جزيره دانش- آموزش علوم
آموزش علوم با نقاشی

حذف تصاوير و رنگ‌ها | تاريخ ارسال: 5/2/1386 | مترجم: آقاي حسن سالاری | 

  نقاشی همواره به هنرمندان کمک کرده است که دقيق مشاهده کنند و ديدگاه‌شان را در تابلوهای خود بازتاب دهند. با وجود اين، بهره‌گيری از نقاشی به عنوان ابزاری برای کمک به گسترش و تثبيت مفاهيم پيچيده در آموزش علوم کم‌تر مورد توجه بوده است. در اين مقاله، ما دلايل بهره‌گيری از هنر به عنوان ابزاری برای عمق بخشيدن به مفاهيم علمی و برخی از لوازم ضروری براي پديد آوردن يک تجربه‌ی آموزشی موفق را بر می‌شماريم.

  ارتباط علم و هنر

  علم و هنر اغلب دو زمينه‌ی بسيار متفاوت(و حتی مخالف) معرفی می‌شوند. اغلب افراد هنر را به عنوان حس و حالی خلاقانه می‌نگرند و علم را به صورت زمينه‌ای مبتنی بر حقايق و دانستنی‌های علمي توصيف می‌کنند که با پيمودن گام به گام روش علمی به حل مسائل می‌پردازد. اين نوع نگاه به علم، خلاقيت فطری را در علم مدنظر قرار نمی‌دهد و برعکس آن چه که ممکن است تصور شود، کمک نمی‌کند دانش آموزان علم را به عنوان دستاورد کوشش پی‌گير بشر نگاه کنند.

  انجمن پژوهش‌های ملی آمريکا(NRC) در استانداردهای ملی آموزش علوم، علم را فعاليتی کاوشگرانه تعريف کرده است. علاوه بر آن، علم به عنوان دستاورد کوشش بشری مورد تاکيد قرار گفته و شيوه‌هايی پيشنهاد شده است که در کنار اجرای استانداردها، بر تغيير شيوه‌ی آموزش علوم تاکيد می‌کنند. بهره‌گيری از حس و حال هنری در آموزش علوم، باعث تقويت توانايی‌های دانش‌آموزان در انتقال يافته‌های علمی، معرفی علم به عنوان شيوه‌ای برای توضيح پديده‌ها و تسهيل انتقال ديدگاهشان به جامعه و همکلاسی‌هايشان می‌شود.

 تلفيق نقاشی با مفاهيم جانورشناسی

  يکی از نويسندگان اين مقاله (جان باچر) درباره بهره‌گيری از نقاشی در انتقال مفاهيم جانور شناسی مطالعه کرده است. دانش آموزان مورد مطالعه او بين 7 تا 12 سال سن داشتند و مطالعه‌ی حشره‌ها بخشی از برنامه‌ی کلاسی آنان بود. دانش‌آموزان حشره‌ها را در محل زندگی طبيعی آن‌ها يافتند، کتاب‌های مناسبی را که درباره حشره‌ها در دسترس بود، مطالعه کردند، شماری از حشره‌هايی را که درون شيشه‌های مربا جمع آوری شده بود، بررسی کردند(حشره‌ها پس از مطالعه به طبيعت بازگردانده شدند) و برخی را نيز زير ذره‌بين و ميکروسکوپ مشاهده کردند. مطالعه و بحث درباره رده‌بندی، چرخه‌ی زندگی و چگونگی شناسايی حشره‌ها نيز در برنامه‌ی فعاليت‌های دانش‌آموزان قرار داشت.

  دانش‌آموزان به عنوان بخشی از اين مطالعه، حشره‌ای را انتخاب می‌کردند که دوست داشتند درباره‌ی آن بياموزند. آنان از منابعی مانند کتاب‌های علمی، حشره‌های زنده‌ای که گردآوری شده بود، نمونه‌هايی از حشره‌های خشک شده و پوستر و عکس استفاده کردند تا تصوير دقيقی از حشره دلخواه خود طراحی کنند. سپس مشغول کار خود شدند. کيفيت و جزئيات طراحی‌های آنان شگفت‌انگيز بود. هنگامی که درباره‌ی اين فرايند از دانش‌آموزان پرس و جو شد، سخنان يکی از آنان روشن کرد که نقاشی چگونه می‌تواند به درک عميق مفاهيم علمی کمک کند:" وقتی چيزی را طراحی می‌کنيم، از آن چيز خوشمان می‌آيد و مثل اين که مال ما می‌شود. در واقع، شما دقت می‌کنيد و چيزهايی را طراحی می‌کنيد که به آن‌ها علاقه داريد."

  پژوهش مشابهی روی بچه‌های کودکستانی و پيش‌دبستانی انجام شد. بچه‌ها از راه تجربه‌های گوناگون آگاهی بيش‌تريبه نام‌های حشره‌ها، شکل و ظاهر، حرکات، صداها و رژيم غذايی آن‌ها پيدا کردند. نقاشی‌های آن‌ها با همديگر تفاوت داشت و هر کدام نمايانگر تجربه‌ها و درک آنان از جانوران بود. دانش‌آموزان همان طور که درباره‌ی حشره‌ها بيش‌تر می‌آموختند، نقاشی‌هايشان افزايش دانش و علاقه آن‌ها را به جانور خاصی به خوبی نشان می‌داد.

   پيشنهادهای زير به تلفيق موفقيت‌آميز نقاشی با آموزش علوم کمک می‌کند:

 • به دانش‌آموزان حق انتخاب و مالکيت بدهيد.

 • نقاشی را با تجربه‌های آموزشی خاصی که داشته‌ايد، پيوند بزنيد.

 • منابع مناسب را فراهم آوريد.

 • برای دانش‌آموزان خود، سرمشق باشيد.

  حق انتخاب و مالکيت 

  هر دانش‌آموزی علاقه‌های خاص خودش را دارد. زمانی که برای جهت‌دهی به فعاليت آموزشی، حق انتخاب وجود داشته باشد، آنان با پشتکار بيش‌تری وارد ميدان می‌شوند. ما در پژوهش‌های خود به دانش‌آموزان فرصت داديم، حشره مورد نظر خود را در طبيعت پيدا کنند، آن را زير نظر بگيرند و درباره‌ی آن بياموزند. يا اين که با بررسی کتاب‌ها و منابع ديگر، حشره مورد علاقه‌ی خود را انتخاب و طراحی کنند.

  برخلاف برخی فعاليت‌های کلاسی که در آن‌ها همه‌ی بچه‌ها به يک چيز دست می‌يابند، اين فعاليت‌ها بر پايه‌ی علاقه‌ی دانش‌آموزان انجام می‌شد و نقاشی‌ها و شيوه‌ای که دانش‌آموزان برای معرفی حشره‌ها استفاده می‌کردند، متنوع بود. بنابراين، چون هر يک از دانش‌آموزان نقاشی‌های منحصر به فردی رسم می‌کردند، رقابت ميان آنان کاهش يافت. دانش‌آموزان مورد مطالعه‌ی ما نگران اين نبودند که يکی از همکلاسی‌هايشان بتواند يک حشره را بهتر از آنان طراحی کند.

  يکی ديگر از مولفه‌های دادن حق مالکيت به دانش‌آموزان، از علاقه‌ی طبيعی آنان به نقاشی به عنوان ابزاری برای برقراری ارتباط بهره می‌گيرد. بيش تر بچه‌ها نقاشی‌کردن را دوست دارند. هنگامی که به دانش‌آموزان گفته شد که نقاشی‌هايشان بيرون از کلاس و در سالن مدرسه به نمايش گذاشته می‌شوند، شور و شوق آنان بسيار ديدني بود . آنان سخت کار می‌کردند، به جزئيات دقت می‌کردند و از کار خود لذت می‌بردند.

  علاوه بر اين، از دانش‌آموزان خواسته شد آنچه را که در طول روز با آن رو به رو می‌شوند، طراحی کنند. همواره ابزارهای گوناگوني در اختيار آنان بود: مداد رنگی، رنگ، مداد شمعی و انواع کاغذ. از آنان خواسته شد، برنامه‌ی يک روزشان، آن چه که طی پياده روی مشاهده می‌کنند يا نسخه‌ی تصويری دستو کار يا قانون‌های يک بازی را تهيه کنند.

  وقتی چيزی بچه‌ها را به هيجان می‌آورد، آن را کند و کاو می‌کنند. اين يک ميلی ذاتی برای نشان دادن آن احساس است. برای مثال، هنگامی که معلمی چند جوجه اردک را به کودکستان برد، يکی از بچه‌ها بی‌درنگ قطعه‌ای کاغذ و يک مداد برداشت و به طراحی جوجه اردک‌ها مشغول شد. نقاشی‌های بچه‌ها را می‌توان در قالب يک روزنامه‌ی ديواری تنظيم کرد و پدر و مادر را از تجربه‌هايی آگاه کرد که بچه ها طی هفته انجام می‌دهند. بچه‌ها در اين روزنامه‌ها آن چه را آموخته‌اند، بازگو و آن چه را دوست دارند، طراحی می‌کنند.

  پيوند علم و هنر

  دانش‌آموزان مورد مطالعه‌ی ما، زمان بسياری را برای آموختن درباره‌ی حشره‌ها صرف کرده بودند و معلم آنان فقط نقش يک راهنما را داشت. آنان حشره‌ها‌ی گوناگونی را در محل زندگی‌شان پيدا کرده و مشاهده‌های صحرايی خود را يادداشت کرده بودند. سپس در بحث‌های کلاسی يافته‌های خود را با همکلاسی‌هايشان در ميان گذاشته بودند.

  دانش‌آموزان از راه خواندن، مشاهده کردن و بحث‌های کلاسی، درباره گونه، ويژگی‌ها و جای زندگی حشره‌ها چيزهايی آموختند و از حقايق جالبی آگاه شدند. همچنين به نقش مهم حشره‌ها در جهان ما پی بردند. هنگامی که از دانش‌آموزان می‌خواستيم حشره‌ای را انتخاب و طراحی کنند، تجربه‌های آموزشی آنان نه تنها برای آن فعاليت آماده‌شان کرده بود، بلکه اشتياق آغاز به کار را نيز در آنان افزوده بود.

  طراحی حشره‌ها، شيوه‌ی خلاقانه‌ای است که دانش‌آموزان می‌توانند ميزان درک خود را با آن نشان دهند. بيش از آغاز طراحی، از دانش‌آموزان خواسته می‌شد بخش‌های پيکری يک حشره را مشخص کنند. به علاوه، از آنان می‌خواستيم درباره‌ی نقاشی خود، به عنوان شيوه‌ای برای نشان دادن همه‌ی جزئياتی که در يک طراحی الگو مشخص شده‌اند، فکر کنند. هدف از اين فعاليت و نشان دادن الگو (نقاشی چاپ شده در يک کتاب کمک آموزشی) تقويت آموخته‌های دانش‌آموزان و کمک به دانش آموزانی بود که بخش های گوناگون پيکر يک حشره را می شناختند ، اما نام آن ها (سر ، شکم و شش پا) را نمی‌دانستند.

  اين فعاليت‌ها تجربه‌ی آموزشی مستقيمی را نيز به همراه داشت: دانش‌آموزان انگشتان، دست‌ها و چشم‌های خود را به کار می‌گرفتند تا خواندن و گوش کردن را با مشاهده‌های خودشان پيوند بزنند. برای مثال، در اغلب موارد يک دانش‌آموز برای طراحی يک حشره‌ی خاص، نظرهايی داشت که از مشاهده‌هايش در صحرا ناشی می‌شدند، اما پس از آن، می‌خواست از منابع تکميلی استفاده کند تا درستی يا نادرستي نظرهايش را بررسی کند.

  بچه‌ها اغلب ميزان درک و فهمشان را با نقاشی بهتر از سخن گفتن يا نوشتن بروز می‌دهند. به علاوه، وقتی آنان طراحی می‌کنند، در جزئيات برداشت‌ها و يافته‌های خود غرق می‌شوند. با بررسی نقاشی‌های آنان می‌توانيد ميزان رشد درک و فهمشان را ارزيابی کنيد. برای مثال، بسياری از بچه‌ها برای حشره‌ها صورت انسانی ترسيم می‌کنند.

  وقتی دانش‌آموزان پيش و پس از يک تجربه، نقاشی می‌کشند می‌توان از نقاشی برای ارزيابی ميزان درک آنان بهره گرفت. بری مثال، يک دانش‌آموز در دومين طراحی خود از يک حشره، علاوه بر ويژگی‌های بال‌ها، سر و شاخک‌ها، جزئيات بيش‌تری به آن می‌افزايد. به علاوه، وقتی او در کلاس درباره‌ی نيش زنبور چيزهايی می‌آموزد، جزئيات بيش‌تری را از نيش زنبور در نقاشی خود می‌گنجاند. ويژگی‌های ديگر، مانند طول نسبی پاهای قورباغه و لاک‌پشت و جزئيات پاهای لار و پروانه، در طراحی بچه‌ها از جانوران، منعکس می‌شود.

  فراهم‌کردن منابع

مشاهده دقيق طبيعت يک نکته است، ثبت آن مشاهدات روی کاغذ ، نکته ای ديگر . طراحی و نوشتن دانش آموزان را تشويق می کند ، درباره آن چه که باور دارند ، عميق تر فکر کنند . اين فرايند راه را برای آنان باز می کند تا يک نظر يا مفهوم را بررسی و کندوکاو کنند . در اين هنگام پرسش های زيادی در ذهنشان شکل می گيرد: چند تا پا دارد؟ آيا پاها مو دارند؟ آيا آن حشره شاخک دارد؟ چشم آن حشره به چه چيزی شباهت دارد؟

  دانش‌آموزان برای پيدا کردن پاسخ پرسش‌هايی که هنگام انجام اين فعاليت‌ها بر ايشان پيش می‌آيد، به منابع گوناگونی نياز دارند. دانش‌آموزان مورد مطالعه ما علاوه بر حشره‌ها و ديگر جانوران زنده، منابع ديگری در اختيار داشتند که برای پيدا کردن پاسخ کنجکاوی‌هايشان به آنان کمک می‌کردند: کتاب‌هايی که از عکس‌های حشره‌ها و جانوران پر بودند و ابزارهايی مانند ذره‌بين.

  سرمشق بودن معلم

  وقتی معلم همراه بچه‌ها در طبيعت کاوش و فعاليت‌های آنان را رهبری می‌کند، سرمشق مشاهده‌ی دقيق قرار می‌گيرد. وقتی دانش‌آموزان حشره‌های انتخابی خود را طراحی می‌کنند می‌تواند سرمشق آنان باشد. در مطالعه‌ی ما، معلمان به اندازه‌ی دانش‌آموزان در آموختن درباره‌ی حشره‌ای که انتخاب کرده بودند و طراحی حشره‌ی انتخابی با استفاده از همان اطلاعات، فرايندها و منابعی که دانش‌آموزان در اختيار داشتند، درگير بودند. وقتی دانش‌آمزوان ديدند، معلمشان نيز مشغول انجام همان فعاليتی است که آنان انجام می‌دهند، اطمينان پيدا کردند که فعاليت آن‌ها کار مهم و با ارزشی است و معلم آنان هنگامی که مشغول آموزش آنان است، خود نيز در حال يادگيری است.

  نتيجه‌گيری

  تجربه‌های ما نشان داد که چگونه از هنر و نقاشی می‌توان به عنوان ابزاری برای عمق بخشيدن به درک دانش‌آموزان بهره گرفت. همان طور که تکيه بر نوشتن برای آموختن، به عنوان ابزاری برای عمق بخشيدن به درک و فهم دانش‌آموزان مطرح می‌شود، نقاشی نيز ابزار ديگری است که از راه آن می‌توان دانش‌آموزان را به تفکر عميق درباره‌ی آنچه که می‌دانند و آن چه که مشاهده کرده‌اند، تشويق کرد. پرسش‌هايی که هنگام انجام اين فرايند جلوه می‌کنند، ثابت می کند که می‌توان از نقاشی برای برانگيختن کنجکاوی بهره گرفت. با نقاشی نه تنها دانش‌آموزان پاسخ پرسش‌های خود را پيدا می‌کنند، بلکه خلاقيت خود را نيز نشان می‌دهند.

  انسان‌ها اغلب با بيان عبارات‌هايی مانند "من رياضيدانم" يا "من در زمينه هنر توانايی‌هايی دارم"، دانش و توانايی‌های خود را محدود جلوه می‌دهند. ما به عنوان يک آموزشگر، اين برچسب‌ها را می‌شناسيم و ممکن است از آن‌ها برای محدود کردن آنچه که دانش‌آموزانمان باور دارند "مناسب" آن هستند، و سرانجام آن را بر می‌گزينند، استفاده کنيم. اما با بهره‌گيری از هنر به عنوان ابزری برای کندو کاو علمی می توانيم چشم‌انداز دانش‌آموزانمان را گسترده‌تر سازيم تا انديشمندتر و به توانايی‌های خود آگاه تر شوند.

  هنگامی که در جريان انجام فعاليت‌ها پرسش‌هايی پيش می‌آيد، دانش‌آموزان ياد می‌گيرند چگونه پاسخ پرسش‌های خود را پيدا کنند و چگونه از هنر برای انتقال آن چه که آموخته‌اند، بهره گيرند. دانش‌آموزان از راه اين تجربه‌های هنری، علم را به عنوان يک کوشش انسانی که از خلاقيت انسان بهره می‌گيرد تجربه می‌کنند. در نتيجه علم و هنر را به عنوان دو زمينه‌ی مخالف يکديگر تلقی نمی‌کنند. وقتی دانش‌آموزان خود را هنرمند، دانشمند و انسان‌هايی می‌بينند که از قيد برچسب‌ها آزادند، جامعه از فايده‌های تجلی‌های هنری بهره می‌برد.

  نکات ايمنی 

  دانش‌آموزان بايد هنگام دست زدن حشره‌ها و جانوران نکات ايمنی را رعايت کنند. برای اين کار معلم بايد از اطلاعات ويژه و ضروری درباره‌ی جانوران و حشره‌هايی که دانش‌آموزان با آن‌ها رو به رو می‌شوند، آگاه باشد. او بايد قانون‌ها و روش کار با جانوران و حشره‌ها را به بچه‌ها آموزش دهد. برای مثال، دانش‌آ,وزان هنگام دست زدن به يک حشره، بايد دستکش داشته باشند و دقت کنند به حشره يا جانور آسيبی وارد نشود.

در پايگاه اينترنتی www.scilinks.org اطلاعات سودمندی درباره‌ی حشره‌ها و چگونگي نگهداری از آنان عرضه شده است . پس از ورود به اين پايگاه، واژه‌ي " Guest" را انتخاب کنيد تا به شما اجازه عبور داده شود. سپس رمز "SC0101 "را وارد کنيد.

  بچه‌ها بايد بدانند که بهتر است صبح زود به گردآوری حشره‌ها بپردازند. در اين زمان، اين جانوران خونسرد، آهسته‌تر حرکت می‌کنند. همچنين حشره‌های گزنده از فاصله‌ی دور مطالعه شوند يا نمونه‌های خشک شده‌ی آن‌ها تهيه و زير ذره‌بين مشاهده شوند. به بچه‌ها بگوييد تا زمانی که يک بزرگسال بی خطر بودن عنکبوتی را تشخيص نداده است، به آن دست نزنند.

  گردآوری حشره‌ها با يک فنجان پلاستيکی و يک تکه مقوا امکان‌پذير است.  بچه‌ها با دقت حشره را به درون فنجان می‌کشند و با مقوا دهانه‌ی فنجان را می‌پوشانند. پس از مشاهده، حشره‌ها را به طبيعت باز گردانيد.

  منبع:

Science and Children, January 2001 www.nsta.org

Scienee and Children,January 1995 www.nsta.org

AWT IMAGE

آموزش نقطه‌ای است که متقاعد می‌شويم به اندازه‌اي کودکانمان را دوست داريم که آنان را از جهان خودمان ترد نمی‌کنيم يا آن قدر آنان را محدود نمی کنيم که توان پذيرش چيزهاي نو را نداشته باشند، بلکه آنان را برای نوسازی جهان کنونی آماده می‌کنيم.(Hannah Arendt)

نشاني مطلب در وبگاه جزيره دانش:
http://www.jazirehdanesh.com/find.php?item=20.445.787.fa
برگشت به اصل مطلب