگی در اداره ی امور مختلف مجله‌ی آينده دستيار پدرش بود و نخستين تجربه‌های اداره و انتشار نشريه‌ای فرهنگی را از اين راه و با کار عملی آموخت.

  افشار در دوره‌ی دانشجويی و به موازات تحصيل در دانشکده‌ی حقوق دانشگاه تهران با مجله‌ی جهان نو همکاری کرد. در 1328ش در رشته ی قضايی از اين دانشکده فارغ‌التحصيل شد. در 1329ش در دبيرستان‌های تهران به تدريس پرداخت و در 1330ش به دانشگاه تهران منتقل، و در کتابخانه‌ی دانشکده‌ی حقوق، که بزرگترين کتابخانه‌ی دانشکده‌ای ايران در آن سال‌ها بود، به کتابداری مشغول شد و فنون کتابداری را از طريق عملی و تجربی آموخت.

  افشار مدتی سردبيری مجله‌ی مهر را به عهده گرفت (1331-1332ش) و با همکاری و همفکری تنی چند از دوستان نزديکش ـ محمدتقی دانش‌پژوه، عباس زرياب‌خويی، منوچهر ستوده، و مصطفی مقربی که جملگی در حوزه‌های تخصصی خود نامور شدند ـ مجله‌ی فرهنگ ايران زمين را در 1331ش بنيان نهاد که تا سال 1387 شمسی 30 جلد از آن منتشر شد.

    ايرج افشار در 1333ش، زمانی که با کتابخانه‌ی ملی ايران همکاری داشت، نخستين دفتر کتاب‌های ايران را انتشار داد. اين دفتر، سرآغاز تدوين و انتشار کتابشناسی ملی بود، اثری که بايد بازنمای رسمی کتاب‌های انتشار يافته در کشور باشد و تا آن زمان هيچ نهاد دولتی به نشر آن اقدام نکرده بود. کتاب‌های ايران فقط حاوی داده‌های کتابشناختی کتاب‌هايی بود که در 1333ش به زبان فارسی در ايران منتشر شده بود. افشار، انتشار اين فهرست سالانه را تا 1345ش به مدت 12 سال ادامه داد. به موازات اين فعاليتها، مدتی (1333-1335ش) سردبير مجله ی سخن و مدت 6 سال نيز (1334-1340ش) مدير مجله ی کتاب‌های ماه بود.

  افشار از 1335ش، به مدت 7 سال سمت قائم‌مقام «بنگاه ترجمه و نشر کتاب» را بر عهده گرفت. در 1335ش به فرانسه سفر کرد و در دوره‌ای آموزشی، که يونسکو بانی آن بود، با فن کتابداری جديد و موازين نوين و مبانی نظری علم کتابشناسی آشنا شد. گذراندن اين دوره و تحولات نگرشی حاصل از آشنايی با دستاوردهای تازه ی کتابداری و کتابشناسی، به شاخه‌ای از فعاليت‌های افشار شکل داد.

  او حدود 7 سال، تا 1342ش، به چند کار مختلف، اما مرتبط دست زد: تدريس کتابداری جديد در دانشسرای عالی، مديری و سردبيری مجله‌ی راهنمای کتاب، تأسيس باشگاه کتاب با همکاری احسان يارشاطر، که با نام انجمن کتاب معروف است، و ارائه خدماتی نو به دوستداران و خوانندگان کتاب، انتشار نشريه‌ی نسخه‌های خطی با همکاری محمدتقی دانش‌پژوه، مديريت کتابخانه‌ی ملی برای مدتی و آغاز فعاليت‌های جديدی در آن کتابخانه در زمينه‌ی سازماندهی نسخه‌های چاپی و خطی، مديريت مرکز تحقيقات کتابشناسی دانشگاه تهران و چند کار ديگر مرتبط با اين فعاليت‌ها.

  يکی از مسائلی که سال‌ها انديشه ی افشار را به خود مشغول ساخته بود انتشار نمايه‌ای از مقالات فارسی منتشر شده در نشريه‌های ايران‌شناسی و فرهنگی ايران و جهان در زمينه‌ی تحقيقات ايرانی بود. وی سرانجام در 1340ش با انتشار نخستين جلد از فهرست مقالات فارسی در زمينه‌ی تحقيقات ايرانی، حاوی داده‌های کتابشناختی 5993 مقاله که در فاصله ی 1328 هجری قمری (1288 هجری شمسی) تا 1338 شمسی (1909-1959م) به چاپ رسيده بود به اين طرح جامه‌ی عمل پوشاند. اين اثر نوآورانه که هيچ يک از پژوهشگران تاريخ و فرهنگ ايران از مراجعه بدان بی‌نياز نبوده و نيستند، نخستين و تا مدت‌ها يگانه ابزار مقاله‌شناختی فارسی بود.

   سال انتشار و شمار و محدوده‌ی زمانی مقالات ثبت شده در مجلدهای بعدی بدين قرار است:

  - جلد دوم (1348ش): 4642 مقاله ی منتشر شده در فاصله‌ی 1339-1345ش

  - جلد سوم (1355ش): 5458 مقاله ی منتشرشده در فاصله‌ی 1346-1350ش

  - جلد چهارم (1374ش):11486 مقاله ی منتشرشده در فاصله‌ی 1351-1360ش

  - جلد پنج (1384ش): 12759 مقاله ی منتشر شده در فاصله‌ی 1361-1370ش

  - جلد ششم (1383ش): 13959 مقاله ی منتشر شده در فاصله‌ی 1371-1376ش

  - جلد هفتم در دو مجلد (1388):23810 مقاله ی منتشر شده در فاصله‌ی 1377-1383ش

   از اين ميان، جلد اخير، همچنان که در خود اثر قيد شده است، زير نظر بنيانگذار آن، ايرج افشار، به همت اعضای بخش پرونده ی علمی مرکز دائره‌المعارف بزرگ اسلامی (به سرپرستی ايران‌ناز کاشيان) و به اهتمام انتشارات همان مرکز، منتشر شده است.

  ايرج افشار در 1343ش مديريت انتشارات دانشگاه تهران را به عهده گرفت و حدود 7 سال در اين سمت خدمت کرد. او در اين نهاد، به سنتی که به ويژه پرويز ناتل خانلری، موسس انتشارات دانشگاه، بنا نهاده بود، غنا بخشيد و کوشيد استقلال انتشاراتی دانشگاه را در برابر مداخلاتی حفظ کند که شماری از دانشگاهيان متنفذ به سود منافع شخصی خود و برخلاف رويه‌های دانشگاهی اعمال می‌کردند. سال بعد، در دوره‌ی رياست جهانشاه صالح بر دانشگاه تهران، رياست کتابخانه‌ی مرکزی دانشگاه تهران به او واگذار شد و وی تا چند ماه پس از انقلاب، حدود 14 سال، ايجاد، سازماندهی و تکميل نخستين و در عين حال بزرگترين کتابخانه‌ی مرکزی دانشگاهی کشور را مهم‌ترين هدف خود قرار داد. کوشش‌های او در اين سمت، الگوی ايجاد کتابخانه‌های مرکزی در ديگر دانشگاه‌های ايران قرار گرفت.

  افشار به موازات تصدی رياست کتابخانه‌ی مرکزی، مجله‌ی کتابداری را در 1345ش بنيان نهاد و منتشر کرد. اين سال، با تأسيس دوره‌ی کارشناسی ارشد علوم کتابداری در دانشگاه تهران و شروع آموزش دانشگاهی مبحث کتابداری جديد در ايران مقارن بود؛ در ضمن، استفاده از متخصصان خارجی در سازماندهی کتابخانه‌ی مرکزی دانشگاه تهران و بر پايه‌ی تازه‌ترين دستاوردهای جهانی کتابداری، پشتوانه‌ی مؤثری برای آغاز کتابداری دانشگاهي نوبنياد به شمار می‌رفت. به رغم اختلاف‌‌نظرهای بسيار ميان افشار و شماری از مروجان اصول کتابداری جديد، که اين دسته گاه به سبب ناآشنايی با ويژگی‌های فرهنگی جامعه‌ی خود، تفاوت‌های فرهنگی و ظرايف بومی را از نظر دور می‌داشتند، تداوم و گسترش فعاليت‌های کتابداری و کتاب‌شناسی افشار، تأثيرهای خود را بر کارهای پژوهشی و فرهنگی، و به ويژه در مطالعات ايرانی، به تدريج نشان داد.

  ايرج افشار در 1348ش برای تدريس اسناد تاريخی و تاريخ‌های محلی ايران به گروه تاريخ در دانشکده‌ی ادبيات دانشگاه تهران دعوت شد. او حدود 10 سال، تا زمان بازنشستگی‌اش از دانشگاه تهران، نخست با مرتبه‌ی دانشياری و سپس استادی، به تدريس در آن گروه ادامه داد، ضمن اينکه استاد درس شناخت نسخه‌های خطی در رشته‌ی علوم کتابداری همان دانشگاه هم بود و شماری از کتابداران، کتابشناسان و نسخه‌شناسان امروز کشور، که دوره‌ی تخصصی کتابداری را گذرانده‌اند، با شرکت در دوره‌های درسی ايرج افشار درباره‌ی شناخت نسخه‌های خطی، برای نخستين‌بار با جنبه‌ای مغفول از ميراث تمدنی، که کتابداری اقتباسی و تقليدی تا سال‌ها به اهميت و جايگاه آن کم‌توجه بود، آشنا شدند.

  از 1348ش تا حدود 10 سال بعد، ايرج افشار به چند کوشش فرهنگی و تأثيرگذار ديگر دست زد، از جمله برگزاری 9 کنگره‌ی پياپی تحقيقات ايرانی در شهرهای مختلف دانشگاهی کشور با حضور شماری از ايران‌شناسان خارجی و پژوهشگران ايرانی، و نيز با مديريت مجله‌ی يرانشناسی در دانشکده‌ی دبيات دانشگاه تهران. در کنار اينها، فعاليت‌های فردی افشار در زمينه‌ی فهرست‌نگاری نسخه‌های خطی، کتابشناسی، تصحيح و انتشار اسناد و متون تاريخی و دنبال کردن علاقه‌های شخصيش در بخشهايی از تاريخ ايران، به ويژه دوره‌ی جديد تاريخ قاجار و از انقلاب مشروطه‌ی ايران به بعد، ادامه داشت که حاصل آن چندين اثر اوست.

  ايرج افشار با آغاز دوره‌ی بازنشتگی خود از 1358، مرحله‌ی تازه‌ای از فعاليت‌های پژوهشی، فرهنگی و انتشاراتی را آغاز کرد که تا هنگام مرگ ادامه داشت و ثمره‌ی آن شايد از جهاتی پربارتر و متنوع‌تر از پيش بود. آزاد شدن افشار از تعهدات شغلی و بيشتر شدن اوقات فراغت او، عامل اصلی همين تکثر و تنوع آثار منتشر شده‌ی او در اين دوره است. افشار انتشار مجله‌ی آينده را، که پيشتر پدرش انتشار می‌داد، از سرگرفت. اين مجله که کم و بيش ادامه دهنده‌ی مشی مجله‌ی راهنمای کتاب بود، تا 1372ش ادامه يافت، افشار مسئوليت انتشارات را در بنياد موقوفات دکتر محمود افشار خود به عهده گرفت و به گردآوری و انتشار کتاب‌ها و مقاله‌های پژوهشی در سلسله انتشارات اين بنياد در زمينه‌ی مطالعات ايران‌شناسی ادامه داد.

   سلامت جسمی و روحی، جديت و مداومت خستگی‌ناپذير در کار، ساده‌زيستی و پرهيز از اتلاف وقت، موجب شده بود که حاصل عمر او، آثاری پرشمار اعم از کتاب، مقاله، تصحيح متون، انواع فهرست‌ها، کتابشناسی‌ها، نطق‌ها و خطابه‌ها، يادداشت‌ها و نوشته‌های ديگر باشد. وی نزديک به 300 کتاب در زمينه‌های ايران‌پژوهی، نسخه‌شناسی، کتاب‌شناسی، فهرست‌نگاری، قاجارشناسی، رجال‌شناسی، اطلاع‌رسانی فرهنگی، متون کهن فارسی و شايد بيش از 2000 مقاله و يادداشت در همين زمينه‌ها و نيز درباره‌ی رجال فرهنگی ايران در دوره‌ی معاصر، ايران‌شناسان خارجی، معرفی و نقد کتاب، نکات و اسناد تاريخی، جغرافيای تاريخی، باستان‌شناسی، سفرنامه، گاه نکات ادبی و عرفانی، با تأکيد بر ارزش‌های ادبی و زبان فارسی، منتشر کرد. شماری از اين آثار نيز مراحل نهايی انتشار را می‌گذراند و البته برخی از آثار او، به رغم کوشش پيوستۀ وی برای ناتمام نماندن کارهايش، نيمه‌کاره مانده است. 

  از تکثر و تنوع اين همه آثار، شايد در وهله‌ی نخست اين طور به نظر برسد که ايرج افشار در زمينه‌های پراکنده‌ای کار کرده است. بررسی دقيق‌تر آنچه به قلم يا به اهتمام او انتشار يافته است، نشان می‌دهد رشته‌ی پيوسته‌ای که اين همه مهره را به هم پيوند می‌دهد، چيزی جز اطلاع‌رسانی فرهنگی در زمينه‌ی مطالعات ايرانی نيست. افشار همواره بر تدوين و انتشار منابع رديف سوم و دوم اطلاعاتی، مانند کتابشناسی کتابشناسی‌ها و انواع کتابشناسی‌ها و فهرست‌ها، گاه گشودن و گاه هموار کردن راه پژوهشگران مطالعات ايرانی تأکيد داشت.تلاش‌های وی در اين زمينه، درخور مطالعه‌ای خاص در مبحث اطلاع‌رسانی فرهنگی و راه و روش‌های خاص او در اين زمينه است. تخصص و اطلاعات شخصی افشار در زمينه‌ی رويدادها و رجال ايران از دوره‌ی مشروطيت به بعد، موجب شده بود که جنبه‌های اطلاع‌‌رسانی فرهنگی در کار او درباره‌ی رويدادها و رجال اين دوره از غنای بيشتری برخوردار باشد.

  جنبه‌ی ديگر کمتر شناخته شده‌ی تکاپوهای فرهنگی افشار، مشورت‌های فرهنگی ـ پژوهشی و پيشنهادهای او به شمار کثيری از ايران‌شناسان و نهادهای ايران‌شناسی خارجی و پژوهشگران و دانشجويان و نهادهای ايران‌پژوهی و کتابشناسی و نسخه‌شناسی داخلی و خارجی است. افشار در راهنمايی و هدايت بسياری از پژوهش‌ها، جست‌وجوها، پايان‌نامه‌های دانشگاهی، همايش‌های فرهنگی ـ پژوهشی و ايجاد ادبيات مربوط به اين حوزه‌ها سهمی بسزا داشت و در عين حال به سان حلقه‌ی رابطی ميان روندهای پژوهشی ايران‌شناسی داخل و خارج کشور عمل می‌کرد. 
  ايرج افشار از ايران‌گردان اندک شماری است که سراسر خاک ايران و بخش‌های مهم نواحی فارسی زبان خارج از ايران را در قلمرو مرزهای ايران فرهنگی سواره و پياده، با مطالعات قبلی و آگاهی از ارزش‌های آنها، گاه همراه با افراد مطلع و محلی و گاه به تنهايی، ديده، درباره‌ی آنها يادداشت‌برداری کرده و از آنها عکس گرفته و بخشی از يادداشت‌ها و عکس‌ها را در نشريه‌های مختلف انتشار داده است. مشاهدات و روايت‌های او در اين باره، شايد از برخی جهات از منابع دست اول مطالعات ايرانگردی به شمار آيد.

  ايرج افشار سال‌ها عضو شورای عالی مرکز دائره‌المعارف بزرگ اسلامی بود و کتابخانه‌ی شخصيش را، که مجموعه‌ای غنی و تخصصی به ويژه در زمينه‌ی کتابشناسی و ايران‌شناسی است ، به مرکز دايره‌المعارف بزرگ اسلامی اهدا کرد. اين مجموعه بيش از 30000 فقره‌ی خطی و چاپی است. از اين تعداد، جز کتاب‌ها و مجلدات و نشريات، حدود 6000 فقره شامل جزوه، رساله، برگرفته، جدانشرها از مجموعه‌ها و نشريات است که شمار بسياری از آنها حاوی اطلاعات باارزش و گاه کم‌نظير است. بيش از 10000 قطعه عکس از شخصيت‌ها، بناها، آثار تاريخی، مناظر و جز آن که ايرج افشار خود برداشته و شماری از آنها در نوع خود تصويرهايی منحصر به فرد است، و 10100 نامه هم از رجال معاصر، از ايران‌شناسان خارجی، شخصيت‌های فرهنگی ايرانی از صنوف مختلف، که بخشی از آنها ارزش‌های تاريخی و ادبی دارد، جزو همين مجموعه است . در ضمن چند مجموعه که صاحبان اصلی آنها در اختيار ايرج افشار قرار داده و او را درباره‌ی مجموعه مخير شناخته بودند، مانند مجموعه‌ی متعلق به سيد حسن تقی زاده و الهيار صالح، حاوی بسياری مطالب باارزش تاريخی و پژوهشی، جزو مجموعه‌ی اهدا شد‌ه‌ی ايرج افشار به مرکز دائره‌المعارف بزرگ اسلامی است. 

   ايرج افشار پس از مدتی دست و پنجه نرم کردن با بيماری مهلک سرطان خون سرانجام در ساعت 14:30 روز چهارشنبه 18 اسفند 1389 در بيمارستان جم تهران درگذشت.   ايرج افشار بی‌هيچ اغراقی تا آخرين روزهای زندگی پربارش، پيوسته به کار پژوهش و تأليف کتاب و مقاله مشغول بود و هرگز از نگارش نکته‌ها و يادداشت‌ها در همۀ زمينه‌های مورد علاقه‌اش و انتشار آنها به ويژه در مجله‌ی بخارا و نيز در سه سال اخيردر مجله‌ی گزارش ميراث غافل نمی‌شد. وی تا پيش از آنکه به سبب بيماری در منزل و بيمارستان بستری شود، در همايش‌های داخلی و گاه خارجی در زمينه‌ی مسائل ايران‌شناسی و کتاب‌شناسی و نسخه‌شناسی شرکت می‌کرد و مسافرت‌های تحقيقی خود در نقاط دوردست ايران ادامه می‌داد.

دفعات مشاهده: 3417 بار   |   دفعات چاپ: 668 بار   |   دفعات ارسال به ديگران: 213 بار   |   0 نظر

كد امنيتي را در كادر بنويسيد >
   
ساير مطالب اين بخش ساير مطالب اين بخش نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ ارسال به دوستان ارسال به دوستان
Encyclopedia
Static site map - Persian site map - English site map - Created in 0.257 seconds with 812 queries by AWT YEKTAWEB 2.4.1.9