ابوريحان بيرونی در کتاب استيعابالوجوهالممکنه فی صنعهالاصطرلاب در جريان بررسی روشهای ممکن در ساخت اسطرلاب به معرفی اسطرلاب زورقی ساختهی ابوسعيد سجزی میپردازد. توصيف بيرونی از اين گونه اسطرلاب بحثهای بسياری در تاريخ علم در پی داشته است. برخی ساخت اين اسطرلاب را نشانهی اعتقاد سجزی به حرکت وضعی زمين (حرکت به گرد خودش) دانسته و برخی ديگر به خطا اين کار را نشانهی اعتقاد سجزی به حرکت انتقالی زمين (حرکت به دور خورشيد) دانستهاند. اين در حالی است که بيرونی حرکت وضعی را شبههای دانسته که حل آن دشوار است. بيرونی در هنگام بحث دربارهی اسطرلاب زورقی چنين آورده است : «از ابوسعيد سجزی اسطرلابی از نوع واحد و بسيط ديدم که از شمالی و جنوبی مرکب نبود و آن را اسطرلاب زورقی میناميد و او را برای اختراع آن اسطرلاب بسيار ستودم . چه اختراع آن برپايهی اصلی است قائم به ذات خود و مبتنی بر عقيدی مردمی است که زمين را متحرک دانسته و حرکت روزانه را به زمين نسبت میدهند و نه به کرهی سماوی و بدون شک اين شبههای است که تحليلش دشوار و رفع و ابطالش مشکل است. مهندسان و علمای هيأت که اعتماد و استناد ايشان بر خطوط مسّاحيه است، در نقض آن شبهه چيزی (گفتنی) ندارند. زيرا چه حرکت روزانه را از زمين بدانند و چه آن را به کرهی سماوی نسبت دهند در هر دو حالت به صناعت آنان زيان نمیرسد و اگر نقض اين اعتقاد و تحليل اين شبهه امکان پذير باشد موکول به رأی فلاسفه طبيعیدان است . » (استيعاب، 128 ). بسياری از اخترشناسان پيشين باور داشتند که زمين ثابت است و کرهی سماوی(شامل فلک خورشيد) به دور زمين میگردد و همين گردش باعث شب و روز میشود. اما برخی گمان میکردند که فلک خورشيد ثابت است و چون زمين به دور خودش میگردد، شب و روز پديد میآيد. با توجه به گفتهی بيرونی، سجزی از دستهی دوم بوده و به نظر میرسد به گردش زمين به دور خودش (حرکت وضعی) باور داشته است. هرچند به نظر برخی پژوهشگران تاريخ علم مانند نالينو (ص252) ساخت اسطرلاب زورقی را نمیتوان به خودی خود نشانگر اعتقاد سجزی به حرکت وضعی زمين دانست. اما با توجه به سخن بيرونی میتوان پنداشت که سجزی در نامههای خود با بيرونی چنين نظريهای را مطرح کرده باشد. بيرونی در تحقيقماللهند نيز به هنگام اشاره به نظر دانشمندان هندی دربارهی «حرکت فلک و سکون زمين» يا «حرکت زمين و سکون فلک» يک بار ديگر میگويد که پذيرش يکی از اين دو نظريه و نپذيرفتن نظريهی ديگر هيچ آسيبی به علم نجوم وارد نمیکند، زيرا توجيه پديدههای نجومی بر پايهی هر دو نظريه يکسان است. بيرونی بار ديگر حل اين مسأله را دشوار میداند و تأکيد میکند که بسياری از فضلای پيشين و معاصرين او، در مسألهی حرکت زمين و رد آن تفکر بسيار کردهاند و خود او در کتاب مفتاح علمالهيئه (که امروزه نشانی از آن در دست نيست؛ فهرست، شم13) در اين باره به بحث پرداخته و «در معنی و نه در کلام» از همۀ گذشتگان پيشی گرفته است (تحقيق ماللهند،چ حيدرآباد 231-232). از اشارهی بيرونی به «حرکت فلک نسبت به زمين» يا بالعکس و «حرکت روزانه شرقي» پيداست که منظور وی حرکت وضعی زمين (چرخش گرد خود) بوده و نه حرکت انتقالی (گرد خورشيد). اما برخی از نويسندگان مقصود بيرونی را حرکت انتقالی پنداشتهاند و در نتيجه اين سخنان را به نظريهی «خورشيد مرکزي» ربط دادهاند (برای مثال، نصر، 184-187؛ اذکايی، 77-81). اين اشتباه در آثار شرقی و بهويژه فارسی رواج بسيار داشته است. اين در حالی است که بيرونی در اين مورد تنها به ذکر اين نکته که تفاوتی ميان اين دو نظريه وجود ندارد بسنده کرده و هيچ يک از اين دو را بر ديگری برتری نداده است. با اين همه ابوعلی حسن بن علی مراکشی(از دانشمندان سدهی 7ق) در جامعالمبادی والغايات فی علمالميقات از بيرونی به جهت ستايش (و نه پذيرش) نظر سجزی به شدت انتقاد کرده که سخنی نابهجا است. او هنگام تشريح ساختمان اسطرلاب زورقی آورده است: «ابوريحان بيرونی گفته است که پديدآورندهی اين اسطرلاب ابوسعيد سجزی است و آن اسطرلاب مبتنی بر آن عقيده است که زمين متحرک و کرهی سماوی، به استثنای سيارات هفتگانه، ثابت است. بيرونی گفته است که اين شبههای است که حل آن دشوار است و از بيرونی عجيب است که چگونه رد شبههای را که نادرستیاش بیاندازه آشکار است دشوار میشمارد. حال آنکه نادرستی اين سخن را ابوعلی سينا در کتاب شفاء و رازی در کتاب ملخص و آثار ديگرش روشن کردهاند» (2/74-75؛ نيز نالينو، 251، برای توضيح بيشتر در اينباره نگاه کنيد به کرامتی، «ملاحظاتی ...»، 124-130). مآخذ 1. بيرونی، استيعابوجوهالممکنه فی صنعه الاصطرلاب، به کوشش محمد اکبر جوادی حسينی، مشهد، 1380ش. 2. همو، تحقيق ماللهند، حيدرآباد دکن، 1377ق/1958م. 3. مراکشی ، ابوعلی حسنبنعلی، جامعالمبادی و الغايات فی علمالميقات، چاپ تصويری به کوشش فواد سزگين، فرانکفورت، 1984م. 4. نالينو، کارلو آلفونسو، علمالفلک و تاريخه عندالعرب فی قرونالوسطی، رم، 1911م. 5. نصر، حسين، نظر متفکران اسلامی دربارهی طبيعيت، تهران، 1342ش. 6. اذکايی، پرويز، ابوريحان بيرونی، تهران، 1374ش. 7. کرامتی، يونس، «ملاحظاتی در باب آراء نجومی ابوسعيد سجزی و شرفالدين مسعودي»، نامهی فرهنگستان، سال سوم، شمارهی اول، بهار 76. |