|
هدف از نوشتن کتاب برقراری ارتباط با گروهی از خوانندگان است و اين ارتباط زمانی به نحوی اثرگذار برقرار میشود که پيام کتاب شيوا و سازمانيافته بيان شده باشد. از آنجا که نويسندهی کتاب نه برای خود بلکه برای ديگران مینويسد، بايد برای کتاب خود طرح و برنامه داشته باشد. بدون طرحِ مناسب، بيشتر مردم برای خودشان مینويسند نه برای خوانندگان. نوشتن برای خود فقط برای دفترچهی خاطرات مناسب است نه برای برقراری ارتباط با ديگران. اگر کتاب شما خوانده نشود يا خوانندگان به خوبی از آن بهرهمند نشوند، شما وقت خود وگروهی از خوانندگان را هدر دادهايد. بنابراين، پيش از آن که نوشتن کتاب را آغاز کنيد، بهتر است در اينباره بيشتر بينديشيد و با فراهم کردن طرح کتاب، که بسان نقشه در معماری ساختمان است، راه را برای نگارش سازمانيافته و هدفمند هموار کنيد. برای آمادهکردن طرح کتاب بايد ششگام بنيادی برداريد: 1. شناسايی خواننده برای چه کسی مینويسيد؟ پاسخدادن به اين پرسش را میتوان مهمترين کار در نگارش کتاب دانست. خوانندگان کتاب شما کسانی هستند که به آنچه شما میخواهيد در کتابتان بنويسيد، نياز دارند. نيازسنجی و در نظرگرفتن خواستههای «خوانندگانِ هدف» پيشنياز اصلی برای نوشتن کتاب است. بنابراين، ويژگیهای خوانندگان هدف را مشخص کنيد و نيازهای آنان را تعريف کنيد. سپس، با مشورت با کارشناسان، بررسی کنيد آيا خوانندگان کتاب شما به راستی همان کسانی هستند که در نظر داريد و آيا نيازهای آنان را به درستی تعريف کردهايد؟ توجه داشته باشيد که شما میتوانيد خوانندگان کتاب خود را شناسايی کنيد، اما نمیتوانيد آنها را انتخاب کنيد. آنها هستند که شما را انتخاب میکنند و اگر کتاب شما با خواستهها و نيازهای آنان سازگاری نداشته باشد،کتاب شما را انتخاب نمیکنند يا چنانچه آن را تهيه کنند، آن را به طور کامل مطالعه نمیکنند و در همان آغاز راه يا در ميان راه از همراهی با نوشتهی شما سرباز میزنند و ديگران را نيز از خواندن کتاب شما پرهيز میدهند. زمانی شما در کار خود موفق خواهيد بود که آنان کتاب شما را به طور کامل بخوانند و در انديشه و رفتار آنان تغييری رخ دهد و ديگران را نيز به خواندن آن کتاب سفارش کنند. به طور معمول هر کتابی برای خوانندگان ويژهای، از نظر گروه سنی يا ميزان آگاهی و تخصّص، نوشته میشود. کمتر کتابهايی نوشته میشود که خوانندگان گوناگونی دارند. برای مثال، همين کتابی که شما در حال خواندن آن هستيد، اين گونه است. البته، بهتر است از نوشتن کتابهايی که دامنهی خوانندگان آن گسترده است، پرهيز کنيم و تا جايی که میتوانيم و موضوع اجازه میدهد، اين دامنه را محدود سازيم. با وجود اين، اگر نوشتن کتابی با دامنهی گستردهای از خوانندگان ضرورت داشت بهتر است بخشی از آنان را در نظر داشته باشيد، يعنی کسانی که: • تعداد آنها از گروههای ديگر بيشتر است. • نسبت به گروههای ديگر، بيشتر به آن نياز دارند. • احتمال آن که کتاب را بخرند، بيشتر است. • احتمال آن که کتاب را بخوانند، بيشتر است. • شما برای آنان بهتر و آسانتر میتوانيد بنويسيد. 2. مشخصکردن هدف هدف اصلی کتاب شما چيست؟ پاسخ اين پرسش را در جملهای کوتاه بنويسيد. برای مثال، «اين کتاب میخواهد برای کسانی که هرگز با رايانه کار نکردهاند، چگونگی بهرهگيری از برنامهی واژهپرداز (Word) را آموزش دهد.» اگر هدفهای در نظر گرفته شده برای کتاب بيش از يکی است، آنها را زير هم بنويسيد. سپس، بايد ببينيد آيا هدف يا هدفهای تعريف شده با خوانندگان کتاب همخوانی دارد يا نه. چنانچه نياز بود، هدفهای خود را با خوانندگان کتاب سازگار کنيد و در اينباره با کارشناسان مشورت کنيد و بکوشيد بين هدفها ونيازهای خوانندگان ارتباط نزديکی برقرار کنيد. يادآوری میشود که اگر برای خود می نويسيد، نيازی به شناسايی خوانندهی هدف، مشخصکردن هدف و سازگار بودن اين دو باهم نداريد. اما اگر برای ديگران مینويسيد، در نظر داشتن خوانندهی هدف و مشخص بودن هدف يا هدفهای کتاب باعث میشود که ارتباط بهتری باخوانندگان برقرار کنيد. مشخص بودن هدف حتی بر نوع زبان و ساختار کتاب شما اثر میگذارد و گاهی در شناسايی خوانندگان نقش تعيينکننده دارد. بنابراين، ارتباط دو سويهای بين هدف کتاب و خوانندگان آن وجود دارد و سازگار بودن اين دو باهم بر کارآمدی ارتباط کتاب با خواننندگان میافزايد. 3. تعيين دامنهی محتوا تا چه اندازهای (از نظر حجم و عمق) میخواهيد به موضوع بپردازيد؟ خوانندگان هدف، هدفهای کتاب و زمانی که در اختيار داريد، دامنهی پرداختن به موضوع را مشخص میکند. شما با در نظر گرفتن اين عاملهای تعيينکننده بايد از خود بپرسيد: به چه چيزهايی بايد بپردازم و به چه چيزهايی نبايد بپردازم. ميزان آگاهی و دانش پايهی خوانندگان خود را در نظر بگيرد و بررسی کنيد آيا دامنهی در نظر گرفته شده با هدف تعيين شده و خوانندگان هدف سازگاری دارد يا نه. در اين راه باز هم از مشورت با کارشناسان غافل نشويد و چنانچه نياز بود، به اصلاح دامنهی در نظر گرفته شده بپردازيد. گاهی حجم نوشته را برای شما تعيين میکنند و حتی آن را به صورت «تعداد کلمه» به شما سفارش میدهند. يک نويسندهی توانا و مسلط بر موضوع، میتواند آن چه را در کتابی مفصل بيان میشود، بر حسب ضرورت در کتابچهای بيان کند و آن چه را که برای خوانندگانی خاص نوشته میشود برای خوانندگان عام نيز شرح دهد. با وجود اين، اگر چنين سفارشی به شما داده شد و شما توان انجام آن را در زمان محدود و در حجمی محدود نداريد، آن را نپذيريد. فراموش نکنيد که در کار نشر حرفهای شعار «هر چه میخواهد دل تنگت بگو» جايی ندارد و شما نمیتوانيد همهی ناشران را به چاپ کتابی مجاب کنيد که دامنهی محتوای آن بسيار گسترده و بدون توجه به خوانندگان اثر تعيين شده است. 4. مشخصکردن سرفصلها چه چيزهايی را میخواهيد در کتاب خود بگنجانيد؟ نخست هر آن چه را که به نظرتان بايد در کتاب بيايد فهرست کنيد. در اين مرحله در واقع «هيچ آدابی و ترتيبي» مجوييد و هرچه دربارهی موضوع مورد نظر در ذهن داريد روی کاغذ بياوريد. سپس، با توجه به خوانندگان، هدفها و دامنهی در نظر گرفته شده، بررسی کنيد چه چيزهای را نبايد در کتاب بياوريد و آنها را کنار بگذاريد. به هر موردی که میرسيد از خود بپرسيدآيا خوانندهی کتاب نياز دارد آن را بداند؟ توجه داشته باشد، بيشتر مردم چيزهايی را برمیگزينند که به آن نياز دارند. احمد سميعی از اين مرحله با نام «سياههی آزمايشي» ياد کرده و در اينباره نوشته است: «در سياههی آزمايشی، نويسنده مطالب مربوط به هر پاره را به هر ترتيبی که به ذهن او درمیآيند يا از مراجع استخراج میشوند درج میکند تا بعداً مواد زايد را در کنار نهد و مواد لازم را پس و پيش کند و احياناً جای خالی را نمايان سازد. [سپس] در سياههی نهايی، مواد با توجه به غرض نويسنده و تأکيدی که در نظر دارد بر جنبه يا جنبههايی از موضوع بگذارد گروهبندی میشوند. بدينسان بخشهای اصلی نوشته نقش روشنتری میيابند و ارتباط آنها مشخصتر میشود.» (آيين نگارش، ص 15) 5. تعيين سازمان محتوا محتوای کتاب را به چه ترتيبی و به چه شيوهای میخواهيد عرضه کنيد؟ پاسخ اين پرسش تا اندازهی زيادی به خوانندهی هدف باز میگردد. بیگمان سازماندهی محتوا در کتاب کودک و نوجوان با کتابی که برای خوانندهی جوان و بزرگسال نوشته میشود تفاوت دارد. موضوع کتاب نيز اثر ژرفی بر سازماندهی محتوا دارد. بیگمان سازماندهی محتوای يک کتاب تاريخی با يک کتاب رياضی تفاوت دارد. همينگونه است سازماندهی يک کتاب درسی و يک کتاب غيردرسی. بنابراين، به هنگام سازماندهی محتوا بايد خواننده و موضوع کتاب را در نظر داشته باشيد. مشخصکردن ترتيب فصلها و زيربخشهای آنها، بخش مهمی از سازماندهی محتواست. به طور معمول ترتيب فصلها و زيربخشهای آنها را به صورت سلسله مراتبی از کل به جزو، در نظر میگيرند. اما شايد برای کتاب تاريخی، ترتيب زمانی و برای يک کتاب دستورکار، ترتيب فرايندی مناسبتر باشد. گاهی نيز تلفيقی از اينها را در نظر میگيرند. برای مثال، در کتابی دربارهی تاريخ آموزش و پرورش ايران، میتوان فصلها را بر پايهی دورانهای تاريخی در نظر گرفت و سپس در هر فصل، زير بخشهايی مانند نهادهای آموزشی، هدفها و برنامههای آموزشی، استادان و دانشجويان و چيزهايی از اين دست را تعريف کرد. در اين حالت، تلفيقی از ترتيب زمانی و ترتيب کل به جزو در نظر گرفته شده است. پس از فصلبندی بايد دربارهی سازماندهی خود متن نيز تصميمگيری کرد. در فصل يکم به دو شيوهی سازماندهی متن، متمرکز و غيرمتمرکز، اشاره شد. امروزه بيشتر کتابهای کودک و نوجوان به شيوهی غيرمتمرکز نوشته میشوند. در صورت گزينش اين شيوه در نوشتن کتاب، بايد دربارهی دستهبندی نوشتهها، جدولها، نمودارها، تصويرها و چيزهای ديگر، بيشتر بينديشيد و از مشورت کارشناسان و کسانی که بيش از شما در اين زمينه تجربه داشتهاند، غافل نشويد. 6. نوشتن طرح کتاب اکنون زمان آن رسيده است که با توجه به دادههايی که در گامهای پيشين گردآوری کردهايد، طرح کتاب خود را بنويسيد. نخست عنوان کتاب را بنويسيد. سپس، فهرست مطالب را پس از آن بياوريد. بیگمان به هنگام نوشتن کتاب، طرح کتاب تغييرهايی پيدا خواهد کرد. جای نگرانی نيست، چرا که طرح کتاب چارچوبی انعطافپذير است که در واقع سازماندهی کتاب را آسان میکند و قرار نيست که خودش باعث دشواری کار شود. با وجود اين، شما بايد همواره به طرح کتاب پايبند باشيد و کوشش کنيد کار نگارش کتاب را با توجه به طرح کتاب و به ويژه پيام اصلی که برای آن در نظر گرفتهايد، پيش ببريد. توجه داشته باشيد که: «دعوی و پيام اصلی در تنظيم خلاصهی مطالب [همان طرح کتاب] مؤثر و میتوان گفت تعيينکننده است و حکم شاغولی را دارد که بنای اثر با استفاده از آن راست و استوار بالا میرود. همهی بخشبندیها برحسب آن انجام میگيرد. مطالب و احکام فرعی و شواهد و دلايل همه ناظر به اثبات يا تلقين دعوی و پيام اصلیاند و هر دسته از آنها به يکی از جوانب و نماهای درونمايهی نوشته مربوط میشود ... گروهبندی مطالب و شواهد و انتظامبخشيدن به آنها کار آسانی نيست. اين کار با ملاحظهی اعتبارات خاص و با دقت و مراقبت بايد انجام گيرد، زيرا ساختِ منطقی نوشته تا حدود زيادی در گرو آن است و خواننده تنها به شرطی میتواند راستای فکری نويسنده را پیگيرد که اثر او دارای چنين ساخت و آراستگی و تداومی باشد» (آيين نگارش، ص 16). برای آگاهی بيشتر 1. سميعی گيلانی، احمد. آيين نگارش. مرکز نشر دانشگاهی، چاپ دهم، 1383 2. سميعی گيلانی، احمد. نگارش و ويراش. سمت، چاپ دوم، 1379
حق نشر کاغذی و الکترونيک برای جزيره دانش محفوظ است
|