جزيره دانش- دانش و زندگی
چرا بايد سواد علمی داشته باشيم؟

حذف تصاوير و رنگ‌ها | تاريخ ارسال: 22/6/1383 | نويسنده: Robert M. Hazen | مترجم: حسن سالاري | 

 سواد علمی زبان نامأنوس و پيچيده متخصصان شاخه های مختلف دانش نيست، بلکه در جامع ترين اصول علمی و دانش عمومی ريشه دارد. در جوامع امروزی که با کشفيات علمی و تغييرات انقلاب گونه فناوری های نوين گره خورده اند، بدون رأی دهنده و نماينده آگاه و صاحب سواد علمی، برخی از اساسی ترين اهداف يک جامعه مردم سالار تحقق نمی يابند.

AWT IMAGE

ما در عصری زندگی می کنيم که هر روز و هر لحظه کشفيات علمی تازه ای صورت می گيرند و فناوری های نوين چهره جهان پيرامونمان را دگرگون می کنند. کافی است فقط به روزنامه مورد علاقه خود مراجعه کنيد. ديروز، امروز يا فردا، شما با عناوينی درباره گرم شدن کل جهان، کلون سازی (شبيه سازی)، فسيل های کشف شده در شهاب سنگ ها يا غذاهای حاصل از گياهان تغيير ژنتيکی يافته، روبه رو می شويد. مواد نامانوس با محيط زيست، پيشرفت های پزشکی، DNA در عرصه قضاوت و داوری های جديد از موضوعاتی هستند که به طور مستقيم بر زندگی ما تأثير می گذارند. شما به عنوان يک مصرف کننده، يک تاجر و يک شهروند، اگر می خواهيد در جوامع نوين امروزی فعالانه مشارکت داشته و تأثيرگذار باشيد، بايد ديدگاه های خود را درباره اين موضوعات و ديگر موضوعاتی که ريشه علمی دارند، مشخص و منسجم سازيد.

موضوعات علمی و مرتبط با فناوری های نوين، بيش از گذشته در سخنرانی های ملی ديده می شود؛ بحث و گفت وگو پيرامون آسيب هايی که به لايه ازون وارد شده، باران اسيدی، تهديدهای اقتصادی تغييرات آب و هوا و گونه های مهاجم از جمله آنها هستند. درک اين گونه بحث و گفت وگوها، به اندازه خواندن آنها اهميت دارد.

همه شهروندان بايد سواد علمی داشته باشند تا بتوانند جهان پيرامونشان را به خوبی درک کنند و با آگاهی کامل تصميم بگيرند. از اين رو، همه دانشمندان و آموزشگران علوم بايد به ايجاد شرايطی کمک کنند که همه ما دانش پايه ای لازم برای زندگی موفقيت آميز در جهان در حال تغيير امروز و فردا را به دست آوريم. اما سواد علمی چيست؟ چه اهميتی دارد؟ و چگونه می توان همه شهروندان را صاحب سواد علمی کرد؟

سواد علمی چيست؟

- سواد علمی مجموعه ای از مفاهيم، تاريخ و انديشه هايی است که به ما کمک می کند موضوعات علمی زمانمان را درک کنيم.

- سواد علمی زبان نامأنوس، تخصصی و سرشار از اصطلاحات پيچيده متخصصان شاخه های مختلف دانش نيست. کسی از شما نمی خواهد برای درک اهميت پيشرفت های پزشکی، داروهای جديدی بسازيد يا برای درک نقش ايستگاه فضايی در اکتشافات فضايی، مدار آن را در فضا محاسبه کنيد.

- سواد علمی در جامع ترين اصول علمی و دانش عمومی ريشه دارد. يک شهروند دارای سواد علمی، از واژگان و حقايقی آگاه است که برای درک مفهوم اخبار روزانه ضروری اند.

- اگر شما موضوعات علمی مجلات و روزنامه ها را خوب درک می کنيد (اگر شما مقالات مرتبط با مهندسی يا سوراخ های لايه ازون را به همان راحتی مقالات ورزشی، سياسی يا هنری می فهميد) شما سواد علمی داريد.

بدون شک، اين تعريف از سواد علمی، همه را راضی نمی کند. برخی از دانشگاهيان عقيده دارند که آموزش علوم بايد دانشجويان را با دشواری های رياضيات و دايره واژگان پيچيده ای آشنا کند. آنان بر اين باورند که همه بايد مزه واقعی علم را آن گونه که هست، تجربه کنند. اما من معتقدم آنانی که اصرار دارند همه بايد در سطحی عميق از علوم آگاهی داشته باشند، دو جنبه مهم، اما مجزای دانش علمی را با هم اشتباه می گيرند. کار علمی انجام دادن با استفاده از علم تفاوت دارد و سواد علمی با اين دومی سروکار دارد.
مطالعه عميق در يک زمينه بخصوص از علم، هميشه باعث آفرينش فردی باسواد علمی نمی شود. در حقيقت، گاهی با دانشمندانی روبه رو می شويم که خارج از محدوده فعاليت های تخصصی خودشان از موضوعات علمی آگاهی ندارند. زمانی من از بيست و چهار فيزيکدان و زمين شناس خواستم تفاوت بين DNA و RNA (يعنی يکی از پايه ای ترين مفاهيم در زيست شناسی مولکولی) را بيان کنند. تنها سه نفر از آنان توانستند به پرسش من پاسخ دهند و آنان کسانی بودند که اين آگاهی در زمينه کاری آنان مفيد بود. به احتمال زياد، اگر از زيست شناسان می خواستم تفاوت بين نيمه هادی و ابرهادی را توضيح دهند، به نتيجه مشابهی دست می يافتم. بنابراين، برخی از دانشمندان خارج از تخصص خودشان مانند هر شخص ديگری از موضوعات علمی آگاهی ندارند و به واقع فاقد سواد علمی هستند.
برای اين که بفهميم سواد علمی به واقع چيست، شايد بهتر باشد بدانيم که چه چيزی سواد علمی نيست. سواد علمی اغلب با سواد تکنولوژيک اشتباه گرفته می شود. سواد تکنولوژيک يعنی توانايی استفاده از دستگاه هايی مانند کامپيوتر و ضبط و پخش ويديويی که برای بسياری از حرفه های جوامع امروزی ضروری است، اما با تعريفی که ارائه کرديم، از سواد علمی مجزا می شود. خلاصه، سواد علمی درکی وسيع از مفاهيم پايه ای علوم است. وسعت اين مساله تا کجاست؟

بررسی ها نشان می دهد که حتی در جوامع پيشرفته درصد قابل ملاحظه ای از مردم(حتی کسانی که تحصيلات دانشگاهی دارند)، فاقد سطح علمی کافی هستند.

- در پژوهشی که در دانشگاه هاروارد انجام شد، مشخص گرديد که کمتر از ده درصد کارشناسان ارشد می توانند توضيح دهند چرا هوا در تابستان، از زمستان گرمتر است.

- در پژوهش ديگری که در دانشگاه جرج ماسون انجام شد، بيش از پنجاه درصد دانشجويان کارشناس ارشد نتوانستند فرق بين اتم و مولکول را به درستی تعيين کنند.

به نظر من چنين نتايجی دور از انتظار نيستند و نبايد آنها را استثنا قلمداد کرد. در واقع، ما در اغلب دانشگاه ها با دانشجويانی روبه رو هستيم که از درک بسياری از مقالات مهمی که در روزنامه ها منتشر می شوند، عاجزند.

اين مسأله به دانشگاه ها محدود نمی شود. ما در دبيرستان ها و مدرسه ها نيز با چنين مشکلی روبه رو هستيم. بر اساس پژوهشی که در آمريکا انجام شده است، کمتر از هفت درصد بزرگسالان، بيست و دو درصد دانشجويان و بيست و شش درصد استادان دانشگاه دارای سواد علمی هستند. بنابراين، می توان نتيجه گرفت حجم عده ای از شهروندان قرن بيست و يکم، توانايی های علمی لازم برای زندگی در اين قرن را ندارند؛ قرنی که با کشفيات علمی و تغييرات انقلاب گونه فناوری های نوين گره خورده است.

چرا سواد علمی اهميت دارد؟

چرا بايد نگران اين باشيم که شهروندانمان سواد علمی دارند يا نه؟ چرا بايد به فکر درک و فهم خودتان از علم باشيد؟ سه دليل مختلف ممکن است شما را متقاعد کند که چرا سواد علمی مهم است:

۱) از نظر کشور داری. همه ما با مسائل عمومی روبه رو هستيم که بحث پيرامون آنها به زمينه علمی نياز دارد و بنابراين همه ما تا حدودی بايد سواد علمی داشته باشيم. دولت های دموکرات که از آموزش علوم حمايت می کنند، حامی پژوهش های علوم پايه اند، منابع طبيعی را به خوبی اداره می کنند و از محيط زيست حفاظت می کنند، تنها به کمک شهروندان دارای سواد علمی قوام می يابند. بدون رأی دهنده آگاه ( و نماينده آگاه و صاحب سواد علمی) برخی از اساسی ترين اهداف يک جامعه مردم سالار تحقق نمی يابند.

۲) از نظر زيباشناختی. جهان ما بر طبق چند قانون طبيعی و فراگير عمل می کند. هر کاری که شما انجام می دهيد، هر چيزی که شما از لحظه خواب بيدار شدن در صبح تا لحظه به خواب رفتن در نيمه شب تجربه می کنيد، بر طبق اين قوانين طبيعی رخ می دهد. بينش علمی ما از جهان، بی نهايت زيبا و باشکوه است و عالی ترين دستاوردهای تمدن بشری را به روشنی نشان می دهد. شما با درک وحدت بين ظرف پر از آبی که روی گاز در حال جوشش است و جابه جايی آهسته قاره ها، وحدت بين رنگ های مسحور کننده بال يک پروانه و رفتار ذرات بنيادی ماده، هم از لحاظ فکری و هم از لحاظ زيباشناختی ارضا می شويد. فردی که سواد علمی دارد، درست مانند کسی است که نمی تواند بخوابد و در دنيای ديگری زندگی می کند که بدون شک زيباتر و پربارتر است.

۳) انسجام فکری. جوامع امروزی به نحو تنگاتنگی با کشفيات علمی گره خورده اند، به نحوی که در اغلب موارد آنها در طرح ريزی مشرب فکری يک دوران نقش کليدی ايفا می کنند. برای مثال، مفهوم کوپرنيکی گردش سيارات به دور خورشيد، نقش مهمی در زدودن تفکرات قرون وسطايی داشت. همين طور چارلز داروين با کشف سازوکار انتخاب طبيعی، راه ساده تری برای درک طبيعت فراهم ساخت. بنابراين، پيشرفت های علم ارکان جامعه را متحول می کنند. پس بدون سواد علمی چگونه می توان رشته های عميقی را درک کرد که حيات فکری جامعه را انسجام می بخشند؟

چه بايد کرد؟

مسأله را مطرح کرديم و اکنون به راه حل می پردازيم. شما و خانواده تان چگونه می توانيد صاحب سواد علمی شويد؟ خوشبختانه، آموزشگران علوم طبيعی دهه گذشته به راه حل های کارآمدی دست پيدا کرده اند.

۱) آموزش مقدماتی. آموزش علوم در مدارس بايد با رويکرد کاوشگری تدريس شود. يعنی به جای آن که دانش آموزان را با انبوهی از اطلاعات روبه رو کنيم، آنها را در موقعيتی قرار دهيم که برای يک مسأله و تحقيق پيرامون آن ترغيب بشوند. از اين رو، لازم است معلمان در رويکرد آموزش خود تجديد نظر کنند و بر مسئولان است که شرايط را برای آموزش آنان در اين زمينه مهيا سازند.

۲) آموزش دانشگاهی. اصلاحات بايد به دانشگاه ها نيز کشيده شود. آموزش علوم به روش تلفيقی تا سطوح خاصی از آموزش دانشگاهی ضروری به نظر می رسد. دانشجويان بايد بدانند آگاهی از دانسته های ساير شاخه های علوم برای پيشرفت علمی و نيز زندگی بهتر در جهان مصبوغ از علم ضروری است.

۳) آموزش عمومی. نوشتن کتاب های علمی که برای عموم مردم قابل فهم باشند، چه از سوی دانشمندان و چه از سوی اصحاب مطبوعات، بايد رونق بيشتری گيرد. برنامه های تلويزيونی و راديويی، بايد ضمن معرفی تازه ترين دستاوردهای علمی پيرامون پيامدهای اجتماعی آنها نيز اطلاع رسانی کنند. صفحات اينترنت مکان مناسبی برای دنبال کردن اين هدف است. روزنامه ها و مجلات عمومی که صفحه علمی دارند، بايد در انتخاب موضوعات و نحوه بيان آنها دقت بيشتری مبذول دارند.

اگر به اهميت سواد علمی پی برده باشيم، برای کسب و اشاعه آن تلاش می کنيم، به اين ترتيب، توپ در زمين ما خواهد بود و به زودی مزه پيروزی نهايی را می چشيم.

منبع

Why Should You Be Scientifically Literate? By Robert M. Hazen 
An ActionBioscience.org original article

 

نشاني مطلب در وبگاه جزيره دانش:
http://www.jazirehdanesh.com/find.php?item=1.440.48.fa
برگشت به اصل مطلب