1. سهم اعتبارهای پژوهشی به توليد ناخالص ملی، در کشورهای پيشرفته بين 5/2 تا 4 درصد است، در حالیکه اين نسبت در ايران طی دههی اخير بين 2/0 تا 7/0 درصد در نوسان بوده است. 2. براساس آمارهاي سالنامهی 1997 يونسکو، هزينهی سالانهی پژوهش برای هر پژوهشگر طی سالهای 92-1988 در آلمان 222000 دلار، در کرهی جنوبی 86150 دلار، در ترکيه 37280 دلار و در ايران 5300 دلار بوده است. 3. از ديگر شاخصهای مهم و معتبر، تعداد پژوهشگر برای هر يک ميليون نفر جمعيت است که در کشور ما حدود 400 نفر برآورد شده است. اين رقم در مقايسه با ميانگين جهانی، که 1200 نفر و يا در قياس با کشورهای پيشرفته که پنج هزار نفر گزارش شده، ناچيز است. 4. مرکزهای آموزشی و پژوهشی وابسته به وزارت علوم، تحقيقات و فناوری، دستکم 85 درصد نيروی متخصص پژوهشی کشور را داراست و بهترين ابزارها و آزمايشگاههای مناسب پژوهشی را نيز در اختيار دارند، ولی با اين وجود سهم اين وزارتخانه از بودجهی پژوهش کل کشور فقط حدود 15 درصد است. 5. سهم دولت در تأمين هزينههای پژوهشی و توسعه در کشوری مانند کرهی جنوبی فقط 17درصد از اعتبارهای پژوهشی(86000 دلار) بوده است و بقيه را بخش خصوص فراهم میکند. اين رقم در کشورهايی مانند ژاپن 2/18 درصد، آلمان 1/34 درصد، فرانسه 8/48 درصد، ترکيه 70 درصد، هندوستان 4/87 درصد و در ايران نزديک 100 درصد است. 6. از ديگر شاخصهايی که در حالحاضر بهعنوان مبنای توليد علم در رتبهبندی جهانی مطرح میشود، تعداد مقالههای عرضه شده در مجلههای نمايه شده در ISI است. وضعيت موجود با يک ديدگاه مقايسهای نشان میدهد کشور ما در اين شاخص نيز همانند ديگر موارد، سهم چندانی در توليد علم جهانی ندارد؛ فقط 2/0 درصد!
منبع: خبرگزاری دانشجويان ايران سخن پژوهشگران معاون اول رياست جمهور: تغيير نتايج پژوهش برای کسب درآمد از خودفروشی بدتر است وزير علوم: توليد علم زمانی ميسر میشود که پژوهشگر بودن آرزوی جوانان باشد معاون پژوهشی وزير علوم: معطوف نبودن پژوهش به حل مشکلات آنرا به امری تجملی تبديل میکند معاون استاندار مرکزی: تصميمگيری بدون پژوهش، هدر دادن سرمايه است آری، آن اپسيلون پژوهش هم، از اين نوع است که استادان گرامی فرمودهاند! |