پيشرفت شگفتانگيز دانش در سدهی بيستم ميلادی، ضرورت افزايش دانش علمی عموم مردم را برای مشارکت آگاهانه و فعالانه در ادارهی جامعههای پيچيدهی امروزی، حياتیتر کرده است. بحران آب و محيط زيست، بيماریهای مرگباری مانند سرطان و ايدز، محصولات غذايی حاصل از فناوری مهندسی ژنتيک و مسائل مرتبط با شبيهسازی جانداران، ازجمله مسائلی هستند که به کشور يا جامعه خاصی محدود نمیشوند. همگان بايد از پيامدها و عوامل ايجادکننده آنها آگاه باشند و هرچه اين آگاهی بيشتر و عميقتر باشد، مشارکت برای حل آنها سازندهتر خواهد بود. در جهان غرب دسترسی عموم مردم به اطلاعات علمی، بسيار آسان و گسترده است. هر کس که در يک کشور پيشرفته به يک کتاب فروشی مراجعه کند، با انبوهی از کتاب های علمی و آموزشی روبه رو می شود که برای طرح سطوح مختلف و به شيوه های متنوعی نوشته و چاپ شده اند. دسترسی به کتابخانه ها (حتی کتابخانه های دانشگاه ها و مراکز تحقيقاتی) برای عموم آزاد است. مجلات، روزنامه ها و پايگاه های اينترنتی متنوع به شيوه های بسيار جذابی، مفاهيم علمی و اطلاعات لازم برای يک زندگی سالم و پويا را عرضه می کنند. رسانه های شنيداری و تصويری نيز سهم عمده ای در افزايش دانش عمومی جامعه دارند. اما براساس تحقيقاتی که دانشمندان جهان توسعه يافته درباره جايگاه اطلاع رسانی علمی در جوامع در حال توسعه انجام داده اند، دانش علمی در رسانه های اين کشورها، در بهترين حالت خود يک امر حاشيه ای محسوب می شود و هرچند محققان و دانشجويان می توانند به راحتی از منابع علمی استفاده کنند و کتابخانه های نسبتاً خوبی دراختيار دارند، ولی، عموم مردم از فرصت های کمتری برخوردارند. براساس تحقيقاتی که دکتر «کارلوس روزا» انجام داده است، عوامل زير در اين امر دخالت دارند: ۱) اغلب کتاب های علمی و مقالات مناسب برای عموم مردم، به زبان انگليسی منتشر می شوند و هرچند انگليسی يک زبان بين المللی است، اما در اين کشورها عموم مردم توانايی بهره برداری از منابع خارجی را ندارند. ميزان ترجمه کتاب های علمی نيز محدود است. ۲) هرچند اغلب دانشمندان و دانشجويان جوامع در حال توسعه، می توانند به زبان انگليسی بنويسند و بخوانند، اما مجلات علمی مناسب، کمتر دراختيار آنان قرار می گيرند، زيرا کتابخانه ها اغلب با مشکل بودجه روبه رويند. با چنين وضعيتی، آنان حتی در صورت تمايل، برای تهيه مقالات علمی مناسب برای عموم مردم، امکانات محدودی دراختيار دارند. البته، اغلب آنان وارد شدن در اين زمينه را مناسب شأن علمی خود نمی دانند. ۳) مشکلی که شايد مهمترين هم باشد، محدود بودن نشرياتی است که يک نويسنده علمی می تواند مطالب خود را در آنها عرضه کند. اغلب نشريات محدودی که در کشورهای در حال توسعه منتشر می شود، حجم عمده ای از مطالب خود را به موضوعات غيرعلمی اختصاص داده اند و تعدادی از نشرياتی که فضايی را به اين امر اختصاص داده اند، به موضوعات علمی به عنوان مطالب حاشيه ای نظر دارند. اين عوامل باعث شده اند که مردم جوامع در حال توسعه به منابع اطلاعاتی روزآمد و به زبان مادريشان دسترسی کمتری داشته باشند و درنتيجه از عواملی که توسعه کشورشان را شتاب می بخشند، آگاهی محدودی داشته باشند. خوشبختانه در سال های اخير در کشور ما رسانههای همگانی (صدا و سيما، مجلات و روزنامه ها) در عرضه اطلاعات علمی فعال تر شده اند و روزنامه هايی مانند «همشهري» و «جام جم» صفحات و ضميمه های ويژه ای را به مطالب علمی اختصاص داده اند. با وجود اين، عرضه اطلاعات علمی در رسانه ها در اغلب موارد هدفمند و سازمان يافته نيست. بخشی از اين امر به تجربه محدود ما در اين زمينه بر میگردد. ما حتی از نيازهای علمی مخاطبانمان به درستی آگاه نيستيم و بيشتر مطالب را براساس علاقه شخصی خود به موضوعی خاص ترجمه و عرضه میکنيم. در اينجا قصد نقد و بررسی نشريات و رسانه هايی را نداريم که در زمينه افزايش دانش عمومی تلاش های قابل تقديری نيز انجام داده اند، زيرا اين امر همانند ساير موضوعات علمی، به پژوهشی علمی نياز دارد، بلکه می خواهيم با ارائه چند نمونه، بر اهميت افزايش آگاهی مردم از موضوعات علمی تأکيد کنيم تا شايد مسئولان رسانه های جمعی و به خصوص روزنامهها زمانی را برای چاره انديشی پيرامون سامان بخشی نحوه ارائه موضوعات علمی برای عموم مردم اختصاص دهند تا روز به روز شاهد بهبود کمی و کيفی مطالب علمی و موفقيت رسانه ها و نشريات در زمينه افزايش دانش علمی مردم علم دوست کشورمان باشيم. دانش آموزان به علم اندوزی والدين نياز دارند همه ما دوست داريم فرزندانی کوشا و دانش دوست داشته باشيم. اما والدينی می توانند دانش آموزانی کوشا و درواقع دانشمندانی کوچک بيافرينند که از اهميت و شيوه دخالت خود در امر آموزش آنان آگاه باشند. «به فرزندان خود در يادگيری علوم ياری رسانيم»، «چگونه در انجام تمرين های رياضی به فرزندانمان کمک کنيم» و «چگونه با مسئولان مدارس تعامل بهتری داشته باشيم»، اين ها نمونه هايی از موضوعاتی هستند که در رسانه های غربی مطرح می شوند. چنين موضوعاتی، در نشريات کشورمان کمتر به چشم می خورند. علم بخشی از زندگی است آگاهی از عوامل و شرايطی که سلامت بدن را تأمين می کنند يا آن را به خطر می اندازند، نحوه استفاده صحيح از ابزارها و دستگاه هايی که هر روز با آنها سر و کار داريم و راه های بهبود کيفيت محصولاتی که عرضه می کنيم، از شرايط ضروری برای دستيابی به يک زندگی سالم و ثمربخش است. برای مثال، افزايش تعداد باکتری های مقاوم به آنتی بيوتيک از پيامدهای درک نادرست مردم از مفهوم تکامل است. اغلب مردم تصور می کنند فردی که به طور بی رويه از آنتی بيوتيک استفاده می کند، به تدريج نسبت به آن مقاوم می شود. از اين رو، آن دارو ديگر بر او کارگر نيست. اما داستان واقعی جور ديگری است: ۱) استفاده بی رويه از آنتی بيوتيک ها، باعث از بين رفتن باکتری های حساس به اين داروها می شود. اما به گزينش باکتری های مقاوم به آن می انجامد. ۲) با تداوم استفاده از آنتی بيوتيک ، باکتری های مقاوم به آنتی بيوتيک که به کمک فرد مصرف کننده دارو از شر باکتری های رقيب خلاص شده اند، تکثير می يابند و به ميزبان های ديگر منتقل می شوند. ۳) درنهايت، باکتری های مقاوم به آنتی بيوتيک جايگزين باکتری های حساس به آنتی بيوتيک می شوند. بنابراين کسی که به طور نادرست آنتی بيوتيک مصرف می کند، تنها به خود آسيب نمی رساند، بلکه همسايگان و حتی مردم ساير کشورها را در معرض خطر قرار می دهد. علم به سياست گذاری اصولی می انجامد در کشور ما تحقيقات پايه جايگاه شايسته ای ندارد. برخی از مسئولان دلسوزی که به فکر پيشرفت اين مملکت هستند، به دنبال راه های ميان برمی گردند و به قول يکی از استادان «مانند کسی که تب می کند»، هر روز تب يکی از فناوری های نوين به سراغ آنان می آيد و به طور معمول پس از مدتی تب آنان فروکش می کند. اين افراد درواقع از ماهيت علم و فرآيند پيشرفت آگاهی ندارند. بهره گيری از فرصت های طلايی که علم فراهم می کند بدون سرمايه گذاری هدف دار در عرصه های مختلف علوم پايه غيرممکن است. رسانه ها در تقويت اين نوع نگرش می توانند بسيار مؤثر باشند. جامعهای که با طبيعت پيرامون خود آشناتر باشد، از آن بهتر محافظت میکند. بيماری که از خطر استفاده بیرويه از دارو آگاه باشد، از آن به نحو صحيح بهره میگيرد. والدينی که خود دانش آموزند، دانش آموزانی متفکر میآفرينند و مسئولی که آگاهتر است، سياستمدارتر است. رسانههای گروهی از جمله روزنامهها، میتوانند به آفرينش چنين جامعهای کمک کنند. منبع: Improving Science Literacy and Conservation in Developing Countries By Carlos L. de la Rosa An ActionBioscience.org original article |