- برابرهای پارسی
برابرهای پارسی برای واژگان بيگانه - بخش اول

حذف تصاوير و رنگ‌ها | تاريخ ارسال: 29/11/1384 | 

زبان پارسی يکی از کهن‌ترين زبان‌های زنده‌ی جهان است که به کوشش بزرگانی چون فردوسی بزرگ ماندگار شده است. شايسته است با به کاربستن برابرهای پارسی درست برای واژگان بيگانه، که در تاريخ پر فراز و نشيب اين سرزمين به اين زبان يورش آورده‌اند، در پالودن و زنده نگه‌داشتن اين زبان بکوشيم. با اين همه، از ياد نمی‌بريم که همه‌ی زبان‌ها واژگانی را از هم وام گرفته‌اند و می‌گيرند. بنابراين، هر جا که درستی نداشتيم يا نتوانستيم بسازيم، واژه‌ی بيگانه را می‌پذيريم؛ چنان‌که واژه‌های بسياری از زبان فارسی به زبان انگليسی، عربی، روسی و زبان‌های ديگر راه يافته است.

با هيچ زبانی سر ستيز نداريم، چرا که همه‌ی زبان‌ها آفريده‌ی آدمی هستند و آدمی جانشين خداوند بر زمين. با وجود اين، زبان خود را دوست داريم و مانند جان خويش به نگهبانی از آن می‌پردازيم. از اين رو، نمی‌پذيريم که واژه‌ی عربی يا انگليسی، که برابر درستی برای آن داريم، در نوشتار و گفتار ما راه يابد. بر اين باوريم که اگر گفتار و نوشتار خود را اين گونه سامان دهيم، به زودی واژگان پارسی نيز مانند واژگان بيگانه برای گوش‌هايمان آشنا می‌شوند. آن‌گاه واژه‌های نوشتاری را بهتر از کتبی و گفتاری را بهتر از شفاهی، می‌پذيريم و به کار می‌بنديم.

آن چه در پی می‌آيد، گزيده‌ای است از برابرهای پارسی برای واژگان بيگانه، چه عربی و چه انگليسی و فرانسوی، که به کوشش استاد ابولقاسم پرتو در فرهنگ‌ واژه‌ياب گردآوری شده است.( به شما پيشنهاد می‌کنيم اين فرهنگ را داشته باشيد) اين گزيده را پربارتر خواهيم کرد. باز هم به جزيره بياييد.

آباء: نياکان، پدران

آب حيات: آب زندگی

آحاد: يکان، يکان يکان

اخذ: گرفتن

آخَر: ديگری، دگر، ديگر

آخِر: پايان، سپری، پسين

آخرالامر: سرانجام

آخرالزمان: پسين زمان

آخربينی: پايان نگری

آداب فاضله: آيين‌های پسنديده

آداب و رسوم: آيين و روش

آدرس: نشانی

آدميت: آدم بودن، مردمی کردن

آرتزين: خيزچاه

آرتيشو: کنگر فرنگی

آرشه: کمانه

آرشيو: بايگانی

آرم: نشانه

آژانس: کارگزاری

آسانسور: بالابر

آستيگماتيسم: گژبينی

آسيستان: دستيار

آشوب‌طلب: آشوب‌خواه

آفاق: کرانه‌ها

آفت: گزند، آسيب

آقايی: سروری

آقطی: پلم

آکادمی: فرهنگستان

آکتيو: کاری، کارساز

آکسپتور: پذيرنده

آل: دودمان

آلت: ابزار

آلت موسيقی: ساز، ساز موسيقی

آمبريولوژی: رويان‌شناسی

آن: در دم

آنی: در دم، بی‌درنگ

آناتومی: کالبدشناسی

آنتی‌توکسين: پادزهر

آيسبرگ: يخ‌کوه، کوه يخی

اِبا داشتن: سرپيچی کردن، روی‌تافتن

ابتذال: پيش پا افتاده، بی‌ارج

ابداع: نوآوری

ابديت: جاودانگی، پايندگی

ابرام: پافشاری، به ستوه آوردن

ابلاغ: پيام‌رسانی، رساندن

ابلاغيه: بخش‌نامه

ابله: سبک‌سر، پخمه

ابلهانه: سبک‌سرانه

ابليس: اهريمن

ابناءبشر: آدمی‌زادگان، جهانيان

ابوی: پدر

ابهت: بزرگی، شکوه

ابتيمم: بهينه

اپراتور: گرداننده

اپی‌درم: روپوست

اپيدمی: واگيری

اپيکوريسم: شادگرايی

اپيگلوت: زبان کوچک

اتباع: پيروان، شهروندان

اتباع خارجه: بيگانگان

اتحاد: يگانگی، هماهنگی، يک‌دلی

اتخاذ: گرفتن

اتساع: فراخندگی، گشادگی، پهن شدن، دراز شدن

اتصال: پيوستگی، همبندی

اتفاق آراء: همرايی، هم‌خواستی، يکزبانی

اتفاقات: پيش‌آمد‌ها، رخدادها، روی‌دادها

اتفاقی: ناگهانی

اتفاقا: ناگهان، به ناگاه

اتکاء: پشت‌گرمی

اتکاء به نفس: به خود استواری

اتلاف: نابود کردن، از ميان بردن، تباه کردن

اتلاف کردن: ريخت و پاش

اتلاف وقت: زمان‌کشی

اتمام: فرجام

اتنوگرافی: نژادشناسی

اتوبيوگرافی: خودنوشت

اتوماتيک: خودکار

اتوموبيل: خودرو

اتهام: بدنامی، گناه‌بستن

اتيکت: برچسپ

اجانب: بيگانگان

اجبار: زور کردن، واداشتن، ناچاری

اجبارا: به زور

اجباری: ناگزيری، ناخواستنی

اجتماع: انجمن، انبوه

اجتماعات: گردهمايی‌ها، گروه‌ها

اجتماع کردن:گردآمدن

اجتناب کردن: پرهيز کردن، دوری کردن

اجتناب ناپذير: ناگزير، پرهيزناپذير

اجحاف: دست‌درازی، گزند رساندن

اجداد: نياکان

اجدادی: نياکانی

اجر: پاداش، مزد

اجرا: انجام دادن، به کار بستن

اجرايی: انجام دادنی، کاربستنی

اجرا ناپذير: انجام ناپذير، پيش‌نرفتنی

اجر بردن: پاداش يافتن

اجرت: دستمزد

اجزاء: خرده‌ها، ريزه‌ها، پاره‌ها، بخش‌ها

اجساد: پيکر‌ها، لاشه‌ها

اجل طبيعی: مرگ ناگزير

اجلاس: نشست، انجمن

اجماع: هم‌انديشی

اجماعا: گروهی

اجمال: فشرده‌گويی، سربسته گويی

اجمالا: به کوتاهی، فشرده

اجناس: کالاها

اجنبی: بيگانه

اجنه: پريان

احاطه: دربرگرفتن

احباب: دوستداران، ياران

احتذار: پرهيزکردن، دوری کردن

احتراز: پرهيزکردن، دوری کردن

احتراق: سوختن، آتش گرفتن

احتراق پذير: سوختنی، آتش‌گرفتنی

احتراق داخلی: درون سوز

احتراق ناپذير: ناسوختنی

احترام: گرامی داشتن، نواختن

احترامات فائقه: بالاترين سپاس‌ها

احترام داشتن: گرامی بودن

احتساب: شمردن، به شمار آوردن

احتکار: انبار کردن، انبارگری

احتياج: نياز، نيازمندی، بی‌چيزی

احتياجات: نيازمندی‌ها، نيازها

احتياط: دورانديشی، به هوش بودن

احد: يکتا، يگانه، بی‌همتا

احداث کردن: برپاکردن، پديدآوردن، بنيان نهادن

احرار: آزادگان

احراز: استوار کردن، فراهم آوردن

احساسی: شورمند

احسان: بخشش، بخشندگی

احسنت: آفرين

احکام: فرمان‌ها، دستورها

احمقانه: بی‌خردانه

احيانا: گهگاه، شايد

اخاذی: باج‌گيری، به زور گرفتن

اخبار: خبرها، گزارش‌ها

اختراع: نوآوری

اختصارا: به‌کوتاهی

اختصاصی: ويژه، برگزيدگی، يکتايی

اختصاصات: ويژگی‌ها، برگزيره‌ها

اختفاء: پنهان کردن

اختلاط: درهم‌آميختگی، درهم شدن

اختلاف:ناسازی، ناسازگاری، ستيزه

اختلال حواس: پرشيدگی، پريشان‌گويی

اختلالات: به هم‌خوردگی‌ها، درهم برهمی

اختناق: خفگی، گلوگيری، دهان دوزی

اختيار: برگزيدن، گزينش

اخذ: گرفتن

اخذآراء: رای‌گيری

اخراج: راندن، بيرون کردن

اخروی: آن‌جهانی

اخطار: هشدار

اخلاص: يکرنگی، دسوت راستين، پاکی

اخلاف: ماندگان

اخلاقيات: فرهنگ‌رفتار

اخلال کردن: کارشکنی، آشوب، برهم زدن

اخوان الصفا: ياران يکرنگ

اخوت: برادری، دوستی

اداکردن: بازپرداختن، گزاردن، پس دادن

ادراک: دريافت

ادراکات: دريافته‌ها

ادعانامه: کيفرخواست

اديان: دين‌ها

اديب: ادب‌دان، ادب‌شناس

اديبانه: ادب‌مندانه

ارائه کردن: به نمايش گذاشتن، نمودن، نشان دادن

اراجيف: بيهوده سخنان، ياوه‌ها، ژاژها

اراده: خواست

ارازل: ناکسان، فرومايگان، زبونان

اراضی: زمين‌ها

اراضی موات: زمين‌ها مرده، زمين‌های بی‌کار

اربعه: چهارگانه

اربعين: چهلم، چله

ارتباط دادن: به هم پيوستن، به هم بستن

ارتوپدی: شکسته‌بندی

ارتفاع: بلندی

ارتفاعات: بلندی‌ها

منبع:

پرتو، ابولقاسم. واژه‌ياب: فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بيگانه. انتشارات اساطير. چاپ دوم،1377

بخش دوم اين گزيده را دريافت کنيد

نشاني مطلب در وبگاه :
http://www.jazirehdanesh.com/find.php?item=10.385.505.fa
برگشت به اصل مطلب