ابوريحان محمد بن احمد بيرونی، روز پنجشنبه سوم ذیالحجه 362 قمری/هجدهم دیماه 351 شمسی در بيرون شهر کاث، از شهرهای کهن ايران (اکنون در ازبکستان)، به دنيا آمد. پژوهشهای خود را از نوجوانی زير نظر استاد ابونصر منصور آغاز کرد و در هفده سالگی(379 قمری) به اندازهگيری ارتفاع نيمروزی خورشيد در شهر کاث پرداخت. جنگهای داخلی باعث آوارگی بيرونی شد و سرانجام به شهر گرگان رفت و کتاب آثارالباقيه را به نام قابوس بن وشمگير نوشت(391 قمری). بيرونی به سال 399 قمری به زادگاه خود بازگشت، اما هنگامی که محمود غزنوی به آن شهر يورش آورد، به همراه بزرگانی ديگر به شهر غزنه در افغانستان برده شد(408 قمری). در لشکرکشیها محمود به هندوستان همراه او بود و با دانشمندان هندی آشنا شد، زبان سانسکريت آموخت و اطلاعات لازم برای نگارش کتاب تحقيق ماللهند را فراهم کرد. پس از مرگ محمود و جانشينی فرزندش مسعود غزنوی، راه برای پژوهشهای بيرونی هموارتر شد و کتاب قانون مسعودی را به نام او نوشت. بيرونی در رجب 440 هجری قمری/ 6 آذر 429 شمسی در 77 سالگی در غزنه درگذشت. ابوالحسن علی بن عيسی، فقيه نامداری که در لحظههای پايانی بر بالين او بود، نوشته است: "آنگاه که نفس در سينهی او به شماره افتاد، بر بالين او حاضر آمدم و در آن حال از من پرسشی فقهی پرسيد. گفتم اکنون چه جای اين پرسش است. گفت ای مرد کدام يک از اين دو کار بهتر است، اين مساله را بدانم و بميرم يا نادانسته از دنيا بروم؟ و من آن مساله را بازگفتم و فرا گرفت و از نزد وی بازگشتم. هنوز بخشی از راه را نپيموده بودم که شيون از خانهی او برخاست." بيرونی نظريههای دانشمندان پيش از خود را نقد میکرد و برای بررسی درستی آنها به مشاهدهی دقيق پديدهها و انجام آزمايش میپرداخت. برای مثال، اين نظر ارسطو را که آب گرم زودتر از آب سرد يخ میبندد، اين گونه آزمايش کرد:"من دو ظرف يک شکل و يک اندازه برگرفتم و در هر دو ظرف، مقداری برابری از يک آب، يکی گرم و ديگری سرد، ريختم و هر دو ظرف را در هوای سرد و خشک نهادم. سطح آب سرد يخ بست، در حالی که در آب گرم هنوز گرمايی باقی مانده بود. اين را ديگر بار آزمودم، باز همچنان شد." بنابراين، نتيجه گرفت که نظر ارسطو نادرست است. از ديگر ويژگیهای پژوهشی بيرونی آشنا بودن به چند زبان است. او فارسی، ترکی، عربی، عٍبری، سريانی و سانسکريت را بهخوبی میدانست و با زبان يونانی نيز آشنايی داشت. او بهخوبی دريافته بود که برای پژوهش در فرهنگ مردمان و دانش تمدنهای گوناگون، بايد نخست زبان آنان را فراگرفت و کمک گرفتن از مترجم يا کتابهای ترجمه شده، در پژوهشهای دقيق چندان راهگشا نيست. همين ويژگی برجسته باعث شد که او بتواند از نوشتههای دانشمندان گوناگون بهره ببرد و در هر موضوعی به پيشينهی تاريخی آن و مقايسهی نظريههای دانشمندان پيش از خود پردازد. نوآوریهای بيرونی 1. به ماهيت رسوبی حوضهی رود گنگ پی برده بود و در کتاب ماللهند دلايل بسياری آورده است که روزگاری هندوستان دريا بوده و اين دريا کمکم با رسوبهای رودها پر شده است. 2. چگالیسنج دقيقی اختراع کرد و چگالی 18 کانیهای شناخته شده مانند طلا، نقره و مس را اندازهگيری کرد. اندازه گيری های او با اندازهگيریهای امروزی، بسيار نزديک است. 3. در آثار الباقيه دربارهی فوران آب از برخی چشمهها و چاههای آرتزين چنين میگويد: "اما فوران چشمهها و صعود آب به سمت بالا، علتش اين است که منبع آنها از خود چشمهها بالاتر است." 4. قطر و محيط زمين را به دقت اندازهگيری کرد و در کتاب اسطرلاب، روش رياضی به دست آوردن شعاع، محيط، مساحت و حجم کرهی زمين را شرح داده است. 5. در به دست آوردن طول و عرض جغرافيايی شهرها کوششهای فراوانی کرد و در کتاب قانون مسعودی، طول و عرض جغرافيايی بيش از 600 نقطهی جغرافيای را نوشته است. 6. با همکاری ابوالوفای بوزجانی توانست با روش رصد همزمان خورشيدگرفتگی در دو نقطهی جغرافيايی، اختلاف طول جغرافيايی بغداد و اورگنج(خوارزم قديم) را به دست آورد. 7. در رسالهی تسطيح الصور، روشهای رسم کردن نقشه و تصوير کردن کره را بر صفحه، شرح میدهد و نقد میکند. سپس، در آثار الباقيه به شرح 3 روش نوآورانهی خود در رسم نقشه میپردازد. 8. بيرونی در برخی از آثار خود به رياضيات کاربردی، به ويژه در موضوعهای مرتبط با دين میپردازد. او روشهای گوناگون پيدا کردن جهت قبله را شرح میدهد. 9. کتاب ماللهند بيرونی برجستهترين اثر در تاريخ، دين، آداب و دانش هندوان است و از اين رو میتوان بيرونی را يکی از پيشگامان مردمشناسی و دينشناسی تطبيقی دانست. 10. به نظم هندسی گلها پی برده بود و دريافته بود که گلها 3، 4، 5، 6 يا 18 گلبرگ دارند و هرگز 7 يا 9 گلبرگ ندارد. 11. در کتابی الصيدله فی الطب فهرستی از 720 گياه دارويی با نام عربی، فارسی، يونانی، يک زبان هندی و گاهی به لهجههای کم و بيش آشنا، مانند خوارزمی، طخاری و زابلی، آورده است. 12. با انجام آزمايش و استدلال فراوان وجود خلاء را ثابت کرد، حال آن که دانشمندان بزرگی مانند ارسطو و ابن سينا وجود خلاء را باور نداشتند. 13. برای نخستين بار کرهی جغرافيايی ساخت، حال آن که پيش از او فقط ساختن کرههای آسمانی(برای نشان دادن جايگاه ستارهها و سيارهها در آسمان) ساخته میشد. 14. در کتاب التفهيم نقشهای از کرهی زمين رسم کرده است که ارتباط اقيانوس هند با اقيانوس اطلس برای نخستينبار در آن نشان داده شده است. برای آگاهی بيشتر: بيرونی در دانشنامهی جزيره |